ستاره صبح - فائزه صدر: مسعود پزشکیان در نشستی با دبیران کل احزاب و فعالان سیاسی با اشاره به پیامد جنگ بر اقتصاد کشور، اظهار داشت که کاهش درآمدهای نفتی، دشواری واردات، آسیب دیدن واحدهای تولیدی، مشکلات اقتصادی و فشار بر دولت را افزایش داده است. پزشکیان گفت: «قبلاً نفت می فروختیم، اکنون نمیتوانیم بفروشیم. برخی کارخانهها در جریان جنگ آسیب دیدهاند و دولت نه تنها امکان دریافت مالیات از آنها را ندارد، بلکه برای ادامه فعالیت و حفظ تولید باید از آنها حمایت مالی نیز کند.» پزشکیان در ادامه سخنان خود، “فروپاشی ایران از داخل” را به عنوان برنامه اصلی دشمن عنوان کرد. ستاره صبح در گفت و گو با محمد جواد عباسیان، کارشناس اقتصادی به بررسی این موضوع پرداخت که در ادامه میخوانید:
محمد جواد عباسیان در رابطه با کاهش درآمد ارزی دولت گفت: اگر صادرات نفت ایران به صفر نزدیک شود و هم زمان صنایع بزرگی مثل فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و زنجیرههای وابسته دچار افت تولید شوند، اثر آن فقط روی کارکرد دولت که به بودجه نیاز دارد نمایان نخواهد شد؛ بلکه کل ساختار اقتصاد تحت فشار قرار میگیرد. این اثر به مدت زمان بحران، امکان دور زدن تحریمها، ذخایر ارزی و سیاستهای داخلی بستگی دارد.
وی در ادامه اضافه کرد: نفت مهمترین منبع ورودی دلار به اقتصاد است. کاهش فروش نفت یعنی کاهش توان واردات کالاهای اساسی، از جمله دارو، ماشین آلات و مواد اولیه. به عبارتی فشار بیشتر روی بازار ارز یعنی افزایش هزینه تولید در داخل که نتیجه آن کاهش ارزش پول ملی و افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم است.
وی با اشاره به تشدید کسری بودجه دولت در این رابطه متذکر شد: دولت از نفت برای تأمین بخشی از هزینههای خود استفاده میکند. حقوق کارکنان دولت، هزینه پروژههای عمرانی و یارانهها و حمایت از صنایع از این طریق ممکن میشود. وقتی درآمد نفتی کم شود، دولت به چند راه متوسل خواهد شد که استقراض، افزایش مالیات، چاپ پول راه حلهای دولتی درآمد زایی هستند. اما این موارد فشار اقتصادی ایجاد میکنند و مورد سوم معمولاً تورم زا است.
این فعال اقتصادی در ادامه افزود: اثر مستقیم آسیب به فولاد مبارکه و صنایع مشابه فولاد فقط آسیب دیدن یک کارخانه و از دست رفتن درصد قابل توجهی از اشتغال در کشور نیست؛ بلکه یک زنجیره بزرگ آسیب دیده است. زنجیره تولید سنگ آهن، کنسانتره، گندله، آهن اسفنجی، فولاد، ورق و محصولات صنعتی آسیب دیده و به یک حلقه تولیدی که حلقههای تولیدی بی شماری را حمایت میکند آسیب وارد شده است.
وی گفت: صنعت فولاد از صنایع پایه اقتصاد است و در بسیاری از بخشها از جمله ساختمان، خودرو و زیرساخت نقش دارد. هدف گرفتن این بخش از تولید نشان از اهمیت آن دارد. آسیب این بخش یعنی کاهش اشتغال کارگران مستقیم کارخانه و پیمانکاران، آسیب به صنعت حمل و نقل و معادن و خدمات در پیرامون این صنایع که ممکن است صدها هزار شغل را به طور مستقیم و غیرمستقیم تحت تأثیر قرار دهد.
این کارشناس اقتصادی درباره تأثیر کاهش صادرات بر جامعه تصریح کرد: در بودجه بندی برای کاهش وابستگی به نفت روی صادرات فولاد، پتروشیمی و مواد معدنی حساب باز کرده بودیم. اگر فولاد صادراتی کم شود، ورود ارز کمتر میشود و تراز تجاری بدتر خواهد شد به این ترتیب فشار روی نرخ ارز بیشتر میشود این اثر را حتی مردم عادی و کسانی که در صنعت فولاد کار نمیکنند هم حس خواهند کرد. وی در ادامه اظهار داشت: وقتی تورم بالا میرود پول ملی کم ارزش میشود. قیمت لوازم خانگی بالا خواهد رفت که به دلیل وضعیت صنعت فولاد و نرخ ارز خواهد بود. خودرو مسکن و مصالح و تجهیزات صنعتی افزایش قیمت پیدا میکنند. فرصتهای شغلی در بسیاری از بخشها کاهش پیدا خواهد کرد که به دلیل رکود بازار است. عباسیان در ادامه یادآور شد: در صورت طولانی شدن این شرایط اثراتش نگران کننده است. در نظر داشته باشیم که بسیاری از صنایع کشور امروز هم با معضل فرسودگی تجهیزات روبرو هستند که به دلیل نبود سرمایه گذاری این شرایط استمرار پیدا کرده است و در صورت ادامه داشتن به مهاجرت نیروی متخصص و کاهش توان رقابت صنایع ایرانی خواهد انجامید.
وی گفت: این وضعیت به معنی فروپاشی فوری نیست، بلکه به شکل رکود تورمی طولانی، کاهش رفاه و فشار معیشتی ظاهر خواهد شد. نتیجه استمرار این وضعیت از بین رفتن تولید به ویژه در صنایع کوچک و کوچکتر شدن طبقه متوسط خواهد بود.
محمد جواد عباسیان با تاکید بر آثار اجتماعی کاهش صادرات اضافه کرد: اگر از زاویه جامعه به این موضوع نگاه کنیم، یک بحران اقتصادی طولانی داشتیم که در سال گذشته با تجربه سه جنگ تشدید شد و امروز چشم اندازی برای پایان آن دیده نمیشود. مساله مردم جامعه تنها کم ارزش بودن پول و کاهش قدرت خرید نخواهد بود. این وضعیت به تدریج روی رفتارها، روابط، ارزشها، امید اجتماعی و سبک زندگی مردم اثر میگذارد. سفر، مهمانی، ازدواج، فرزندآوری و خرید ماشین و مسکن به تعویق می افتد و مردم روی بقا تمرکز خواهند کرد.