نویسنده هر شنبه که در این ستون قصد نوشتن مطلب دارد، مکث میکند که آیا وضع اقتصادی در طول یک هفته بهبود پیدا کرده یا نه؟ پاسخ ساده است: اتفاق مثبتی رخ نداده است. علت آن است که زندگی سالهاست که به مخاطره افتاده است، اما جنگهای ۱۲روزه، ۴۰روزه و 13 روزه و از همه بدتر، محاصره دریایی و طرح «طرد اقتصادی ایران» که وزارت خزانهداری آمریکا شامگاه دوشنبه گذشته آن را کلید زد، میتواند اوضاع اقتصادی را از آنچه بوده و هست، بدتر کند.
پرسش این است که چرا چنین شد و چرا مردم که در خلق این اتفاقات نداشتهاند، باید هزینه پرداخت کنند؟
* مرکز آمار ایران تورم سالانه و نقطهبهنقطه مردادماه ۱۴۰۵ را اعلام کرد. بر اساس این گزارش، تورم سالانه در مرز 70 و تورم نقطه در مرز 90 درصد بوده است یعنی قیمت کالاها در مرداد امسال نسبت به مرداد سال گذشته حدود ۸۹ درصد گرانتر شدهاند.
* بر اساس گزارش مرکز آمار، تورم خوراکیها در مرداد امسال نسبت به مرداد سال گذشته حدود 128 درصد بیشتر شده است؛ یعنی شهروندان در خرید کالا در مرداد امسال نسبت به مرداد سال قبل، ۱۲۸ درصد پول بیشتری پرداختهاند.
*رئیسجمهور و رئیس کل بانک مرکزی گفتهاند محاصره دریایی مانع فروش نفت ایران شده است. اما وزیر نفت گفته فروش نفت جریان دارد. کدامیک راست میگویند و کدامیک دروغ؟ زیرا از منظر فلسفه، جمع نقیضین محال است. آقای پزشکیان توضیح دهید.
* یک نماینده مجلس گفته ایران ۷۰ میلیون بشکه نفت روی آب دارد و میتواند آن را در طول چند ماه بفروشد و پولش را خرج کند. پرسش از این نماینده این است که وقتی طرح «طرد اقتصادی» در حال اجرا است، پول این نفت چگونه قرار است به خزانه برگردد؟ پس نباید روی آن حساب باز کرد. گفته می شود میلیاردها دلار پول نفت ایران در چین بلوکه شده و پکن از ترس آمریکا پرداخت نمی کند.
*میانجی ها هنوز از تفاهمنامه اسلامآباد ناامید نشدهاند، این در حالی است که آمریکا میز مذاکره را ترک کرده و راهبرد تحریم و محاصره دریایی را در پیش گرفته است. البته اگر ایران با عمان بر سر تنگه هرمز توافق کند، معنایش این است که آمریکا هم با آن موافق است؛ زیرا عمان بدون اجازه آمریکا کاری نخواهد کرد.
وقتی پنجره دیپلماسی بسته میشود، پنجره تحریم، محاصره دریایی و جنگ باز میشود.
اگر موارد پنجگانه را در کنار شکلگیری ائتلافهای منطقهای، مثل ائتلاف مکه و بهتازگی پیمان دفاعی کویت با پاکستان، قرار دهیم، خواهیم دید که ایران از جنوبغرب و جنوبشرق در محاصره متحدان آمریکا قرار گرفته است. تفاهمنامه اسلامآباد به نفع ایران و به ضرر آمریکا بود. پرسش این است که چگونه و چرا این تفاهمنامه به هم خورد که هزینهاش بر دوش ملت سوار شده است؟
پزشکیان که منتخب ۱۶ میلیون نفر است و همچنین قالیباف، رئیس مجلس که او هم منتخب مردم است، پاسخ دهند پشت پرده به هم خوردن تفاهمنامه چه بود و از مردم برای عبور از بحرانها راهحل بخواهند و به اقلیتی که صدایش بلند است و صاحب تریبون است و در خلق وضع موجود نقش دارد توجه نکنند. کشور متعلق به اکثریت است، نه اقلیت مشکوک.
کاری که می توان انجام داد، نظرسنجی از مردم است که آیا وضع موجود را قبول دارند؟ آیا جنگ می خواهند یا صلح و زندگی؟ آیا باید همچنان در تحریم زیست یا مثل دیگر کشورها، بدون فشار و بدون محاصره دریایی زندگی کرد و طعم رفاه و آسایش را چشید؟