لوگو
1405 دوشنبه 9 شهريور
  • صفحه نخست
  • سیاست
  • سخن‌گاه
  • اقتصاد
  • شهروند
  • بین الملل
  • فرهنگ و هنر
  • سلامت
  • علم و فناوری
  • ورزش
  • خواندنی‌ها
  • آرشیو روزنامه
1405/05/12 - شماره 2800
نسخه چاپی
به قلم سردبیر

توقف جنگ یا آتش زیر خاکستر؟

آنچه در سیاست رخ نمی‌دهد، از آنچه رخ می‌دهد مهم‌تر است. اینکه پس از جنگ ۴۰ روزه، نه ایران و نه اسرائیل حملات مستقیم خود را از سر نگرفتند و هم‌زمان لغو دستور حمله جدید ترامپ، این پرسش را به وجود آورده که آیا خطر جنگ کاهش یافته یا به تعویق افتاده است؟
پاسخ قطعی برای این پرسش وجود ندارد، اما شواهد نشان می‌دهد هیچ‌یک از روایت‌های رایج به تنهایی نمی‌تواند توضیح‌دهنده این وضعیت باشد. برخی معتقدند فشار کشورهای عربی، به‌ویژه عربستان و دولت‌های حاشیه خلیج فارس، عامل اصلی توقف حملات بوده است. علت این است که این کشورها اقتصادشان به ثبات بازار انرژی و امنیت مسیرهای دریایی وابسته است، به همین دلیل تلاش کردند دامنه درگیری گسترش نیابد. آنها به خوبی می‌دانند جنگی فراگیر نه تنها امنیت منطقه، بلکه آینده سرمایه‌گذاری، تجارت و برنامه‌های توسعه اقتصادی‌شان را تهدید می‌کند.
البته گفته می شود که ایران از طریق کانال‌های دیپلماتیک یا میانجی‌ها پیام داده که آماده مدیریت بحران تنگه هرمز است و در صورت توقف حملات درگیری خودداری خواهد کرد. چنین ارتباطاتی امری غیرعادی نیست، حتی در اوج خصومت‌ها نیز دولت‌ها کانال‌های ارتباطی پنهان را حفظ می‌کنند تا از خطاهای محاسباتی جلوگیری شود.
شاید مهم‌ترین مسئله محاسبه هزینه و فایده در واشنگتن و تل‌آویو باشد. تجربه جنگ نشان داد هیچ‌یک از طرف‌ها به اهداف حداکثری خود نرسیدند. اسرائیل نتوانست توان بازدارندگی ایران را از میان ببرد و ایران نیز با وجود پاسخ‌های نظامی، همچنان با فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک روبه‌روست. آمریکا نیز دریافت ورود به یک جنگ گسترده در خاورمیانه، آن هم در شرایطی که رقابت با چین و بحران اوکراین همچنان ادامه دارد، می‌تواند هزینه‌ سنگینی بر دوش واشنگتن بگذارد.
با این حال، این وضعیت را نباید با صلح اشتباه گرفت. آنچه امروز دیده می‌شود، بیشتر شبیه یک «توقف تاکتیکی» است تا پایان بحران. هر سه بازیگر اصلی در حال بازسازی توان نظامی، ارزیابی خسارت‌ها و تنظیم راهبردهای جدید هستند. در چنین شرایطی، سکوت میدان نبرد لزوماً به معنای پایان تهدید و جنگ نیست.
احتمال دیگر این است که این وقفه فرصتی برای افزایش فشارهای غیرنظامی باشد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که تحریم‌ ، فشارهای سیاسی، عملیات اطلاعاتی و جنگ سایبری جایگزین حملات نظامی شده‌اند. اگر هدف، افزایش هزینه‌های داخلی برای ایران باشد، ممکن است این دوره آرامش نسبی، بخشی از یک راهبرد فرسایشی باشد نه نشانه عقب‌نشینی.
از سوی دیگر، اسرائیل نیز با محدودیت‌هایی روبه‌روست. ادامه جنگ مستقیم بدون حمایت کامل آمریکا، برای تل‌آویو پرهزینه خواهد بود. آمریکا نیز بعید است بدون محاسبه دقیق پیامدهای منطقه‌ای و بین‌المللی، وارد مرحله جدیدی از درگیری شود. به همین دلیل، هر دو طرف فعلاً ترجیح داده‌اند گزینه نظامی را در حالت آماده‌باش نگه دارند، نه اینکه آن را کنار بگذارند. آنچه برای ایران اهمیت دارد، خوش‌بینی و بدبینی است. نه باید تصور کرد خطر جنگ رفع شده و نه هر سکوتی را مقدمه حمله‌ای قطعی دانست. سیاست خارجی موفق، بر پایه ارزیابی واقع‌بینانه از موازنه قدرت و استفاده هم‌زمان از بازدارندگی و دیپلماسی شکل می‌گیرد. درس جنگ ۴۰ روزه  نشان داد که دیپلماسی بهتر از جنگ است. پایان شلیک گلوله‌ها الزاماً به معنای آغاز صلح نیست. گاهی آتش فقط زیر خاکستر پنهان می‌شود و آینده را نه میدان نبرد، بلکه کیفیت تصمیم‌های سیاسی و دیپلماتیک رقم می‌زند.

 

Facebook Twitter Linkedin Whatsapp Pinterest Email

دیدگاه شما

دیدگاه شما پس از بررسی منتشر خواهد شد. نظراتی که حاوی توهین یا الفاظ نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

تیتر خبرهای این صفحه

  • کنوانسیون خزر؛ امنیت بیشتر، سهم کمتر؟
  • ترامپ از انتشار اخبار جنگ و مذاکره سود شخصی می برد
  • جنگ و گرانی | نتیجه جنگ، تورم است
  • توقف جنگ؛ فرصت یا تهدید؟
  • توقف جنگ یا آتش زیر خاکستر؟
  • تناقض در سیاست ‌های ترامپ
  • نظریه سیستم باز و بسته در خانواده
لوگو
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • تعرفه آگهی
  • نمایندگی‌ها
  • شناسنامه
  • مرامنامه
  • آرشیو
  • RSS

1401© :: کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه ستاره صبح بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.