گروه بین الملل: افزایش حملات به کشتیهای تجاری و نفتکشها در تنگه هرمز، نگرانی درباره احتمال وقوع یک فاجعه زیستمحیطی را بیشتر کرده است. با این حال، برخلاف تصور اولیه، هدف قرار گرفتن یک نفتکش لزوماً به معنای نشت میلیونها بشکه نفت نیست. بررسی الجزیره نشان میدهد که طراحی مدرن نفتکشها، تقسیم محموله در مخازن متعدد و همچنین الگوی حملات اخیر، از عوامل اصلی محدود ماندن نشت نفت هستند. در عین حال، هرگونه آسیب همزمان به بدنه بیرونی و مخازن داخلی میتواند تنگه هرمز و دریای عمان را با یک بحران زیستمحیطی و اقتصادی گسترده روبهرو کند.
افزایش حملات و الگوی متفاوت هدفگیری
در ماههای ژوئیه و اوت، دستکم ۲۳ کشتی در تنگه هرمز هدف حمله قرار گرفتند. با وجود شدت گرفتن این حملات، بیشتر نفتکشها غرق نشدهاند و خسارتها عمدتاً به اندازهای بوده که کشتی برای مدتی از چرخه فعالیت خارج شود و نیاز به تعمیر و نگهداری پیدا کند. در یکی از موارد اخیر نیز فرماندهی مرکزی آمریکا از هدف قرار دادن سه نفتکش ایرانی خبر داد که دو مورد آن در بندر جاسک قرار داشتند؛ یکی خالی و دیگری حامل نفت بود.
الجزیره در بررسی خود این احتمال را مطرح میکند که بخشی از این حملات اساساً برای ارسال پیام سیاسی و نظامی و ایجاد اختلال در فعالیت کشتیرانی انجام میشود، نه ایجاد یک فاجعه زیستمحیطی. بر اساس گزارشی که نیویورکتایمز از یک مدیر اجرایی صنعت کشتیرانی نقل کرده، به نظر میرسد در برخی حملات، موتورخانه کشتیها هدف قرار گرفته تا نفتکش از حرکت بازبماند، بدون آنکه مخازن نفت آسیب ببینند.
دیواره دوم؛ سپر نفتکشهای مدرن
یکی از مهمترین دلایل محدود بودن نشت نفت، تغییرات اساسی در طراحی نفتکشها پس از فجایع بزرگ زیستمحیطی است. نمونه مشهور، حادثه نفتکش «اکسون والدز» در آلاسکا در سال ۱۹۸۹ بود که حدود ۴۱.۶ میلیون لیتر نفت خام وارد دریا کرد و خسارت گستردهای به حیات دریایی و سواحل وارد شد. پس از چنین حوادثی، استانداردهای ایمنی صنعت حملونقل نفت بهطور چشمگیری افزایش یافت.
در نفتکشهای مدرن، بدنه دو جداره نقش حفاظتی مهمی دارد. میان آب دریا و مخازن نفت، دو لایه فولادی قرار گرفته است؛ بنابراین اگر موشک، مین یا جسم دیگری به بدنه بیرونی برخورد کند، الزاماً مخازن داخلی آسیب نمیبینند. بدنه خارجی میتواند بخشی از نیروی انفجار یا ضربه را جذب کند و لایه داخلی همچنان محموله را محفوظ نگه دارد.
محمولهای که در چند مخزن تقسیم میشود
ایمنی نفتکش تنها به دو جداره بودن بدنه محدود نیست. نفت موجود در کشتی نیز در یک مخزن عظیم و یکپارچه ذخیره نمیشود، بلکه در مجموعهای از مخازن جداگانه قرار دارد. در نتیجه، آسیب دیدن یکی از مخازن الزاماً به معنای از بین رفتن کل محموله یا ایجاد یک لکه نفتی بسیار گسترده نیست.
از همین رو، میان «از کار انداختن نفتکش» و «غرق کردن آن» تفاوت اساسی وجود دارد. هدف قرار دادن موتورخانه، سامانههای کنترل و ناوبری یا بخشهایی از بدنه میتواند کشتی را متوقف کند و هزینههای بیمه و کشتیرانی را افزایش دهد، بدون اینکه نفت مستقیماً وارد دریا شود. ایجاد یک آلودگی گسترده در تنگه هرمز نیز میتواند به تمام کشورهای منطقه آسیب بزند و حتی برای طرف حملهکننده پیامد داشته باشد.
خطر واقعی؛ شکستن مخازن نفت
با این حال، نبود نشت گسترده تاکنون به معنای از بین رفتن خطر نیست. فاجعه زمانی محتمل میشود که همزمان بدنه خارجی و داخلی نفتکش شکافته شود، یا انفجار مستقیماً به مخازن محموله برسد. همچنین برخورد شدید، به گل نشستن کشتی یا جدا شدن بخشهایی از بدنه میتواند حجم زیادی از نفت را در مدت کوتاهی وارد آب کند و عملیات مهار را بسیار دشوار سازد.
چرا نشت نفت برای منطقه
خطرناک است؟
نفت خام در صورت ورود به دریا میتواند لایهای روی سطح آب ایجاد کند که تبادل اکسیژن و نور را مختل کرده و به مرگ یا مسمومیت موجودات دریایی منجر شود. آثار آلودگی همچنین میتواند به صخرههای مرجانی، مناطق ساحلی، شیلات و گردشگری سرایت کند و خسارتهای اقتصادی طولانیمدتی به همراه داشته باشد.
این خطر برای کشورهای حاشیه خلیج فارس اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا بخشی از آب مورد نیاز آنها از طریق تأسیسات شیرینسازی آب دریا تأمین میشود. ورود نفت به مناطق برداشت آب میتواند فعالیت این تأسیسات را مختل و هزینه تصفیه را افزایش دهد. بنابراین، یک حادثه بزرگ در تنگه هرمز میتواند فراتر از خسارت به یک کشتی، به بحرانی منطقهای تبدیل شود.
برگرفته از: جماران