محمد جواد عباسیان در رابطه با افزایش تورم گفت: هم زمان با حذف ارز ترجیحی، شکل گیری اعتراضات اقتصادی، حوادثی که در کشور رخ داد و به موازات بالا رفتن تنش سیاسی ایران و آمریکا در منطقه، نرخ تورم نیز متأثر از شرایط موجود رشد داشت. با مشاهده میدانی میشد حدس زد که تورم این ماه در حال صعود است که آمارهای منتشر شده این موضوع را تأیید میکنند.
عباسیان افزود: اقتصاد تورمی تحت تاثیر جنگ قرار دارد. شبه جنگ وضعیت را برای اقتصاد کشور سختتر کرده است. جنگ احتمالی، تصویر روشنی از ورود اقتصاد به فاز جدیدی از تورمی بالا و پرشتاب را به بازارها ارائه میدهد و بازار این تصویر را به شکل تأثیر گذار تری در اختیار جامعه قرار میدهد.
وی در ادامه گفت: در چنین شرایطی بازار با افزایش تقاضا روبرو میشود. میشود پیش بینی کرد که چه در خصوص کالاهای خوراکی و ضروری و چه در مورد سایر اقلام بازار با افزایش تقاضا، خرید هیجانی، کمبود و شوکهای قیمتی مواجه خواهیم شد. چون جامعه خود را نه برای اصلاحات اقتصادی، بلکه برای جنگ آماده میکند.
این کارشناس اقتصادی با تأیید وابستگی اقتصاد به سیاست گفت: در صورت تداوم وضعیت فعلی و در شرایطی که اخبار مثبتی از فضای سیاسی کشور نمیشنویم، تورم همچنان صعودی خواهد بود. چشم انداز تاریک مذاکره و بیم ازعدم توافق، عدم اطمینان جامعه نسبت به آینده و نبود سیاستهای نظارتی مؤثر در بازار؛ هرکدام به نوبه خود میدان تاخت و تاز تورم هستند.
وی در این خصوص اظهار داشت: بی ثباتی و افزایش قیمتها اولین واکنش بازارها قبل از آغاز جنگ است. مردم نه به دستور و بخشنامه، بلکه به حرف بازارها گوش میدهند و بر اساس آن تصمیم میگیرند. تحولات اخیر به ویژه احتمال افزایش تنش نظامی در منطقه، ریسک پیش روی ثبات قیمتها است.
این کارشناس و تحلیلگر اقتصادی با اشاره به احتمال وقوع جنگ در منطقه، یادآور شد: جنگ تنها نبرد نظامی نیست که به نابودی زیر ساختها و مرگ انسانها منجر شود، جنگ اقتصاد را ویران میکند. نظامهای اقتصادی دنیا از تنش متأثر میشوند. به ویژه که تنش از نوع نظامی باشد و در خاک آن سرزمین رخ دهد.
وی گفت: بین جنگ و تورم، رابطهای وجود دارد. بانک مرکزی مستقل از دولت و سیاستهای مالی عالمانه و پایدار میتواند به مقابله با تورم برود. مهار تورم تنها با ابزارهای پولی و مالی ممکن نخواهد بود. کاهش شوکهای ناگهانی و ثبات در سیاستهای اقتصادی یک ضرورت است.
این تحلیلگر سیاسی ضمن اشاره به ریشههای تورم خاطرنشان کرد: در سالهای گذشته ریشههای تورم در متغیرهای سمت تقاضا جست و جو میشد. یعنی به طور سنتی ابتدا کسری بودجه دولت، رشد بالای نقدینگی، خلق پول توسط شبکه بانکی و شکل گیری انتظارات تورمی فزاینده؛ عامل تورم شناخته میشدند.
وی در ادامه افزود: یعنی پول بیشتری در دست مردم و بنگاههای اقتصادی قرار میگرفت، اما ظرفیت تولید اقتصاد همگام با آن رشد نمیکرد و همین عدم تعادل، خود را در افزایش قیمتها نشان میداد.
محمد جواد عباسیان در پایان گفت و گو متذکر شد: تورمی که امروز کشور با آن روبرو است پیچیده و چند وجهی است و دیگر نمیتوان وضعیت موجود را با متغیرهای سنتی تحلیل کرد. ما با تورمی روبرو هستیم که در شرایط رکود نیز صعودی است. تحریم و جنگ هزینهها را برای اقتصاد افزایش داده است. اقتصاد مدتی طولانی تحت شوکهای مداوم قرار داشت. امروز برای بازگرداندن تعادل به اقتصاد باید دست به دامن سیاست خارجی شویم.