جنگ ایران و آمریکا را میتوان یکی از مهمترین رویدادهای ژئوپلیتیکی خاورمیانه در سه دهه و نیم گذشته دانست؛ رویدادی که ممکن است آثار آن حتی از برخی تحولات مهم پس از جنگ سرد، از جمله جنگهای افغانستان و عراق و «بهار عربی»، فراتر رود. با این حال، قضاوت درباره پیامدهای نهایی این جنگ هنوز زود است و همانگونه که تجربه تحولات تاریخی نشان میدهد، آثار واقعی یک بحران بزرگ ممکن است سالها بعد آشکار شود. با وجود این، از هماکنون نشانههایی از تغییر در روندهای کلان خلیج فارس دیده میشود که میتواند آینده نظم منطقهای را تحت تأثیر قرار دهد.
ضرورت احتیاط در قضاوت تاریخی
نویسنده تأکید میکند که هنوز نمیتوان درباره پیامدهای نهایی جنگ ایران و آمریکا با قطعیت سخن گفت. تجربه تاریخی نشان داده است که تحولات بزرگ، تمام آثار خود را بلافاصله آشکار نمیکنند. نمونه اروپا پس از شکست ناپلئون و کنگره وین نشان میدهد که حتی شکلگیری یک نظم جدید نیز لزوماً به معنای پایان آثار تحول قبلی نیست. انقلابهای ۱۸۴۸ نشان دادند که میراث تحولات فرانسه همچنان در ساختار سیاسی اروپا باقی مانده بود. از این منظر، ارزیابی دقیق جنگ ایران و آمریکا نیازمند گذشت زمان، پایان کامل بحران و دسترسی به اطلاعات و اسناد بیشتری است. با این حال، اصل مهم این است که چنین جنگی نمیتواند بدون اثرگذاری بر روندهای ژئوپلیتیکی، ژئواکونومیک، امنیتی و فناورانه منطقه پایان یابد.
هشت روند آیندهساز خلیج فارس
نخستین روند، نقشآفرینی چین در منطقه است که تاکنون عمدتاً بر اهداف اقتصادی و تجاری متمرکز بوده است. نویسنده احتمال میدهد جنگ اخیر موجب کاهش این روند شود؛ زیرا افزایش ناامنی میتواند فضای فعالیت اقتصادی چین را محدود کند.
دوم، سیاست هجینگ کشورهای عربی، بهویژه عربستان، امارات و قطر، است. این کشورها تلاش میکنند روابط خود را میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای متنوع کنند. جنگ میتواند این روند را تقویت کند؛ از جمله از طریق توافقهای امنیتی جدید مانند پیمان مکه و سایر ترتیبات راهبردی.
سومین تحول، کاهش اعتماد کشورهای عربی به آمریکا برای حفظ نظم تکقطبی منطقه است. تجربه جنگ میتواند این تصور را تقویت کند که اتکای کامل به واشنگتن برای تأمین امنیت پایدار کافی نیست و کشورهای منطقه باید گزینههای دیگری را نیز دنبال کنند.
رقابت بیشتر در منطقه
چهارمین روند، افزایش رقابت ژئوپلیتیکی درون منطقه است. تحولات پس از سقوط بشار اسد و همچنین بحران تنگه هرمز، زمینههایی برای تشدید رقابت میان بازیگران منطقهای ایجاد کردهاند و جنگ ایران و آمریکا میتواند این روند را سرعت ببخشد.
پنجمین روند به برجستهشدن فناوری در حکمرانی و اقتصاد کشورهای منطقه مربوط است. عربستان، قطر و امارات در مسیر گذار از اقتصاد نفتی به اقتصاد مبتنی بر فناوری حرکت میکنند. اثر جنگ بر این روند دوگانه ارزیابی شده؛ به این معنا که هم میتواند آن را تقویت و هم در برخی حوزهها محدود کند.
ششم، تشدید رقابت بر سر رهبری فناوری در منطقه است. رقابت کشورهای خلیج فارس برای دستیابی به جایگاه بالاتر در عرصه فناوری، هوش مصنوعی و زیرساختهای نوین میتواند پس از جنگ اهمیت بیشتری پیدا کند.
هفتمین روند، شتابگیری انرژیهای نو و نقش هوش مصنوعی در اقتصاد، امنیت و حکمرانی است. ناامنی انرژی و تحولات ناشی از جنگ میتواند انگیزه کشورهای منطقه برای تنوعبخشی به منابع انرژی و سرمایهگذاری در فناوریهای نوین را افزایش دهد.
تقویت دولتهای توسعهگرا
هشتمین روند، تداوم ایدئولوژیزدایی و تقویت دولتهای اقتدارگرا و توسعهگرا است. بر اساس تحلیل نویسنده، کشورهای منطقه بیش از گذشته بر توسعه اقتصادی، ثبات سیاسی و افزایش ظرفیتهای حکمرانی تمرکز خواهند کرد.
جنگ ایران و آمریکا هنوز در مرحلهای قرار دارد که قضاوت درباره نتایج نهایی آن دشوار است، اما آثار آن بر روندهای بلندمدت منطقهای قابل مشاهده است. از کاهش یا تغییر نقش چین و بازتعریف روابط کشورهای عربی با آمریکا گرفته تا رقابت فناوری، انرژیهای نو و ترتیبات امنیتی جدید، خلیج فارس در مسیر بازآرایی قرار گرفته است؛ روندی که ابعاد واقعی آن احتمالاً در سالهای آینده روشنتر خواهد شد.
منبع: دیپلماسی ایرانی