پری ثابت: پهنر همیشه چیزی نیست که بتوان آن را روی دیوار دید. گاهی باید ایستاد و به صداهایی گوش داد که در زندگی روزمره بهسادگی از کنارشان میگذریم. هنرمندان معاصر با استفاده از صدا، سکوت و اشیای معمولی، تجربههایی میسازند که مرز میان شنیدن، دیدن و احساسکردن را تغییر میدهد. یکی از نمونههای این رویکرد، چیدمان صوتی طارق عتویی، هنرمند و آهنگساز معاصر، در موزه تیت مدرن لندن است.
به گزارش گاردین، این چیدمان در سالن توربین تیت مدرن به نمایش درآمده است. این سالن بزرگ که پیشتر فضایی صنعتی بود، امروز به یکی از مکانهای مهم نمایش آثار هنر معاصر تبدیل شده است. وسعت سالن و معماری خاص آن به هنرمندان امکان میدهد آثاری خلق کنند که در گالریهای معمولی قابل اجرا نیستند. در این فضا، صدا میتواند در ابعاد معماری گسترش یابد و بازدیدکننده را به بخشی از تجربه هنری تبدیل کند.
وقتی اشیا صدا پیدا میکنند
عتویی در آثار خود به ظرفیتهای صوتی اشیایی توجه میکند که معمولاً کاربردی روزمره دارند. اشیا در چنین تجربهای فقط وسیله نیستند، بلکه میتوانند منبع صدا و ابزاری برای کشف رابطه انسان با محیط باشند. صداهای تولیدشده از اشیا، در کنار تجهیزات صوتی و فضای معماری، ترکیبی میسازند که مخاطب را به شنیدن دقیقتر دعوت میکند.
در زندگی روزمره، صداهای بسیاری در اطراف ما وجود دارند که به دلیل تکرار، دیگر به آنها توجه نمیکنیم. صدای برخورد وسایل، حرکت افراد، وزش باد یا حتی سکوت میان دو صدا، بخشی از تجربه زیستن هستند. هنر صوتی این عناصر را از زمینه معمولی خود جدا میکند و به آنها فرصتی تازه برای شنیدهشدن میدهد. در این رویکرد، حتی یک صدای ساده نیز میتواند به موضوعی برای تأمل تبدیل شود.
مخاطب؛ بخشی از اثر
در نمایشگاههای سنتی، بازدیدکننده اغلب مقابل یک تابلو یا مجسمه میایستد و از فاصلهای مشخص به آن نگاه میکند. اما در چیدمانهای صوتی، حرکت مخاطب در فضا و مدت زمانی که برای گوشدادن صرف میکند، بر تجربه او اثر میگذارد. ممکن است صدایی از یک نقطه واضح باشد و چند قدم آنطرفتر شکل دیگری پیدا کند. در نتیجه، هر بازدیدکننده میتواند تجربهای متفاوت داشته باشد.
این شیوه هنری فرصتی برای فاصلهگرفتن از شتاب روزمره فراهم میکند. در جهانی که بسیاری از افراد همزمان به تلفن همراه، موسیقی، پیامها و تصاویر توجه میکنند، گوشدادن متمرکز به تجربهای کمتر معمول تبدیل شده است. چیدمان صوتی از مخاطب میخواهد برای مدتی از دریافت پیوسته اطلاعات فاصله بگیرد و به یک تجربه حسی فرصت دهد. این مکث کوتاه میتواند شیوه توجه ما به محیط اطراف را نیز تغییر دهد.
صدای تازه برای موزهها
موزههای بزرگ جهان در سالهای اخیر بیش از گذشته به تجربههای چندحسی توجه کردهاند. نمایشگاههای تعاملی و چیدمانهای صوتی میتوانند مخاطبانی را جذب کنند که شاید ارتباط چندانی با شیوههای سنتی نمایش هنر نداشته باشند. این آثار همچنین پرسشهایی درباره تعریف هنر مطرح میکنند. آیا یک صدا، بدون تصویر یا شیئی ماندگار، میتواند به اندازه یک نقاشی ارزش هنری داشته باشد؟ آیا تجربهای که پس از پایان نمایشگاه باقی نمیماند، میتواند در حافظه مخاطب ماندگار شود؟
پاسخ این پرسشها برای همه یکسان نیست. برخی مخاطبان ممکن است چنین آثاری را دشوار یا نامأنوس بدانند، در حالی که دیگران در آنها فرصتی برای کشف رابطهای تازه با محیط پیدا میکنند. همین تفاوت برداشتها بخشی از اهمیت هنر معاصر است، زیرا مخاطب را به مشارکت در معناسازی دعوت میکند.
هنر فراتر از تصویر
چیدمانهای صوتی نشان میدهند که موزه میتواند فراتر از محل نگهداری آثار تاریخی و اشیای ارزشمند عمل کند. این فضاها امکان آزمایش، تجربه و گفتوگو درباره شکلهای تازه بیان هنری را فراهم میکنند. برای مخاطبان جوانتر نیز چنین تجربههایی میتوانند راهی متفاوت برای آشنایی با هنر باشند، بهویژه برای کسانی که ارتباط آسانی با نقاشی یا مجسمهسازی کلاسیک برقرار نمیکنند.
چیدمان عتویی یادآور میشود که هنر الزاماً به روایت مستقیم یا تصویر قابلشناسایی نیاز ندارد. گاهی تجربهای ساده از شنیدن میتواند توجه ما را به چیزهایی جلب کند که پیشتر نادیده گرفتهایم. چنین آثاری علاوه بر گسترش امکانات هنر، فرصتی برای مکث و بازنگری در رابطه انسان با صداهای پیرامون فراهم میکنند.
برگرفته از: گاردین