دکتر یونس شکرخواه ـ استاد مطالعات جهان دانشگاه تهران و روزنامهنگار ـ با تأکید بر ضرورت بازنگری در مفهوم «مرجعیت رسانهای»، معتقد است: فراگیر شدن یک اصطلاح به معنای پذیرفته شدن و مشروعیت آن نیست و مفاهیمی مانند مرجعیت رسانهای، بازنمایی و روایت باید دوباره در فضای ارتباطی امروز مورد بررسی و گفتوگو قرار گیرند.
یونس شکرخواه در نشست «مرجعیت ملی رسانه در ایران؛ مسئله بازنمایی و روایتسازی» مطالبی را عنوان کرده است که بر اساس آنچه در صفحه شخصی این استاد ارتباطات در فضای مجازی منتشر شده، مروری بر این اظهارات خواهیم داشت.
به گفته او، در زیستبوم رسانهای معاصر دیگر نمیتوان رابطه میان سوژه، رسانه و مخاطب را مانند گذشته تعریف کرد و فناوریهای نوین، از هوش مصنوعی تا شبکههای اجتماعی، این رابطه را به طور اساسی تغییر دادهاند.
ضرورت بازاندیشی در مفهوم «مرجعیت رسانهای»
به باور وی «فراگیر شدن یک واژه یا اصطلاح، هرگز به معنای مشروعیت یا رسیدن به اجماع عمومی بر سر معنا و اعتبار آن نیست. نباید تصور کرد که با رایج شدن یک مفهوم در محافل مختلف، دیگر راه نقد و بازنگری بر آن بسته شده است؛ چه بسا که گاهی ماجرا برعکس است و زمام ما به دستِ زبان میافتد، نه زبان به دستِ ما. بنابراین، مفاهیم تثبیتشده در حوزه رسانه نیز باید دوباره به بحث و گفتوگو گذاشته شوند.»
شکرخواه تاکید میکند: «مفاهیمی همچون «مرجعیت رسانهای»، «بازنمایی» و «روایت» نباید بهمثابه پاسخهای فوری و ساده برای مسائل پیچیدهی امروزی تلقی شوند. این اصطلاحات نیازمند آن هستند که در «آزمایشگاه فکری» قرار گیرند و از منظرهای مختلف دانشی بازخوانی شوند؛ چرا که زیستبوم معنایی جهانِ ما تغییر کرده است.»
استاد مطالعات جهان دانشگاه تهران در بخشی از سخنانش چنین عنوان میکند: «ما دیگر نمیتوانیم جهان ارتباطات را بر اساس تصورِ سنتی مواجههی یک «سوژه» آماده و ثابت با یک «ابژه» مشخص تحلیل کنیم؛ زیرا در فضای امروز، هم سوژه و هم ابژه دگرگون شدهاند و دیگر عناصرِ از پیش تعریفشدهای نیستند.»
مخاطب فقط مصرفکنندهرسانه نیست
دکتر شکرخواه میگوید: «در مواجهه با رسانههای مختلف، از هوش مصنوعی گرفته تا شبکههای اجتماعی، جایگاه مخاطب بهشدت تغییر کرده است. ما در برابر هوش مصنوعی با رسانهای روبهرو هستیم که خود را ابزاری برای ارائه پاسخ به مسائل جهان معرفی میکند؛ در حالی که شبکههایی مانند اینستاگرام، با شاخصهایی نظیر لایک و فوروارد، نوع دیگری از مقبولیت و مشارکت را شکل میدهند. در این میان، نباید تصور کرد که ما صرفاً در حال «مصرف رسانه» هستیم؛ بلکه در واقع، ما نیز در برابر رسانه، خود به نوعی «مصرف میشویم». هر رسانه احوال و منطق خاص خود را دارد و همین مسئله، ضرورت بازنگری در مفاهیم «مشروعیت» و «مرجعیت رسانهای» را دوچندان میکند.»
اعتبار رسانهای؛ از صحت و دقت تا بیطرفی
این روزنامهنگار باسابقه با بیان اینکه «در ارزیابی اعتبار رسانهها معمولاً مؤلفههایی مانند صحت، دقت، واقعیت و بیطرفی مورد توجه قرار میگیرند»، در این زمینه به مفهوم «هژمونی»، اشاره و اضافه میکند: برخی رسانهها میتوانند منطق، ایدئولوژی یا باورهای خود را به شکل یک «اجماع» یا «عقل سلیم» در جامعه عرضه کنند. از این رو، گزینشگری رسانهای نیز یکی از مفاهیمی است که برای فهم قدرت رسانهها باید مورد توجه قرار گیرد.
رسانهها فقط واقعیت را بازتاب نمیدهند
او خاطرنشان میکند: «همچنین از دیدگاه بسیاری از نظریهپردازان ارتباطات، رسانهها در شکلدهی به ادراک انسان نقش دارند و اساساً هر رسانه و هر فضای ارتباطی دارای نوعی سوگیری است. پژوهشهایی هم که درباره تأثیر رسانه بر حواس انسان منتشر شده گویای این است که رسانهها تنها اطلاعات را منتقل نمیکنند، بلکه میتوانند در تعدیل یا حتی مصادره برخی از حسهای انسانی نیز نقش داشته باشند.»