اوپنهایمر، فیزیکدان آمریکایی است که به او لقب «پدر بمب اتم» را دادهاند. او به خواست ارتش آمریکا رهبری پروژه منهتن یا ساخت بمب اتمی را بر عهده گرفت، اما چندی نگذشت که بزرگترین فیزیکدان نظری که توانسته بود تحقیقات خود را عملی کند، احساس شکست کرد. پس از آن، هر بار اوپنهایمر به دستان خود نگاه میکرد، آنها را خونآلود میدید. این فیلم به یادمان میآورد که گاهی علم تا کجا میتواند بیرحم و مرگبار باشد.
هشتاد و یکمین دوره از جوایز گلدن گلوب (Golden Globe Awards) در حالی برگزار شد که فیلم «اوپنهایمر» با کسب ۵ جایزه نسبت به فیلمهای دیگر پیشتاز شد و بهعنوان برنده و بهترین فیلم جوایز گلدن گلوب ۲۰۲۴ معرفی شد. «اوپنهایمر» ساخته کریستوفر نولان جایزه بهترین فیلم درام، بهترین کارگردانی، موسیقی متن و نقش اول و مکمل مرد را از آن خود کرد. به همین بهانه و برای آشنایی با فیلم «اوپنهایمر»، در ادامه یادداشتی را درباره این فیلم میخوانید.
جنگ جهانی دوم که سال ۱۹۳۹ میلادی آغاز شده بود، پس از بمباران هیروشیما و ناگاساکی ژاپن بهترتیب در روزهای ششم و نهم آگوست، در تابستانِ آتشین ۱۹۴۵ میلادی، به آخر رسید. البته این بمبهای پُرسروصدا و کُشنده، بهیکباره از آسمان به زمین فرود نیامده بود؛ جی رابرت اوپنهایمر (J. Robert Oppenheimer)، فیزیکدان آمریکایی، روزهای زیادی را به همراه گروهش روی ساخت آنها کار کرده بود.
به عبارتی، با نقش مستقیم اما کمتر دیدهشده اوپنهایمر بود که جهان، پایان جنگ بینالملل دوم را دید. هرچند همین پایان، آغاز جنگهای دیگری شد؛ جنگهایی که بسیاری از دولتهای جهان را برای ساخت سلاحهای هستهای به رقابت و دیوانگی انداخت. در این نوشتار به سراغ دو منبع، یعنی یک کتاب و یک فیلم، با محوریت زیست اوپنهایمر، فیزیکدان یهودی - آلمانی پرجنجال میرویم.
«اوپنهایمر؛ دنیای ویران» اثر دیوید بویل با ترجمه امید حسینی مرجع اول است. این کتابِ داستانی را نشر همراز در ۱۰۵ صفحه و در سال جاری، یعنی ۱۴۰۲ شمسی، منتشر کرده که برای دوستداران تاریخ علم در دنیای معاصر، کتابی خواندنی به شمار میآید. مرجع دوم نیز فیلم «اوپنهایمر» (Oppenheimer) ساخته معروف کریستوفر نولان (Christopher Nolan) است؛ محصول مشترک ایالات متحده و بریتانیا که در سال ۲۰۲۳ میلادی، اکران شده است. مدتزمان آن نیز ۱۸۱ دقیقه و به عبارتی ۳ ساعت است و کمتر کسی پیدا میشود که دستکم اسم این فیلم را نشنیده باشد.
هر کدام از مراجع یاد شده بهتنهایی برای مخاطب اهل خود جذابیت دارد، اما این دو برای آشنایی با زندگی علمی و خصوصی این فیزیکدان میتوانند یکدیگر را کامل کنند. نوشته بویل و ساخته نولان تا حد زیادی زندگی اوپنهایمر و شخصیتهای اطراف او را که غالباً دانشمند یا سیاستمدار و نظامی هستند، یکسان روایت میکنند. و هر دو غالباً نگاهی همدلانه به این فیزیکدان دارند. در واقع، میتوان گفت هر دو منبع در روایت زندگی او تا حد زیادی به واقعیتها پایبند هستند. نمیتوان این واقعیت را انکار کرد که دنیای کلمات روی کاغذ و بر روی پرده سینما با یکدیگر تفاوتهایی دارند و هرکدام سلیقههای خاص خودش را جذب میکند. کتاب یادشده جزئیات بیشتری از زندگی اوپنهایمر را در اختیارمان میگذارد، اما ممکن است برای برخی چندان پُرکشش نباشد. فیلم مد نظر با وجود زمان طولانیاش برخی از جنبههای زیست اوپنهایمر را نادیده گرفته، اما جاذبه بسیاری دارد و یک فیلم بلاکباستر هالیوودی محسوب میشود، یعنی فیلمی سرگرمکننده و پرطرفدار است. در ادامه، همزمان با نظر به زندگی اوپنهایمر، به اختلافات دو اثر نامبرده نیز نیمنگاهی خواهیم کرد. جی رابرت اوپنهایمر (J. Robert Oppenheimer) در آمریکا، از پدر و مادری با اصالت آلمانی در ۲۲ آوریل ۱۹۰۴ میلادی، یعنی ۱۰ سال قبل از شروع جنگ جهانی اول، به دنیا آمد. پدرش در شغل پارچه بود و مادرش مدرس موسیقی که علاقه بیحدی به جمعکردن تابلوهای نقاشی داشت. معروف است که بچههای این زن، یعنی رابرت و لوئیس فرنک که ۴ سال کوچکتر از برادرش بود، در محیطی بزرگ شدند که همواره تابلوهای معروفی، چون آثار وینسنت ونگوگ در معرض دیدشان قرار داشت. اولین بار پدر رابرت بود که درباره هوش سرشار فرزندش حدسهایی زد و او را بیسروصدا و متعجب به استاد دانشگاهی که میشناخت، نشان داد. همین دیدار، پایان دوره کودکی او بود.