به قلم سردبیر
بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۰، روزی است که طالبان پس از دو دهه بار دیگر بر کابل مسلط شدند، آغاز معمایی تازه در تاریخ معاصر افغانستان. اکنون که پنج سال از آن روز میگذرد، وقت آن رسیده که به سه پرسش پاسخ داده شود: آیا طالبان دستنشانده آمریکاست؟ دستاورد پنجسالهاش چیست؟ و اصرار بر رابطه با آمریکا چه معنایی دارد؟
۱. طالبان، دستنشانده یا بازیگر مستقل؟
طالبان دستنشانده آمریکا نبوده و نیست. ایالات متحده در سال ۲۰۲۱ با آنان توافق کرد تا نیروهایش را خارج کند، اما این توافق نه از روی همدلی، که از سر خستگی و محاسبه راهبردی بود. واقعیت این است که آمریکا طالبان را در فهرست دولتهای «حامی بازداشتهای غیرقانونی» قرار داده و تا امروز، جز روسیه، هیچ کشوری حکومت طالبان را به رسمیت نشناخته است. طالبان همان گروهی است که آمریکا با بمباران آنها را متواری کرد.
۲. امنیت در برابر فقر و محرومیت
اگر بخواهیم منصف باشیم، نمیتوان انکار کرد که یکی از مهمترین تغییرات پنج سال گذشته، کاهش درگیریهای مسلحانه در افغانستان بوده است. بسیاری از شهروندان افغانستان پس از دههها جنگ، نفسراحتی کشیدهاند و امنیت نسبی را تجربه کردهاند. اما این، تمام ماجرا نیست.
در برابر این دستاورد، واقعیت تلخ این است که اقتصاد افغانستان در باتلاق فقر و بیکاری دستوپا میزند. حدود یکونیم میلیون کارگر به دلیل سوءمدیریت بیکار شدهاند و حکومت توان مدیریت این بحران را ندارد. بانک جهانی هشدار داده که قدرت خرید خانوادهها همچنان پایین است.
پس از بهدستگرفتن قدرت، زنان و دختران را از آموزش ثانویه و عالی محروم کرد. بیش از ۲.۶ میلیون دختر از تحصیل در بالاتر از سطح ششم بازماندهاند و زنان افغان امروز «تحت شدیدترین محدودیتهای جهان» زندگی میکنند. دخترانی که روزی در کلاسهای درس و دانشگاهها حضور داشتند، امروز یا خانهنشین شدهاند یا در سن کم به ازدواج اجباری تن دادهاند. این بلایی انسانی است که طالبان با بهره گیری غلط از اسلام بر سر زنان آورده است.
۳. طالبان و آمریکا
پنج سال پس از خروج آمریکا، طالبان با چه منطقی خواهان برقراری رابطه با واشنگتن است؟ پاسخ در انزوای بینالمللی نهفته است که گریبانگیر این حکومت شده. طالبان میداند که بدون بهرسمیتشناختن و تعامل با جامعه جهانی، نمیتواند بحران اقتصادی و عدم مشروعیت را مدیریت کند. از اینروست که امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، از نقش قطر در «تسهیل روابط دیپلماتیک» میان افغانستان و آمریکا سپاسگزاری میکند و ذبیحالله مجاهد از بازگشایی سفارت آمریکا در کابل سخن میگوید.
اما این خواهشِ رابطه، نه از سرِ قدرت، که از سرِ ناچاری است. آمریکا اعلام کرده که هرگونه عادیسازی روابط، « به اقدامات خود طالبان بستگی دارد». طالبان میان دو آتش گرفتار است: از یکسو، برای بقا به تعامل با جهان نیاز دارد و از سوی دیگر، با سیاستهای سرکوبگرانه داخلی، راهِ خود را به سوی مشروعیت مسدود میکند.
سخن آخر
پنج سال گذشت. طالبان امروز همان طالبان دیروز است؛ با همان ماهیت، با همان رویکرد سختگیرانه و با همان نگاه تکبعدی به قدرت. تنها تفاوت در این است که امروز، انزوای بینالمللی و بحران اقتصادی، آنان را به بازیگری واداشته که ناگزیر از تعامل با همان دشمن دیرین خود، آمریکا، است. اما این تعامل، نه از سرِ تغییرِ ماهیت، که از سرِ بقاست. و تا وقتی که زنانِ این سرزمین، خانهنشین و محروم از آموزش باشند و جوانان، بیکار و ناامید، این حکومت نمی تواند ادعای مشروعیت کند. پنج سال پس از سقوط، سؤال همچنان پابرجاست که این حکومت دینی برای مردمِ افغانستان چه آورده است؟ پاسخ، در چهره دختری که بهجای رفتن به مدرسه، پشت پنجره خانه، به روزهای ازدسترفته خود مینگرد نهفته است.
فقر کمر مردم افغانستان را شکسته و آن ها را وادار به مهاجرت به ایران و پاکستان و دیگر جاها کرده است.
نکته قابل تامل این است که تروریست های طالبان این دوره نسبت به قبل هرچند تغییر ماهیت نداده اند اما هوشمند شده اند و دست دوستی به دشمن خود یعنی آمریکا که سران طالبان را مثل سراج الدین حقانی زندانی کرده بود دراز کرده اند. این گروه فهمیده که بدون آمریکا نمی تواند مشروعیت داخلی و خارجی کسب کند. در آن سو یعنی در سوریه هم احمد الشرع، تروریستی که آمریکا برای سرش جایزه تعیین کرده بود اکنون لباس تروریستی را از تن به در کرده کت و وشلوار پوشیده به دیدار ترامپ رفت و تحریم های آمریکا علیه سوریه لغو شد. این دو واقعیت نشان می دهد که دنیا در حال تغییر و تحول است.