روند صعودی دلار و طلا
زمانی که تورم افزایش پیدا میکند، مردم به دنبال راهی میگردند تا بتوانند ارزش داراییهای خود را حفظ کنند. شرایط ایران نیز بهگونهای است که زمینه این موضوع را فراهم کرده است. مردم با تورم بالا و کاهش ارزش پول ملی مواجه هستند و درنهایت به دنبال راهکارهایی میگردند تا بتوانند ارزش داراییهای خود را حفظ کنند. مهمترین راه تبدیل ریال به داراییهای مطمئن مانند طلا و ارز است. در چنین شرایطی، عوامل سیاسی به وجود آورنده این وضعیت هستند، در کنار سوء مدیریت در کنترل نقدینگی و تکرار اشتباهات گذشته، شرایطی را به وجود آوردهاند که مردم امید چندانی به آینده نداشته باشند. برای مثال، اگر همین دو میلیارد دلاری که دولت تحت عنوان ارز سهمیهای از طریق بانکها در اختیار مردم قرار میدهد، به فعالیتهای مولد اختصاص پیدا میکرد، میتوانست آثار متفاوتی داشته باشد.
هدایت نقدینگی به اقتصاد
البته در شرایط تحریم، انتظار اینکه بتوان با این پول یک کارخانه پتروشیمی ساخت یا صنعت جدیدی ایجاد کرد، دشوار است. بااینحال، فعالیتهای دیگری وجود دارند که میتوان از طریق تزریق چنین منابعی یا هدایت منابع مالی مازاد جامعه به سمت آنها، اشتغال و ثروت ملی را افزایش داد و نیازهای کشور را تأمین کرد. متأسفانه این اقدامات انجام نمیشوند.
برای مثال، ساخت مسکن برای اقشار کمدرآمد و کم برخوردار، کمتر مشمول تحریمها میشود. بنابراین، میتوان بخشی از نقدینگی مازاد را به این سمت هدایت کرد.
فروش اوراق در دوران مصدق
در زمان ملی شدن صنعت نفت ایران، کشور با تحریم مواجه شد و دولت وقت اقدام به انتشار اوراق قرضه کرد. این اوراق نه صرفاً به دلیل سود و بهرهای که به آنها تعلق میگرفت، بلکه برای کمک به دولت خریداری شدند.
در شرایط فعلی نیز اگر دولت اعلام کند که با منابعی که از طریق انتشار اوراق قرضه تأمین میکند، قصد دارد ۱۰۰ هزار، ۲۰۰ هزار یا یکمیلیون واحد مسکونی جدید بسازد؛ مردم استقبال خواهند کرد.
اگر دولت اعلام کند که میخواهد با این منابع آزادراه بسازد، مسیرها را ایمنتر کند تا سالانه ۲۷ هزار نفر در تصادفات رانندگی جان خود را از دست ندهند، هزینههای بیمه تا این اندازه افزایش پیدا نکند، فاصلهها کمتر شود و مصرف سوخت کاهش یابد، طبیعتاً مردم از چنین طرحهایی نیز استقبال خواهند کرد.
تجربه نشان داده توزیع این پولها تاکنون تأثیر چندانی نداشته است. مسئولان کشور نیز نه دانش کافی دارند، نه تاریخ را مطالعه کردهاند و نه اقتصاد را بهخوبی میشناسند.
بخشی از تورمی که اکنون شاهد آن هستیم، ناشی از عملکرد خود ماست. دنبال کردن یا اجرای سیاستهای پوپولیستی، یعنی فریب دادن مردم، آثار منفی فراوانی بر جای گذاشته است. آنچه امروز مشاهده میکنیم، نتیجه بیش از ۲۰ سال اشتباه است.
ترکیدن حباب قیمتها
بااینحال، گروهی از نمایندگان مجلس که خودشان را اقتصاددان نیز میدانستند، ناگهان این پرسش را مطرح کردند که چرا با آغاز سال جدید باید قیمتها افزایش پیدا کند. درنتیجه، جلوی این روند طبیعی گرفته شد.
برخلاف اصول علم اقتصاد که بر مبنای عرضه و تقاضا استوار است، این تصمیمها مانع از بهروز شدن قیمت برق، بنزین، گازوئیل و کالاهای مشابه شدند.
اکنون افزایش قیمتهایی که درگذشته و در دولتهای پیشین بهصورت تدریجی انجام میشد، انباشتهشده است و در حال حاضر این حباب در حال ترکیدن است. به همین دلیل، قیمتها ناگهان به سطوحی میرسند که در آن، برای مثال، قیمت یک لیتر بنزین به کسری از قیمت یک بطری آبمعدنی میرسد.
این قیمتگذاریها باعث شده است شرکتهای برق، شرکتهای آب، شرکتهای توزیعکننده نفت و مجموعههای مشابه با مشکلات مالی و حتی ورشکستگی مواجه شوند.
بنابراین، دولت بهجای آنکه برای جبران کسری بودجه خود صرفاً به پوشاندن مشکلات بپردازد، ناچار است قیمتها را اصلاح کند. اگر این اصلاحات بهصورت منطقی و تدریجی انجام نشوند، حباب قیمتها درنهایت خواهد ترکید. شرایطی که اکنون با آن مواجه هستیم، نتیجه اشتباهات خودمان است.
منبع: اقتصاد آنلاین