محمد مقصود - پژوهشگر حقوقی
شفافیت در حکمرانی اقتصادی، مشارکت عمومی و احترام به ذینفعان، نه تنها الزامات اخلاقی، بلکه شروط اساسی برای سیاستگذاری هستند. دولت چهاردهم با شعار «صداقت» و «همکاری با جامعه» بر سر کار آمد، اما نحوه اجرای تصمیماتی مانند اصلاح ساختار قیمت انرژی و توزیع کالابرگ، بدون پیشزمینهسازی تحلیلی کافی و مشورت، رویکردی غیرمنتظره از خود نشان داد. این اقدامات، در مقطع حساس نیازمندی جامعه به ثبات اقتصادی و اعتمادسازی، شوک معیشتی وارد کرد و خسارات جانی، مالی جبرانناپذیری برجای گذاشت.
ابهامات اجرایی
* . چرا سیاستهای فاقد تحلیل جامع اجرا شدند؟
آیا توجیه اقتصادی برای اصلاحات ناگهانی قیمت انرژی و نظام کالابرگ با اصول پایداری و تعادل کلاناقتصادی سازگار بود؟ آیا تحلیل دقیق هزینه-فایده بهدرستی صورت گرفت؟ این سؤالات نشان میدهند که اجرای این سیاستها، فارغ از نتایج کوتاهمدت، در تضاد با اصول حکمرانی کارآمد که فشار اجتماعی را افزایش داد.
به عنوان مثال، در نظر گرفتن ضریب تورم مورد انتظار و مقایسه آن با نرخ افزایش قیمتها برای ارزیابی شوک وارده ضروری بود.عدم توجه به این پارامترها در زمانبندی اجرای سیاست، نشاندهنده نقص در مدلسازی اقتصادی پیش از اقدام است.
*. نادیده گرفتن هشدارها
جامعه مدنی، رسانهها و کارشناسان حوزه آسیبهای اجتماعی درباره فشار بر افراد کم درآمد را مطرح میکردند. افزایش قیمتها، کاهش قدرت خرید و نارضایتی، سیگنال واضحی از تنش بود. سؤال این است که چرا دولت بهجای کالیبراسیون سیاستها بر اساس این نشانهها، مسیر اجرای ناگهانی را انتخاب کرد؟
*. عملکرد نهادهای نظارتی
سیستمهای اطلاعاتی و نظارتی موظف بودند ریسکهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی ناشی از این تغییرات ساختاری را شناسایی و گزارش کنند. اجرای اقداماتی که پتانسیل ایجاد تنش داشتند، نه تنها نشان از عدم پاسخگویی دارد، بلکه حکایت از خلأ تدبیر و هوشیاری در قبال هشدارهای قابل پیشبینی بود.
بخش دوم: پیامدهای ساختاری و روانی
در اقتصاد مدرن، کسبوکارها متکی بر زیرساختهای اینترنتی و شبکههای مجازی هستند. اصلاح ناگهانی قیمت انرژی، هزینه عملیاتی این بخش را افزایش داده و همزمان، کاهش قدرت خرید، تقاضا برای خدمات دیجیتال را فرونشاند. شرکتهای کوچک و متوسط به دلیل هزینه انرژی و رکود تقاضا، به سمت ورشکستگی سوق داده شدند که نتیجه آن، افزایش بیکاری و تخریب بنیه اقتصادی خانوادهها بود.
* آثار روانی و اجتماعی
فراتر از آمار تعطیلی کسبوکارها و نوسانات قیمتها، این سیاستها ضربه روانی بر روح و روان جامعه، بهویژه اقشار آسیبپذیر، وارد ساخت. ترمیم اعتماد و التیام این زخمهای روانی، شاید چالشبرانگیزترین میراث این شیوه حکمرانی باشد. فقدان پیشبینیپذیری در تصمیمات اقتصادی، شاخصی از عدم امنیت اقتصادی را در ذهن تقویت کرد.
بخش سوم: حکمرانی پایدار
برای جلوگیری از تکرار شوکهای اقتصادی و بازسازی اعتماد، راهکارهای زیر باید مد نظر قرار گیرد:
*. شفافیت و پاسخگویی مستمر: انتشار منظم دادههای اقتصادی کلیدی و گزارشهای عملکرد دولت، همراه با ایجاد سازوکارهای واقعی برای مشارکت عمومی در فرآیند تصمیمگیری.
*. تأسیس نهادهای مشورتی متخصص: ایجاد هیئتهای تخصصی مستقل برای ارزیابی دقیق پیامدهای احتمالی سیاستهای کلان قبل از اجرا. این ارزیابیها باید شامل مدلسازی اثرات توزیعی باشند.
*. حمایت هدفمند از آسیبپذیران: ارائه یارانهمستقیم، کمکهای مالی و تسهیلات ویژه قبل از اعمال هرگونه تغییر ساختاری شوکآور در قیمتها. مدل پرداخت باید بر اساس شاخص فقر چندبعدی باشد، نه صرفاً بر مبنای دادههای درآمدی گذشته.
*. رویکرد تدریجیسازی : تغییرات اقتصادی باید بهصورت پلکانی و با ارزیابی مستمر ریسکها و فراهمسازی زیرساختهای انطباقی در جامعه انجام پذیرد. این امر اجازه میدهد تا بازیگران اقتصادی خود را با شرایط جدید وفق دهند.
*. حمایت ساختاری از صنایع نوین: اعطای تسهیلات اعتباری، کاهش مالیاتهای مرتبط با انرژی و حمایت تجاری هدفمند از کسبوکارهای کوچک و متوسط، بهویژه در بخش دیجیتال، برای جبران شوک هزینهها.