لوگو
1404 سه‌شنبه 5 اسفند
  • صفحه نخست
  • سیاست
  • سخن‌گاه
  • اقتصاد
  • شهروند
  • بین الملل
  • فرهنگ و هنر
  • سلامت
  • علم و فناوری
  • ورزش
  • خواندنی‌ها
  • آرشیو روزنامه
1404/12/04 - شماره 2698
نسخه چاپی
فرشاد رومی- کارشناس روابط بین الملل

راست‌گرایی جهانی و ایرانی

تمایل به احزاب و جریان‌های راست‌گرا در سال های گذشته به یکی از روندهای بارز در سیاست جهانی تبدیل شده است. این تحول نه به یک کشور خاص محدود می‌شود و نه به منطقه‌ای معین؛ بلکه از اروپا و ایالات متحده گرفته تا مناطقی از آسیا و آمریکای لاتین قابل مشاهده است. در ایالات متحده، این چرخش بیش از آن‌که در قالب ظهور یک حزب تازه رخ دهد، خود را در دگردیسی ایدئولوژیک و گفتمانی حزب جمهوری‌خواه و جنبش ماگا نشان داده است.
تحلیل‌گران سیاسی برای تبیین این تحول، به زنجیره ای از علل و انگیزه های به‌هم‌پیوسته اشاره می‌کنند. پیامدهای بحران‌های اقتصادی، تشدید نابرابری‌های اجتماعی ناشی از سیاست‌های نئولیبرالی، افزایش مداوم هزینه‌های زندگی در نتیجه تورم و بحران‌های مالی از جملۀ این عوامل‌اند. در کنار آن، تعمیق شکاف‌ طبقاتی و تمرکز فزاینده ثروت در دست اقلیتی محدود، به احزاب راست‌گرا امکان داده است با تکیه بر دوگانۀ «مردم در برابر نخبگان» رأی‌دهندگان ناراضی را با خود همراه کنند. نگرانی‌های فزاینده نسبت به تغییرات فرهنگی و دگرگونی‌های هویتی در پی مهاجرت ، به‌ویژه در جوامع اروپایی، و نیز کاهش اعتماد عمومی به احزاب چپ و میانه - که طی سال‌ها حضور در قدرت، به‌تدریج از واقعیت های ملموس زندگی روزمره مردم فاصله گرفته‌اند - از دیگر زمینه‌های تقویت گرایش به راست گرایی به‌شمار می‌روند.
 احزاب راست‌گرا در چنین فضایی با وعده‌ بازگشت به «ارزش‌های سنتی» و احیای «دوران طلایی گذشته» توانسته‌اند خود را به‌عنوان بدیلی جذاب در عرصه گفتمانی مطرح کنند. هم‌زمان، نقش شبکه‌های اجتماعی در گسترش این روند تعیین‌کننده بوده است. فضای مجازی به آن‌ها امکان داده بدون گذر از فیلتر رسانه‌های رسمی و نهادینه، ارتباطی مستقیم با افکار عمومی برقرار کنند و پیام ساده، صریح و غیردیپلماتیک خود را به‌سرعت منتشر کنند.
بررسی این پدیده در بستر جامعه موزائیکی ایران نیازمند دقت و احتیاط نظری بیشتری است. مفاهیم «چپ» و «راست» در ایران، از نظر تاریخی و گفتمانی، تفاوت‌ معناداری با تعاریف رایج در سنت سیاسی غرب دارد. با وجود این، اگر «راست‌گرایی» را به‌طور محدود و تحلیلی معادل گرایش به باستان‌گرایی، ناسیونالیسم متمرکز، تقدم منافع ملی بر ایدئولوژی‌های فراملی و تأکید بر نظم سخت‌گیرانه در نظر بگیریم، می‌توان زمینه ها، تنگناها و نتایج بروز چنین گرایشی را در فضای سیاسی و اجتماعی ایران دقیق‌تر بررسی کرد.
