لوگو
1404 يکشنبه 26 بهمن
  • صفحه نخست
  • سیاست
  • سخن‌گاه
  • اقتصاد
  • شهروند
  • بین الملل
  • فرهنگ و هنر
  • سلامت
  • علم و فناوری
  • ورزش
  • خواندنی‌ها
  • آرشیو روزنامه
1404/11/26 - شماره 2692
نسخه چاپی
محمد صادقی- روزنامه نگار

اعتراف به سکوت

مارتین نیمولر، کشیش آلمانی سخن مشهوری دارد و می‌گوید: «نخست به سراغ کمونیست‌ها آمدند، من اعتراضی نکردم، چون کمونیست نبودم. سپس به سراغ سوسیال‌دموکرات‌ها آمدند، من اعتراضی نکردم، چون سوسیال‌دموکرات نبودم. سپس به سراغ یهودیان آمدند، من اعتراضی نکردم، چون یهودی نبودم. سپس به سراغ من آمدند، و دیگر کسی باقی نمانده بود که برای من اعتراض کند.» 
البته این سخنان را او سه سال پس از پایان جنگ جهانی دوم بیان کرد که، اعتراف به سکوت و ترس، و اعتراف به شکستی اخلاقی است در مواجهه با آنچه رخ داده بود. نیمولر، ابتدا در شمارِ ملی‌گراها بود و با نازی‌ها مخالفت نمی‌کرد، اما هنگامی که کلیسا را زیر سلطه نازی‌ها دید به مخالفت پرداخت و در سال 1937 بازداشت شد و سال‌ها در اردوگاه‌های زاکسن‌هاوزن و داخائو زندانی بود. او پس از جنگ جهانی دوم به یکی از چهره‌های اصلی اعتراف به گناه جمعی تبدیل شد. او از ابتدا درست عمل نکرد اما هنگامی که به خطای خود پی بُرد و راه خودش را مشخص کرد. نیمولر شخصیتی بود که شکست اخلاقی خودش را کتمان نکرد و صادقانه اشتباه خود را پذیرفت و هشداری داد که در نگاه تاریخی جای اندیشیدن دارد. همان‌طور که می‌دانیم، نازی‌ها قصد داشتند تا کلیسا را زیر سلطه خود قرار دهند و از این راه روند اقدام‌های نفرت‌انگیز و شرم‌آور را سرعت بخشند. زیرا کلیسا در آن روزگار فضای پرتحرکی بود و می‌توانست بر افکار عمومی اثر بگذارد. با توجه به این نکته، تسلط بر کلیسا برای نازی‌ها از اهمیت زیادی برخوردار بود، چون می‌توانستند میزان مخالفت‌ها با اقدام‌های خودشان را کاهش دهند. در واکنش به اقدام‌های نازی‌ها، کلیسایی به نام کلیسای معترف (Confessing Church) شکل گرفت که نیمولر یکی از پایه‌گذاران آن بود. نیمولر در سخنانی که بیان می‌کرد با بت‌ساختن از هیتلر و تبدیل‌شدن کلیسا به ابزاری در دست دولت مخالفت کرد و کوشید تا شبکه‌ای از کشیشان مستقل ایجاد کند. اما در ژوئیه 1937 به اتهام سوء‌استفاده از جایگاه خود به قصد تضعیف دولت و فعالیت‌های ضددولتی بازداشت شد و تا پایان جنگ در زندان بود. 
* کلیسای معترف به جریانی فراگیر تبدیل نشد، هیچ‌وقت هم به صورت صریح خواهان سرنگونی هیتلر نگردید، و به دفاع از یهودیان و قربانیان هم نپرداخت زیرا شاید این کلیسا بیش از هر چیزی در پی استقلال کلیسا بود تا حفظ جان‌های فراوانی که توسط نازی‌ها از میان رفتند.
 * دیتریش بونهوفر که از اعضای کلیسای معترف بود راه متفاوتی در پیش گرفت و به شکل محکم‌تری در مقابل رژیم هیتلر ایستاد. او حتی به افرادی که در پی ترور هیتلر بودند نزدیک شد، در آوریل 1943 دستگیر و در آوریل 1945 به اتهام خیانت و توطئه بر ضد پیشوا به دار آویخته شد. بونهوفر کشیشی بود که در برابر هیتلر و حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان سکوت نکرد، و نه فقط با نفوذ نازی‌ها در کلیسا که با تمام اقدام‌های وحشیانه آنها مخالفت کرد. او سرانجام توسط نیروهای گشتاپو بازداشت شد و در اردوگاه فلاسن‌بورگ اعدام شد. 
