گروه بینالملل: حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاههای آمریکا در خلیج فارس، یک پرسش راهبردی مهم را پیش روی واشنگتن قرار داده است: آیا میلیاردها دلار برای بازسازی پایگاههای آسیبدیده هزینه کند یا به سمت الگوی جدیدی از استقرار نظامی حرکت کند؟ تحلیلهای مطرحشده در فایننشال تایمز نشان میدهد جنگ اخیر میتواند نقطه عطفی در حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه باشد؛ حضوری که بیش از چهار دهه بر پایگاههای بزرگ و ثابت در کشورهای حاشیه خلیج فارس تکیه داشته است.
پایگاههای بزرگ زیر فشار حملات
در جریان جنگ، ایران با استفاده از موشکهای کوتاهبرد و پهپادها، بخشی از زیرساختهای نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار داد. آشیانه هواپیماها، مراکز راداری، تأسیسات پشتیبانی و مراکز فرماندهی از جمله اهداف این حملات بودند. آسیبپذیری این تأسیسات، مقامهای آمریکایی را به این نتیجه رسانده که پایگاههای بزرگ و متمرکز، در شرایط جنگی جدید دیگر امنیت گذشته را ندارند.
هال برندز، پژوهشگر دانشگاه جانز هاپکینز، معتقد است وزن حضور نظامی آمریکا به سمت خارج از خلیج فارس حرکت خواهد کرد؛ جایی که نیروها از برد موشکها و پهپادهای ایران فاصله بیشتری داشته باشند. به همین دلیل، یکی از گزینههای مورد توجه پنتاگون، حرکت به سوی پایگاههای کوچکتر و پراکندهتر است. این مدل میتواند شناسایی و هدف قرار دادن نیروهای آمریکایی را دشوارتر کند و امکان جابهجایی سریع هواپیماها و تجهیزات را افزایش دهد.
هزینه میلیاردی بازسازی
با وجود این تغییرات، آمریکا با مسئله هزینه نیز روبهروست. مؤسسه امریکن اینترپرایز پیشتر هزینه تعمیر خسارتهای واردشده به ۱۱ پایگاه آمریکایی در هفت کشور منطقه را حدود پنج میلیارد دلار برآورد کرده بود.
اما پرسش اصلی این است که آیا صرف چنین هزینهای برای بازسازی پایگاههایی که ممکن است دوباره در معرض حمله قرار بگیرند، منطقی است؟ نیت سوانسون، مدیر سابق بخش ایران در شورای امنیت ملی آمریکا، معتقد است بازسازی برخی از این تأسیسات شاید چندان فایدهای نداشته باشد و احتمال انتقال نیروها به سمت غرب افزایش خواهد یافت.
از سوی دیگر، آمریکا در سالهای اخیر خود نیز به تدریج از حجم حضور نظامی در خاورمیانه کاسته و تمرکز بیشتری بر شرق آسیا گذاشته است. خروج از سوریه و کاهش تدریجی نیروها در عراق بخشی از همین روند محسوب میشود.
پایان دکترین کارتر؟
تغییر احتمالی در آرایش نظامی آمریکا تنها یک تصمیم فنی یا نظامی نیست؛ بلکه میتواند پیامد ژئوپلیتیکی گستردهای داشته باشد.
حضور گسترده آمریکا در خلیج فارس پس از انقلاب ایران و حمله شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹ شکل گرفت. جیمی کارتر در سال ۱۹۸۰ اعلام کرد واشنگتن اجازه نخواهد داد قدرتی متخاصم کنترل خلیج فارس را در دست بگیرد. این سیاست بعدها به «دکترین کارتر» معروف شد و زمینهساز گسترش حضور نظامی آمریکا در منطقه شد.
اکنون برخی تحلیلگران معتقدند جنگ اخیر با ایران میتواند همین دکترین را به نقطه پایان نزدیک کند. گرگوری برو، مورخ و تحلیلگر گروه اوراسیا، گفته است انقلاب اسلامی ایران موجب شکلگیری دکترین کارتر شد و جنگ با ایران میتواند به فروپاشی آن منجر شود.
معضل بزرگ واشنگتن
با این حال، کاهش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس ساده نیست. واشنگتن همچنان به متحدان عرب خود متعهد است و عقبنشینی بیش از اندازه میتواند نگرانی آنها و جسارت بیشتر ایران را به دنبال داشته باشد.
در شرایط معمول، حدود ۳۵ هزار نیروی آمریکایی در عربستان، امارات، بحرین، قطر و کویت مستقر یا در حال جابهجایی هستند. کاهش این نیروها میتواند نشانه تغییر بزرگی در مناسبات امنیتی منطقه باشد.
در نهایت، واشنگتن باید میان دو ضرورت تعادل برقرار کند: کاهش آسیبپذیری نیروهای خود و حفظ اطمینان متحدان منطقهای. این همان معمایی است که جنگ با ایران پیش روی آمریکا گذاشته است.
اگر این تغییر رخ دهد، شاید جنگ اخیر تنها یک رویارویی نظامی نباشد، بلکه آغاز پایان دورهای باشد که آمریکا امنیت خلیج فارس را با شبکهای از پایگاههای بزرگ و دائمی دنبال میکرد.
برگرفته از: فایننشال تایمز / خبرآنلاین