 نشانه‌هایی در این سال‌ ها از گسترش اندیشه راست گرایانه با درون مایه ملی گرایی در لایه‌های زیرین جامعه ایران بازتاب یافته است. این گرایش، اگرچه در ظاهر با نمونه‌های غربی مشابهت داشته، اما از حیث ماهیت تفاوتی اساسی با آن‌ها دارد. در جوامع غربی، راست‌گرایی پیوند با مذهب دارد - مانند راست مسیحی - در حالی‌که ناسیونالیسم نوظهور در ایران ماهیتی سکولار دارد و در مواردی حتی به مرزهای ضدمذهبی نزدیک می‌شود. برخلاف راست‌گرایان غربی که بر سنت‌های دینی تکیه می‌کنند، بخشی از گرایش‌های راست در ایران معطوف به بازسازی هویت باستانی، احیای شکوه امپراتوری‌های پیشین و رؤیای بازگشت ایران به جایگاه تاریخی خود در نظم جهانی است. این گرایش را می‌توان واکنشی به دهه‌ها تأکید بر هویت‌های فراملی دانست؛ واکنشی که در آن، بخش قابل توجهی از جامعه در جست‌وجوی تعریفی است که پیش از هر چیز، صرفاً «ایرانی» باشد.
تجربه طولانی بی‌ثباتی اقتصادی و ناکارآمدی مزمن در ساختار اداری، بخشی از جامعه را به سمت ایده «دیکتاتور مصلح» یا شکل‌گیری نوعی حکومت مقتدر اما توسعه‌گرا سوق داده است. مشابه آنچه در میان جریان‌های راست‌گرا در غرب دیده می‌شود، در ایران نیز گروهی از افکار عمومی بر این باورند که ساختارهای متمرکز و مقتدر - چه در قالب مدل توسعه آمرانه دوران پهلوی و چه در نمونه‌های معاصر مانند چین یا امارات متحده - توان بیشتری برای ایجاد نظم، ثبات و رفاه نسبت به الگوهای مشارکتی یا دموکراتیک دارند.
 در حوزه مهاجرت نیز، با وجود آنکه ایران سابقه‌ای طولانی در مهاجرپذیری دارد و فرهنگ ایرانی همواره با مهمان‌نوازی شناخته شده است، طی سال‌های گذشته نشانه‌هایی از شکل‌گیری نوعی گفتمان راست‌گرایانه و ضدمهاجر، به‌ویژه در فضای مجازی و تا حدی در کف خیابان، قابل مشاهده است.
در عرصه اقتصاد نیز برخلاف راست‌گرایی در غرب که به سیاست‌های حمایت‌گرایانه و محدودکننده تجارت تمایل دارد، راست‌گرایی ایرانی عمدتاً واکنشی انتقادی به اقتصاد دولتی و خصولتی است.
حامیان این گرایش خواستار گشایش اقتصاد به روی تجارت جهانی، شکستن انحصار در صنایعی مانند خودروسازی و در مجموع پایان دادن به سرمایه‌داری رانتی، رفاقتی و غیرمولدی هستند که بر ساختار اقتصادی کشور سایه افکنده است.

 

Facebook Twitter Linkedin Whatsapp Pinterest Email

دیدگاه شما

دیدگاه شما پس از بررسی منتشر خواهد شد. نظراتی که حاوی توهین یا الفاظ نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

تیتر خبرهای این صفحه

  • زمان دور سوم مذاکرات
  • دانشگاه‌ با دانشجو زنده است
  • بازار نقشه جنگ و پیامد آن را پیش بینی می کند
  • تورم خزنده و مزمن
  • خاطرات هاشمی رفسنجانی
  • راست‌گرایی جهانی و ایرانی
لوگو
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • تعرفه آگهی
  • نمایندگی‌ها
  • شناسنامه
  • مرامنامه
  • آرشیو
  • RSS

1401© :: کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه ستاره صبح بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.