تخریب آب
دهه ۶۰ آبهای تجدیدپذیر کشور ۱۳۲ میلیارد مترمکعب بوده اما اکنون به ۹۰ میلیارد مترمکعب در سال رسیده و این در حالی است که جمعیت دو برابر شده و متأسفانه سرمایهگذاری هم در حوزه آب صورت نگرفته است. البته برای تخریب آب سرمایه زیادی صرف شده، سد ساختیم، مصرف را بالا بردیم و محیطزیست را هم نابود کردهایم و از سوی دیگر تغییر اقلیم، کاهش بارندگی، تغییر بارشها از برف به باران و سیلابی شدن بارندگی، کشور را با معضل آب روبرو کرده است.
تنش آبی
نسل کنونی با ایجاد تنش آبی و مصرف آب بیش از توان تحمل طبیعت؛ تمدن ۷ هزارساله کشور را از بین میبرد، خودمان برای آب چالش به وجود آوردیم و قدمی هم برای حل آن برنداشتیم؛ ما بهاندازه تأمین شرب و بهداشت و صنعت، آبداریم اما حقابه محیطزیست قربانی کشاورزی میشود و این مصرف آب کشاورزی است که باسیاستهای اشتباه در سطح کلان؛ کشور را با نابودی تمدن روبرو کرده و اقدامی هم برای حل آن نشده است، وقتی نمیتوانیم ثروت و تولید را افزایش و سرمایه خارجی را جذب و صادرات فرآوردههای صنعتی و معدنی را بهدرستی انجام دهیم؛ سالبهسال تولید ناخالص داخلی کم میشود، فقر حاکم میشود و فشار فقر همروی مصرف آب است.
استفاده 100 درصدی از آب تجدیدپذیر
آب یک ماده تجدیدپذیر است یعنی باید به میزانی برداشت صورت گیرد که جایگزین شود، باید حداکثر ۴۰ درصد از آب تجدیدپذیر استفاده کنیم اما اکنون بالای 100درصد استفاده کرده و این نهتنها از بعد زیستمحیطی منجر به ویرانی کشور شده بلکه منابع آبی را هم تمام کرده است.
برداشت از آبهای زیرزمینی
اکنون ۲۰ سال است تزریق آب زیرزمینی کمتر از ۲۰ میلیارد مترمکعب و برداشت بالاتر از ۴۰ میلیارد مترمکعب است و این روند سرزمین را نابود کرده و سبب میشود املاح اعماق به سطح زمین بیاید و آبخوانهای زیرزمین خالیشده و فرونشست به وجود بیاید، اوضاع بهگونهای است که اگر بارندگی هم اضافه شود جایی برای ذخیرهسازی وجود ندارد و تمام این وضعیت نتیجه سیاستهای اشتباه ۲۵ سال اخیر بوده است.
امنیت غذایی
اکنون جمعیت زیاد و درآمدهای کشور کم شده و توان خرید مواد غذایی از خارج نداریم و درنتیجه فشار به منابع داخلی برای تولید داخل است و همچنان هم بر طبل امنیت غذایی میکوبیم، درحالیکه امنیت غذایی به آب ربطی ندارد به ثروت کشور مربوط است؛ هیچ جای دنیا محدودیتی برای فروش مواد غذایی وجود ندارد. در دنیا هم مواد غذایی بیش از جمعیت است اما در کشور ما پول نیست بنابراین فشار بر منابع داخلی ازجمله آبوخاک است.
اضافه کردن ۲۰۰ تن نمک
به خاک در سال
فشارهای دو دهه گذشته بر مصرف آبهای زیرزمینی هم آب را کاهش داده و هم حاصلخیری زمین را از بین برده است. هرسال ۷ تا ۸ تن نمک از زیرزمین به سطح اضافه کردهایم و اکنون در ۲۰ سانتیمتر سطح بالای زمین؛ حدود ۲۰۰ تن نمکداریم، اینها سبب شده همهچیز کشور ازجمله آب، خاک، پوشش گیاهی، حیوانی و منابع ژنتیکی نابود شود.
عمق چاههای آب بیش از ۲۰۰ متر
۴۰ سال پیش متوسط عمر چاهها ۳۰ تا ۳۵ متر بوده اکنون به حدود ۲۰۰ متر سیده یعنی ۱۷۰ متر پایینتر رفته است، آب را از این عمق از زمین همراه نمک به سطح زمین انتقال داده و چاهها را خشکاندهایم و از سوی دیگر با تغییر اقلیم ۱۰ تا ۱۲ درصد هم از میزان بارشها کم شده و این شرایطی است که قابل پیشبینی بود.
هدر رفت آب
تهران مشکل آب ندارد توسعه کشاورزی مشکل به وجود آورده است نباید این میزان کشاورزی در جنوب تهران صورت گیرد. آب باید تصفیه و دوباره به مردم داده شود، ما در تهران سالانه ۱.۱ میلیارد مترمکعب آب شرب و بهداشت مصرف میکنیم و سالانه ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون مترمکعب به خاطر پوسیدگی خطوط لوله آب از دست میرود، درحالیکه آبی که بهعنوان فاضلاب دفع میشود باید تصفیه و جهت شرب مصرف شود.
خشکیدن دریاچه ارومیه
دریاچه ارومیه در دولت یازدهم و دوازدهم در حال نجات یافتن بود، دولت یازدهم با ۷۸۰ میلیون مترمکعب آب دریاچه را تحویل گرفت و با ۲.۹ میلیارد در آخر شهریور تحویل دولت سیزدهم داد. اما دولت سیزدهم اقدامات درست دولت دوازدهم را یا اجرا نکرد و یا خراب کرد و همان موجودی آب را باسیاست پوپولیستی برای توسعه کشاورزی در اختیار مردم قرارداد. دریاچه ارومیه از ۲۹۰ هزار هکتار کشت آبی به ۵۹۰ هزار هکتار رسیده، آب دریاچه را کشاورزی بلعیده و اکنون حتی با کاهش کشاورزی و خشکاندن اراضی باید زیست را به دریاچه بازگرداند، اهمیت دریاچه ارومیه از بعد اقتصادی صدها برابر تولیدات کشاورزی ارزش دارد. کل تولیدات کشاورزی حوضه دریاچه ارومیه ۱.۴ میلیارد دلار است که با صرف ۵ میلیارد مترمکعب آب دریاچه ارومیه به دست میآید و این همان نابخردی دولتها است که سبب فاجعه آب در کشور و حوضه دریاچه ارومیه شده است.
فرونشست
پدیده فرونشست به علت مصرف بیرویه آب و زاییده بیخردی است و این موضوع در شهرها بسیار خطرناک است ما نمیتوانیم سالانه ۹۰ میلیارد مترمکعب آب در کشور مصرف کنیم درحالیکه حد مصرف آب بیش از ۴۰ میلیارد مترمکعب نیست، درواقع ۵۰ میلیارد مترمکعب باید در طبیعت بماند. قطع ارتباط با دنیا، افزایش جمعیت، تأمین نیاز غذایی از آب محدود همگی درواقع فشار بر منابع آب است.
برگرفته از ایلنا