لوگو
1404 پنج‌شنبه 23 بهمن
  • صفحه نخست
  • سیاست
  • سخن‌گاه
  • اقتصاد
  • شهروند
  • بین الملل
  • فرهنگ و هنر
  • سلامت
  • علم و فناوری
  • ورزش
  • خواندنی‌ها
  • آرشیو روزنامه
1404/10/15 - شماره 2666
نسخه چاپی
تأملی در اندیشه داستایفسکی

آزادی وجدان و اخلاق عشق

آثار فئودور داستایفسکی صرفاً رمان‌هایی ادبی نیستند، بلکه می‌توان آن‌ها را میدان تلاقی ادبیات، فلسفه و الهیات دانست. درون‌مایه‌های فکری او را می‌توان به‌طور کلی در سه حوزه بررسی کرد: فلسفه اخلاق، اگزیستانسیالیسم و فلسفه تراژیک. در میان این حوزه‌ها، فلسفه اخلاق جایگاهی محوری دارد و در هسته آن، آموزه‌ای عمیق درباره عشق، فداکاری و آزادی وجدان نهفته است. داستایفسکی اخلاق را نه مجموعه‌ای از قواعد بیرونی، بلکه تجربه‌ای درونی و زیسته می‌داند که با وجدان فرد گره خورده است.
برای درک فلسفه داستایفسکی، باید آن را در بستر فلسفه روسی فهمید. فلسفه روسی برخلاف سنت غالب غربی، کمتر درگیر مباحث انتزاعی معرفت‌شناسی است و بیشتر به حقیقت زندگی انسانی، رنج، عدالت و نجات می‌پردازد. به همین دلیل، انسان‌شناسی فلسفی در مرکز اندیشه داستایفسکی قرار دارد. انسان در آثار او موجودی آزاد، متناقض و مسئول است که همواره در برابر انتخاب‌های اخلاقی سرنوشت‌ساز قرار می‌گیرد.
فلسفه اخلاق داستایفسکی آشکارترین و قابل‌دسترس‌ترین بعد اندیشه اوست. این فلسفه به‌طور مستقیم در رمان‌ها، نامه‌ها و مقالاتش بیان شده و بر آموزه عشق استوار است؛ عشقی که بر فداکاری، ایثار و از خودگذشتگی تأکید دارد. داستایفسکی عشق را عملی یک‌سویه می‌داند که نباید با انتظار پاداش یا جبران همراه باشد. از نظر او، اخلاق حقیقی زمانی شکل می‌گیرد که انسان بدون مطالبه تأیید یا قدردانی، خود را در خدمت دیگری قرار دهد.
در رمان «برادران کارامازوف»، داستایفسکی تمایزی مهم میان دو نوع عشق قائل می‌شود: عشق فعال و عشق رؤیایی. عشق فعال، عشقی است که در عمل، صبر و تحمل رنج معنا می‌یابد. این نوع عشق می‌تواند خلأ معنایی زندگی را پر کند و انسان را از پوچی برهاند. شخصیت زوسیما عشق فعال را راهی برای رسیدن به ایمان و معنا معرفی می‌کند؛ عشقی که از مسیر خدمت به همسایه و پذیرش رنج می‌گذرد.
در مقابل، عشق رؤیایی عشقی انتزاعی و خیالی است که بیشتر به ایده «بشریت» دل بسته تا انسان‌های واقعی. چنین عشقی معمولاً با تمایل به دیده‌شدن، تحسین و پاداش همراه است و به همین دلیل شکننده و ناپایدار باقی می‌ماند. داستایفسکی نشان می‌دهد که این نوع عشق، نه‌تنها قادر به حل مسئله پوچی نیست، بلکه اغلب به خودفریبی اخلاقی می‌انجامد.
یکی از مفاهیم کلیدی در فلسفه اخلاق داستایفسکی، رابطه میان اخلاق و آزادی اراده است. شخصیت‌های او اغلب در برابر هنجارهای تثبیت‌شده اجتماعی می‌ایستند و انتخاب‌های خود را بر اساس وجدان فردی انجام می‌دهند. از نگاه داستایفسکی، آزادی وجدان جوهره اخلاق است، اما این آزادی همواره با خطر و مسئولیت همراه است. انسان آزاد است میان خیر و شر انتخاب کند، اما باید بار پیامدهای این انتخاب را نیز به دوش بکشد.
در نهایت، داستایفسکی اخلاق را امری زنده، پرمخاطره و درونی می‌داند. اخلاق بدون آزادی وجدان به اطاعت کورکورانه فرو می‌کاهد و عشق بدون فداکاری به رؤیایی تهی بدل می‌شود. به همین دلیل، اندیشه اخلاقی او همچنان الهام‌بخش تأمل درباره مسئولیت، ایمان و معنای زندگی در جهان معاصر است.
برگرفته از: ایبنا

 

Facebook Twitter Linkedin Whatsapp Pinterest Email

دیدگاه شما

دیدگاه شما پس از بررسی منتشر خواهد شد. نظراتی که حاوی توهین یا الفاظ نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

تیتر خبرهای این صفحه

  • «شکست والرین» در گذرگاه نقد و جابه‌جایی
  • کنسرت‌های تالار رودکی
  • ثبت زندگی شهری با صبر و مداد
  • پرداختی پیشکسوتان هنر ۱۰۰ درصد افزایش یافت
  • میزان کتاب‌خوانی مردم ونزوئلا
  • آزادی وجدان و اخلاق عشق
  • نننا کالو با کسب جایزه ترنر «تاریخ‌ساز» شد
لوگو
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • تعرفه آگهی
  • نمایندگی‌ها
  • شناسنامه
  • مرامنامه
  • آرشیو
  • RSS

1401© :: کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه ستاره صبح بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.