به نظر شما ریشه اعتراضات اخیر چیست؟
باید تحلیلی صورت گیرد که شرایط جامعه کنونی چگونه است.جامعه یک کلیت است.افرادی که امروز در جامعه به عنوان معترض وجود دارندد قشری هستند که برآمده از دو دهه و یا سه دهه اخیر در کشور هستند.این قشر شرایط پیروزی انقلاب را ندیده و درک نکرده و احتمالا بسیاری از آنها باور هم نداشته باشند. به نظر می رسد این نسل خودش می خواهد برخی مسائل را تجربه کند. به باور بنده اعتراضات چند ریشه دارد;اولین علت اعتراض ناکارآمدی دولت و مجلس است.جوانان کشور خودشان را با سایر جوانان کشورهای دیگر مقایسه می کنند.گرانی ارزاق،مسکن،کم ارزشی پول ملی،کم اعتباری پاسپورت و .. مسائلی است که مورد توجه قشر جوان قرار گرفته است.در شرایطی که خط فقر به 13تا 18 میلیون تومان رسیده جوانان برای خود آینده ای را متصور نیستند و طبیعتا معترض می شوند. نباید فراموش کرد که چالش بین این نسل و حکومت بر اساس منافع است.این نسل به دنبال منافع خود است.این نسل خطاب به مسئولان می گوید شما هرچه که هستید باشید اما مقدس نیستید و من حق دارم که به شما اعتراض کنم.البته بنده توهین به روحانیت را نمی پذیرم ولی در عین حال باید سخنان آنها را شنید. نسل جوان نه شغل دارد،نه آینده و نه می تواند ازدواج کند.در همین شهر تهران از سال 97 به بعد برخی خانواده ها به دلیل مسائل مالی به حواشی شهر رفته اند.حالا کسی که بخواهد تازه شغل پیدا کند و با حقوق 6یا 7 میلیون تومان زندگی کند طبیعتا امکانپذیر نیست. دولت اعلام کرد که فقط قیمت 4قلم کالای اساسی افزایش پیدا می کند اما آمار نشان میدهد که حدودا 4هزار قلم کالا گران شده است.مجلس در مقابل باید عکس العمل نشان می داد اما صدایی از نمایندگان بلند نشد. مجلس باید صدایش را بلند می کرد و جلوی گرانی کالاها توسط دولت را می گرفت.
به نظر شما چرا در برخی از مقاطع زمانی اعتراضات به خشونت کشیده شد؟چه کسانی به این خشونت ها دامن زدند؟
خیابان و ورود پلیس برای مهار اعتراض آخرین مرحله است.خشونت متاسفانه بخشی از شاکله اعتراضات خیابانی است.اگر طبق قانون اساسی ساز و کار اعتراض را پیش بینی کرده بودیم و یا احزاب قوی داشتیم شرایط اینگونه نمی شد.معترضان باید می توانستند در تالارهای گفتگو،احزاب،دانشگاه ها و مراکز فرهنگی اعتراضشان را بیان کنند و یا حتی مجامعی را در سطح شهر آماده می کردند تا مردم بتوانند اعتراض کنند، شرایط اینگونه نمی شد.
اخیرا اسحاق جهانگیری گفت که در دولت گذشته سال 97 مکان هایی از سوی دولت برای اعتراض مشخص شد اما دیوان عدالت اداری با آن مخالفت کرد.آبی که از باران به جریان می افتد اگر کنترل نشود تبدیل به سیل می شود.در چهار دهه گذشته سابقه نداشته است که تعداد زیادی از شهر ها پر از معترضانی شود که زیر 30 سال هستند و این خود همان سیلی است که نمی شود دیگر جلویش را گرفت.
در حقیقت ریشه اعتراضات در عدم به رسمیت شناختن اعتراض و مکان یابی مناسب برای آن بود که بعد به بحران و به عقیده من به ابر بحران تبدیل شد.اکنون هم به نظر می رسد برخی فرصت ها از دست رفته است. امروز حداقل تلفاتی که در جریان اعتراضات داده شده قابل تامل است که البته یک نفر هم زیاد است.قاعدتا برخی به دنبال آن هستند تا اینگونه فضا را رادیکال کنند.از ابتدا کسانی که معترض به حجاب و گشت ارشاد بودند هدفشان خشونت و کلیت نظام نبود اما به مرور زمان به این سمت کشیده شد. به عقیده بنده نیروی انتظامی باید دیرتر وارد صحنه اعتراضات می شد.باید ابتدا صدای معترضان باید ابتدا شنیده می شد و مسئولان با آنها به گفتگو می نشستند.اگر از ابتدا معترضان متوجه می شدند که صدایشان شنیده می شود اعتراضات فروکش می کرد.متاسفانه یک مسئله ساده مرگ دختر 22ساله تبدیل به یک ابربحران شد که به سمت اصل نظام رفت.قاعدتا معترضان بحث حجاب داشتند و از ابتدا خواهان برکناری نظام نبودند اما از بیرون این قضیه تحریک شد و سمت و سوی براندازی پیدا کرد. باید پذیرفت،کسانی که امروز در خیابان هستند به دنبال اصلاحات نیستند.امروز اگر کسی صحبت یا اعتراضی می کند نگران تبعات بعد از آن است.نمونه اش انتقادات تاجزاده که متاسفانه به زندان برده شد. برخی روش ها باید اصلاح شود و دیگر تکرار نشود.مثلا گشت ارشاد ولو مطالبه این نسل هم نباشد نباید دیگر تکرار شود.زیرا در این بخش نه تنها نتیجه لازم را نگرفتیم بلکه نتیجه عکس گرفته شد.
