انتخابات میاندورهای آمریکا فقط رقابتی برای کسب کرسیهای کنگره نیست، بلکه آزمونی برای سنجش میزان تأثیر نارضایتی عمومی بر تصمیمهای کاخ سفید نیز به شمار میرود. انتخابات سوم نوامبر ۲۰۲۶ در شرایطی برگزار میشود که جنگ با ایران، افزایش هزینههای زندگی و سیاستهای تعرفهای دونالد ترامپ، فشارهای اقتصادی و سیاسی بر دولت او را افزایش داده است. پرسش اصلی این است که آیا رأیدهندگان آمریکایی میتوانند با تغییر ترکیب کنگره، مسیر سیاست خارجی واشنگتن را تغییر دهند یا رئیسجمهور همچنان قادر خواهد بود تصمیمهای خود را با وجود مخالفتها دنبال کند.
جنگی که به سفره مردم رسید
سیاست خارجی معمولاً در مقایسه با اقتصاد و معیشت، نقش مستقیم کمتری در انتخاب رأیدهندگان آمریکایی دارد، اما جنگ و افزایش هزینههای ناشی از آن میتواند این معادله را تغییر دهد. هنگامی که پیامدهای تصمیمهای نظامی در قیمت سوخت، حملونقل و کالاهای روزمره ظاهر میشود، جنگ دیگر مسئلهای دور از زندگی شهروندان نیست. بر اساس نظرسنجیهایی که در گزارشهای رسانهای آمریکا بازتاب یافتهاند، بخش قابل توجهی از مردم معتقدند جنگ با ایران هزینه زندگی را افزایش داده و از نحوه مدیریت آن رضایت ندارند. این نارضایتی لزوماً به معنای مخالفت با همه اهداف امنیتی دولت نیست، بلکه میتواند پرسشی درباره تناسب هزینهها و دستاوردهای جنگ باشد. نامزدهای انتخاباتی نیز میکوشند با برجسته کردن این ارتباط، رأیدهندگان را به ارزیابی عملکرد دولت از منظر معیشت وادار کنند. تعرفههای تجاری ترامپ نیز در همین چارچوب قرار میگیرند. دولت این تعرفهها را ابزاری برای حمایت از صنایع داخلی و اعمال فشار بر شرکای تجاری معرفی میکند، اما منتقدان معتقدند بخشی از هزینه آن به مصرفکنندگان منتقل میشود. در نتیجه، سیاست خارجی و تجاری به موضوعاتی تبدیل شدهاند که آثار آنها در زندگی روزمره خانوادهها احساس میشود.
کنگره؛ ابزار نظارت و محدودیت
اگر انتخابات به تغییر ترکیب مجلس نمایندگان یا سنا منجر شود، مخالفان ترامپ میتوانند از ابزارهای قانونی برای افزایش نظارت بر عملکرد دولت استفاده کنند. برگزاری جلسات استماع، مطالبه اسناد، تحقیق درباره تصمیمهای اجرایی و بررسی بودجه نظامی از جمله ابزارهایی است که میتواند زمان و منابع سیاسی دولت را به خود اختصاص دهد.
با این حال، تغییر اکثریت کنگره به معنای اختیار نامحدود برای تغییر سیاست خارجی نیست. رئیسجمهور از اختیارات اجرایی گستردهای برخوردار است و وتوی او میتواند مانع تبدیل بسیاری از پیشنهادهای مخالفان به قانون شود. عبور از این مانع نیز به اکثریت دوسوم در هر دو مجلس نیاز دارد؛ شرطی که در فضای سیاسی دوقطبی آمریکا بهآسانی فراهم نمیشود.
کنگره میتواند هزینه سیاسی ادامه جنگ را افزایش دهد یا درباره تخصیص منابع نظامی فشار وارد کند، اما این اقدامات الزاماً به توقف فوری عملیات منجر نخواهد شد. میان مخالفت با سیاست دولت و توانایی ارائه و اجرای راهبردی جایگزین، فاصلهای جدی وجود دارد.
درس انتخابات عراق
تجربه انتخابات میاندورهای سال ۲۰۰۶ آمریکا نمونهای از این فاصله است. در آن زمان، نارضایتی از جنگ عراق به پیروزی دموکراتها و تغییر ترکیب هر دو مجلس انجامید، اما دولت جورج بوش در سال ۲۰۰۷ راهبرد افزایش نیروها در عراق را دنبال کرد. بنابراین، شکست انتخاباتی حزب حاکم لزوماً به تغییر فوری سیاست جنگی منجر نمیشود.
البته شرایط امروز آمریکا و جنگ با ایران با جنگ عراق یکسان نیست و نمیتوان نتیجه انتخابات پیش رو را از تجربه گذشته پیشبینی کرد. این مقایسه تنها نشان میدهد که پیام رأیدهندگان برای تبدیل شدن به تصمیمی الزامآور، باید از مسیر نهادهای سیاسی و حقوقی عبور کند.
پیامدهای جهانی انتخابات
تغییر احتمالی ترکیب کنگره میتواند بر محاسبات متحدان و رقبای آمریکا نیز تأثیر بگذارد. افزایش نظارت بر سیاستهای نظامی، مناقشه بر سر بودجه یا بررسی تعرفهها ممکن است تصمیمگیری در واشنگتن را دشوارتر کند. با این حال، اختلافات داخلی الزاماً به معنای عقبنشینی راهبردی آمریکا نیست و حتی ممکن است اهداف کلی دولت، با وجود تغییر در شیوه اجرا، همچنان دنبال شوند.
در نهایت، انتخابات میاندورهای نه فرمان مستقیمی برای پایان جنگ است و نه رویدادی بیاثر بر سیاست خارجی. نتیجه آن میتواند موازنه سیاسی پیرامون تصمیمهای ترامپ را تغییر دهد و هزینه ادامه مسیر را افزایش دهد. میزان این تأثیر به ترکیب کنگره، انسجام مخالفان، شرایط اقتصادی و تحولات میدانی بستگی دارد. صندوق رأی ممکن است سیاست واشنگتن را یکشبه دگرگون نکند، اما میتواند دامنه انتخابهای دولت را محدودتر سازد.
برگرفته از: جماران