گروه فرهنگ و هنر - پری ثابت: وقتی جنگ به دل نوروز و ماه رمضان میزند، چه کسی روایت مردم عادی یک جزیره را مینویسد؟ کتاب «و چرا...؟» تلاشی است برای ثبت صدای صیادان، پرستاران، مادران و کارگرانی که در روزهای بمباران قشم، بیسروصدا کنار هم ایستادند.
کتاب «و چرا...؟» با زیرعنوان «روایتهایی از جنگ تحمیلی رمضان در جزیره قشم»، تازهترین اثر معصومه محمودی است که از سوی انتشارات پَر سرخ در قشم منتشر شده است. این کتاب ۷۴ صفحهای که با تصاویری رنگی همراه شده، در واقع سفرنامهای مستند و در عین حال ادبی است؛ روایتی از نویسندهای که درست در بحبوحه جنگ، وقتی همه از جزیره میگریختند، راهی قشم شد تا آنچه را رسانههای بزرگ نمیبینند، ثبت کند.
از ترس شخصی تا روایت جمعی
نویسنده از همان فصل نخست، «و چرا من...؟»، صادقانه از تردیدها و ترسهای خودش میگوید؛ از مقاومت همسرش برای بردنش به جزیرهای که تهدید حمله زمینی آمریکا روی آن سایه انداخته بود و از انتخابی که در نهایت او را به قشم میرساند. این صداقت روایی، یکی از نقاط قوت کتاب است؛ محمودی خودش را قهرمان ماجرا نمیکند، بلکه راویای است که با تردید، ترس و کنجکاوی وارد میدان میشود.
ساختار کتاب بر پایه پرسشهایی ساخته شده که هر فصل را عنوان میدهند: چرا جنگ، چرا قشم، چرا دوحه، چرا بیمارستان، چرا جاشو و کارگر، چرا هنگام و چرا خیابان. این فرم پرسشمحور، خواننده را از دل تحلیلهای کلی درباره جایگاه ژئوپلیتیک قشم و تنگه هرمز، به دل خردهروایتهای انسانی میبرد؛ از بیمارستانی متروک که ظرف دو شبانهروز به مرکز درمانی زنده تبدیل میشود تا انبار سوخت صیادانی که با یک موشک، حاصل یک عمر کار و پسانداز خانوادههای بومی را به خاکستر بدل میکند.
صدای آدمهایی که جنگ را زندگی کردند
یکی از بخشهای تأثیرگذار کتاب، فصل «چرا دوحه؟» است؛ جایی که نویسنده از میان قایقهای سوخته و بوی ماهی و بنزین، با ناخدایی روبهرو میشود که همهچیزش را در یک بمباران از دست داده، اما همچنان میان ویرانهها به دنبال چیزی میگردد که شاید بشود نجاتش داد.
در فصل «چرا هنگام؟» نیز خانوادهای که پسرشان مجروح شده و عزیزی را از دست دادهاند، بیهیچ ادعایی از روزهای سخت میگویند؛ روایتی که نشان میدهد چطور مردم عادی، بیآنکه نظامی باشند، هدف مستقیم جنگ قرار میگیرند.
نثر محمودی صمیمی و گفتاری است و با گویش و اصطلاحات بومی هرمزگانی درآمیخته و به متن رنگ و بوی محلی داده است. او از توصیفات حسی و تصویری بهره میبرد؛ بوی زهم ماهی، صدای موج و گرد و غبار بعد از انفجار، همگی با جزئیاتی زنده روایت شدهاند که خواننده را به دل صحنه میبرند.
در کنار روایتهای میدانی، نویسنده گاه به تأملات شخصیتری نیز میپردازد؛ از جمله بخشی که به بحث «چهره زنانه جنگ» اختصاص دارد و در آن، نویسنده از منظر خودش به عنوان یک زن و مادر، تعریف دیگری از مقاومت و دفاع ارائه میدهد.
چرا «و چرا...؟» مهم است؟
آنچه «و چرا...؟» را از یک گزارش خبری ساده متمایز میکند، تلاش نویسنده برای فهمیدن «چرایی» ماجراست، نه صرفاً ثبت «چیستی» آن. او در جایجای کتاب میکوشد نشان دهد چرا قشم، با آن عظمت جغرافیایی و اهمیت اقتصادی و گردشگریاش، هدف قرار گرفته و چه چیزی در دل این جزیره نهفته که کمتر کسی، حتی خود اهالی، از آن آگاهاند.
کتاب همچنین از حیث مستندنگاری ارزشمند است؛ گفتوگوهای نویسنده با رئیس بیمارستان قشم، رئیس بنیاد شهید جزیره و خانوادههای داغدار، سندی میدانی از روزهای جنگ به دست میدهد که میتواند برای پژوهشگران تاریخ شفاهی نیز مفید باشد.
«و چرا...؟» را میتوان در دسته ادبیات مستند و خاطرهنگاری جنگ قرار داد، اما با لحنی که کمتر در این ژانر دیده میشود؛ لحنی زنانه، صمیمی و گاه شاعرانه که تلخی جنگ را بیآنکه شعاری شود، به خواننده منتقل میکند. این کتاب برای کسانی که میخواهند تصویری انسانی و نزدیک از جنگی که کمتر روایت شده به دست آورند، خواندنی است.