به نظر شما مطالبه برخی از افراد و نمایندگان مجلس برای برخورد سنگین با معتراضان چه نتایجی خواهد داشت؟
به عقیده بنده مطالبات نمایندگان افراطی است.این ها باید بدانند به لحاظ سیاسی جامعه دیگر به عقب بر نمی گردد.جزو محالات است که جامعه امروز به دو ماه پیش برگردد.حکومت باید انعطاف داشته باشد و سمت و سوی اعتراضات را به تحقق مطالبات ببرد.حاکمیت نماینده تمام اقشار مردم است.فضای امنیتی بهتر است برچیده شود.افراد باید بتوانند اعتراض کنند.مگر در لندن که سال هاست معترضان می روند و در آی پارک شعار می دهند چه اتفاقی افتاده است؟
اگر احزاب ،نخبگان و دانشگاه ها ظرفیت لازم را برای اعتراض فراهم می کردند مردم به کف خیابان کشیده نمی شدند.
به نظر شما بستر گفتگوی ملی چگونه شکل می گیرد؟
خاتمی بحث گفتگوی ملی را مطرح کرد.اما متاسفانه برخی گفتند که مگر جمهوری اسلامی با ملت خود دعوا دارد که بنشیند گفتگو کند!
نسلی که امروز معترض است مذهبی نیست اما حاکمیت در تمام ارکان خود مذهبی است. باید این واقعیت را پذیرفت که همچین اتفاقی در جامعه افتاده است.این نسل ایمان به خداوند دارد اما ممکن است تمسک و پایبندی به شریعت نداشته باشد.بنابراین نه تنها حجاب بلکه ممکن است مسائل دیگر را مطالبه کند.حاکمیت باید بپذیرد که اگر این افراد بخش قابل ملاحظه ای هستند به سخن آنها گوش دهد.زیرا نمی شود همه افراد را سرکوب کرد.
بخشی از ارکان فرهنگی مانند مرجعیت،مساجد و حوزه ها کم کاری کردند و نتوانستند ارزش ها را به نسل جدید انتقال دهند.امروز متاسفانه مرجعیت فرهنگی و رسانه ای به بیرون از کشور منتقل شده و قاعدتا تاثیر پذیری به حداقل رسیده است. کارهایی مانند فیلترینگ نتیجه معکوس می دهد.اولا حق الناس است و افراد که در این حوزه فعال هستند ضربه سنگینی خورده اند.ده ها هزار شغل تعطیل شده و صدها میلیارد تومان ضرر دیده اند.مسئولان خودشان از فضای مجازی استفاده می کنند اما امروز آن را فیلتر کرده اند.بنده نمی پذیرم که اطلاعات رد و بدل شده در فضای مجازی صرفا در جهت اهداف دشمن باشد. متاسفانه برخی شنیده ها حاکی از آن است که مخابرات با برخی از افرادی که وی پی ان می فروشند و کسب درآمد می کنند مرتبط است که اگر اینطور باشد نهادهای امنیتی و قضایی باید ورود کنند.
به نظر شما اینکه برخی تحلیل می کنند حاکمیت اگر مطالبه مردم را پاسخ بدهد عقب نشینی است،درست است؟
اقتدار و اعتبار اجتماعی دولت و حاکمیت ها به لحاظ سیاسی اقبال و رای عمومی مردم است.جمهوری اسلامی اگر امروز سرپا است به خاطر اقبال عمومی در رفراندوم 12 فروردین 58 است.بنابراین نباید این را به مثابه امتیاز دادن و عقب نشینی تلقی کرد.حاکمیت نباید خود را مقابل مردم بداند که تصور کند باج می دهد.بلکه واقعیت ها را باید بپذیرد راه حل ایجاد آرامش بازگشت به قانون است.اگرکسی اعتراض دارد به فلان محل برود و امنیتش توسط نیروی انتظامی تامین شود.اعتراضات هم باید نتیجه بخش باشد.عده ای از حاکمیت مطالبات را بشنوند و برای تحقق آن پیگیری کنند. در جریان افزایش قیمت بنزین در سال 98 هم دولت باید پاسخ مطالبه گران را می داد نه اینکه آنها را سرکوب می کرد.اگر دولت برخی مطالبات را محقق کند عقب نشینی نیست.زیرا دولت ها شکل می گیرند به مردم خدمت کنند.اما این مسئله هم بدان معنا نیست که هرچه جامعه خواست دولت انجام دهد.هیچ جای دنیا اینگونه نیست که هرچه جامعه خواست دولت انجام دهد. هرجای دنیا اگر اعتراضات منجر به کشته شدن و زخمی شدن افراد می شد یا دولت استعفا می کرد و یا کسانی که ناکارآمد بودند تغییر می کردند.متاسفانه نه تنها این موضوع مشاهده نشد بلکه وقتی یک عنصر ناکارآمد از دولت خارج شد در بخش دیگر مشغول بکار شد که اساسا به آن بخش اعتقادی ندارد.این نشان می دهد دولت رئیسی دوره بی تجربگی و خامی خودش را هنوز پشت سر نگذاشته است. متاسفانه باید گفت دولت سیزدهم دولتی نیست که در این بحران بتواند شرایط را مدیریت کند.