علی صالحآبادی – مدیرمسئول
تنش میان ایران و غرب بر سر پرونده هستهای اکنون 20 ساله شده، اما دریغ از رفع تنش یا پایان آن. بدتر آنکه درگذر زمان نهتنها از سطح تنش کاسته نشده؛ بلکه بر آن افزوده هم شده است. هر بار که در دولتهای «اصلاحات» و «تدبیر و امید»، روزنهای برای حل بحران باز میشد، تندروها فریادشان بلند میشد و مانعتراشی میکردند تا ارتباط با غرب عادی نشود و برجام هم احیا نشود. این جماعت محمدجواد ظریف و حسن روحانی را به سازش، وادادگی، خیانت و... متهم میکردند تا آنجا که محصول کار یعنی برجام را به آتش کشیدند و کیهان هم برجام را جسد متعفن نامید و پا را فراتر نهاد و نوشت از معاهده NPT هم خارج شویم. این جریان که در جامعه در اقلیت است در انتخابات مجلس یازدهم (4 اسفند 1398) اصولگراترین مجلس پس از انقلاب با مشارکت 57/42 درصد را تشکیل داد.
اینها بیکار ننشستند و انتخابات ریاست جمهوری سال 1400 را به گونهای مدیریت کردند که مشارکت مردم به زیر 50 درصد رسید و خروجی آن، روی کار آمدن رییسجمهور همسو با مجلس اصولگرا شد. این دو نهاد وقتی به قدرت رسیدند میپنداشتند با توپوتشر، خطونشان کشیدن برای غرب و غنیسازی 20 درصدی و 60 درصدی میتوانند همه تحریمها را بردارند و بیش از 100 میلیارد دلار پولهای بلوکهشده را نیز آزاد کنند. واقعیت این است که متاسفانه در بیشتر از دو سال گذشته بر حجم تحریمها افزودهشده است.
در این ارتباط به چند مسئله اشاره میشود:
1-تندروها وقتی دیدند سیاست توپوتشر و تهاجمی نتیجه نمیدهد تغییر رویکرد دادند و با میانجیگری چین و پس از 7 سال هزینه، رابطه ایران و عربستان را به حالت قبل یعنی به حالت عادی برگرداندند. از این واقعه میتوان چنین عبرت گرفت که راه کاهش تنش، دستیابی به مصالحه «دیپلماسی پنهان و آشکار» است، نه خطونشان کشیدن و حمله به سفارتخانهها.
2-شنیدهها حاکی است که دیپلماتهای ایران و آمریکا در ماههای گذشته بهصورت پنهان و باواسطه در نیویورک و مسقط بر سر تبادل زندانیان و آزادی پولهای بلوکهشده ایران مذاکره کردهاند. خروجی این فرایند آزادسازی 2 میلیارد و 7۰0 میلیون دلار طلب ایران از عراق بوده است. این مبلغ به گفته رییس اتاق ایران و عراق صرف زائران ایرانی در عراق و عربستان، خرید کالای اساسی، دارو و پرداخت بدهی ایران به ترکمنستان میشود. این مبلغ هرچند اندک است، اما اثر مثبت بر اقتصاد و زندگی مردم دارد و نوید پیروزی دیپلماسی است.
3-عراق در سال 1991 به کویت حمله کرد و این کشور را اشغال کرد. سازمان ملل با صدور قطعنامهای، فروش نفت عراق را صرفاً برای تأمین غذا و دارو مجاز دانست.
4-آمریکا در ارتباط با ایران، مشابه آنچه در عراق انجام شد را اعمال کرده و میکند. وزارت خزانهداری آمریکا مجوز خرید واکسن کرونا و دارو را قبلاً داده و هفته گذشته آن را برای یک سال تمدید کرده است. آنچه جستهوگریخته شنیده میشود، این است که قرار است در قبال سه زندانی دو تابعیتی در ایران، آمریکا بخش دیگری از داراییهای کشورمان را آزاد کند که صرف خرید دارو، غذا و بدهی ایران به کشورها شود.
5-شرایط توافق، هم در پایان دولت روحانی مهیا بود، هم در سال اول دولت رییسی. پرسش این است که چرا در زمانی که آمریکا امتیاز بیشتری نسبت به حالا میداد، توافق انجام نشد و شرایطی مثل ناآرامی سال گذشته در کشور و فروش پهباد به اوکراین پیش آمد که طرف غربی بهویژه آمریکا میز مذاکره را ترک کرد؟
۶. شنیدهها حاکی است که قرار است یک تفاهم یا توافق نانوشته بین تهران – واشنگتن انجام شود. انجام چنین توافقی به لحاظ اقتصادی به نفع ایران است و میتواند «شوک روانی» و «شوک خبری» ایجاد کند؛ اما چنین توافقی پایدار نخواهد بود. در صورتیکه اختلاف ایران و آمریکا حل نشود، تنش بین دو کشور بهصورت بالقوه باقی میماند.
نویسنده بر این باور است که غرب بهویژه آمریکا از بودن ایران در کنار روسیه خشمگین است. از سوی دیگر غرب میپندارد آثار ناآرامیها در کشور هنوز پایان نیافته است؛ بنابراین در چنین شرایطی بهتر است ایران با طرف اصلی یعنی آمریکا به توافق برسد.
هرچند آزادسازی داراییهای ایران به هر طریق چه آزاد چه برای خرید «دارو» و «غذا» اقدام پسندیده و به نفع مردم است؛ اما تا زمانی که ایران نتواند به بازارهای بینالمللی ورود پیدا کند و آزادانه با دنیا «داد» و «ستد» کند، نفت بفروشد و عواید آن را به کشور بازگرداند، رشد اقتصادی صورت نمیگیرد و مردم طعم رفاه، پول با ارزش و قدرت خرید بالا را تجربه نخواهند کرد.
دستاندرکاران بدانند که شرایط دنیا بهگونهای تغییر کرده که همه کشورها به دنبال جلب منفعت و دفع ضرر هستند. این الگو باید در کشور عملی و اجرایی شود تا مردم دغدغه «نان»، «آب»، «هوا» و ... نداشته باشند.