* بونهوفر یکی از نمادهای مقاومت در برابر رژیم نازی بود، هانا آرنت او را نمونه کمیاب وجدان فعال در زمان حکومت نازی‌ها می‌دید. به نظرِآرنت، خشونت بدون بی‌تفاوتی توده‌ها ممکن نمی‌شود و بونهوفر یکی از چهره‌هایی بود که با مسئولیت‌پذیری تام‌وتمام در برابر ستم ایستاد. 
*  در آلمان بارها (به‌طور مشخص لااقل نزدیک به ده مرتبه) افراد و گروه‌هایی برای از میان بردن هیتلر اقدام‌هایی انجام دادند اما هیچ‌کدام به نابودی او منجر نشد که مشهورترین اقدام، عملیات والکری (Valkyrie) در 20 ژوئیه 1944 بود. در آن عملیات، سرهنگ کلاوس فون اشتاوفنبرگ، بمبی را که در یک کیف جاسازی شده بود، به ستاد نظامی هیتلر (آشیانه گرگ) بُرد و زیر میزی که نشستی با حضور هیتلر در آن برگزار می‌شد قرار داد و خودش از آن نشست خارج شد تا به همراهان خود در برلین بپیوندد و با اقدام نیروی‌های ذخیره ارتش بتوانند قدرت را در دست گیرند. 
* هنگام نشست، یکی از افسرها جای کیف را تغییر داد و همین موجب شد که هنگام انفجار، هیتلر از مرگ نجات یابد. اشتاوفنبرگ نیز در 21 ژوئیه 1944 تیرباران شد، و نازی‌ها با شکنجه و اعدام همراهان او انتقام سختی از آنها که در پی حذف پیشوا بودند، گرفتند. 
* درخشان‌ترین گروه مبارز بر ضد هیتلر و نازی‌ها گروه رز سفید بود. گروه رز سفید در سال 1942 و در دانشگاه مونیخ شکل گرفت. برخی از دانشجویان فلسفه و پزشکی این گروه را شکل داده بودند و هانس شول، سوفی شول، الکساندر اشمورل، ویلی گراف، کریستوف پروبست و استاد آنها، کورت هوبر اعضای اصلی این گروه بودند که در حال شکل‌دادن به جنبشی خشونت‌پرهیز بودند. آن‌ها با تنظیم و انتشار پنهانی اعلامیه‌هایی به اقدام‌های دیگرستیزانه و غیرانسانی نازی‌ها واکنش نشان داده و از شهروندان آلمانی می‌خواستند تا به مسئولیت اخلاقی خود عمل کرده و با نافرمانی مدنی در برابر رژیم نازی ایستادگی کنند. اما در فوریه 1943 هانس و سوفی شول دستگیر و اعدام شدند و گروه رز سفید متوقف شد. واقعیت این است که گروه رز سفید، همچون نوری در تاریکی درخشید و نشان داد که در هولناک‌ترین زمان‌ها نیز مبارزه بر اساس خشونت‌پرهیزی امکان‌پذیر است. 

 

Facebook Twitter Linkedin Whatsapp Pinterest Email

دیدگاه شما

دیدگاه شما پس از بررسی منتشر خواهد شد. نظراتی که حاوی توهین یا الفاظ نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

تیتر خبرهای این صفحه

  • نقش پزشکی قانونی در شناسایی جانباختگان
  • افزایش حقوق متناسب با تورم
  • دلایل اضطراب، افسردگی و عصبانیت در جامعه
  • اعتراف به سکوت
  • خاطرات هاشمی رفسنجانی
  • آذر منصوری آزاد شد
لوگو
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • تعرفه آگهی
  • نمایندگی‌ها
  • شناسنامه
  • مرامنامه
  • آرشیو
  • RSS

1401© :: کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه ستاره صبح بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.