توزیع روزنامه برق
1289ش:18مهر 1289 روزنامه تازه سيد ضياء طباطبايي يزدي به نام «برق» در تهران به توزيع داده شد . دولت وقت روزنامه قبلي او به نام «شرق» را بسته بود كه وي «برق» را با همان روش جانشين آن ساخته بود. روزنامه هاي آن زمان ايران، شكل ناقص و ابتدايي از نشرياتي بودند كه امروزه در جهان به آنها بولتن ابراز نظر شخصي(نشريه خصوصي)، و ناشر عقايد و نظرات يك فرد مي گويند ، و نشريه عمومي كه براي انتشار همه خبرها و نظرها - صرفنظر از موافق و مخالف بودنشان داير شده باشند نبودند و چون قواعد و اصول «روزنامه نگاري حرفه اي» را هم نمي دانستند كه رعايت كنند نمي توان آنها را در چارچوب تعريفي كه از رسانه عمومي مي شود قرار داد. در کشورهاي پيشرفته، دانشجويان رشته هاي روزنامه نگاري اصطلاحا اين نوع اوراق چاپي را «نشريات من در آوردي» مي خوانند ؛ نظير برخي از وبلاگهاي اينترنتي امروز. در هرحال، هنوز هم اين اتهام كه پاره اي از نشريات آن زمان ايران از انگليسي ها كمكهايي مي گرفتند و يا از جانب آنها و خارجيان ديگر حمايت مي شدند منتفي نشده است.
شصت و پنجمين سالگرد روزنامه نگاري انور خامه اي
2005م:دهم اكتبر 2005 شصت و پنجمين سالگرد روزنامه نگاري انور خامه اي بود كه هرگز نخواسته است او را دكتر خامه اي بنامند و به اين مناسبت روزنامه نگاران ايران در محل انجمن صنفي خود براي تجليل از او كه در نودمين سال عمر است مراسمي برگزار كردند، كاري كه در وطن ما كمتر سابقه داشته و اميد است كه همانند ساير كشورها دنبال شود. خامه اي نخستين ژورناليست ايراني است كه مستمرا 65 سال بكار روزنامه نگاري اشتغال داشته است كه ركورد تازه اي در ايران است.
محکومیت حسین فاطمی به اعدام
سال ۱۳۳۳- بموجب رأی دادگاه بدوی نظامی دکتر حسین فاطمی به اعدام و مهندس رضوی و دکتر شایگان به حبس ابد محکوم شدند. ریاست دادگاه نظامی محاکمه دکتر حسین فاطمی به عهده سرتیپ قطبی دایی فرح پهلوی قرار گرفت. اعضای دادگاه عبارت بودند از: سرهنگ قهرمانی، سرهنگ تفقدی، سرهنگ شیبانی، سرهنگ لشگری و سرهنگ گلشنی. دادستانی دادگاه با سرهنگ فخر مدرس بود. وکلای تسخیری دکتر فاطمی سرتیپ عبدالله قلعهبیگی و سرهنگ ملکآرایی بودند. سرتیپ قلعهبیگی مدت ۷ سال دادستان ارتش و رئیس دادرسی ارتش بود ولی در چهارمین جلسه محاکمه به تقاضای آزموده جلسه سری شد و دکتر فاطمی ناگزیر وکلای خود را عزل کرد. ضمناً بد نیست بدانید سرهنگ فخر مدرس بدرجه سپهبدی ارتقای مقام یافت و چندی دادستان ارتش و مدتی رئیس دادرسی ارتش بود. بعد از انقلاب اسلامی دستگیر و پس از محاکمه در بهار سال ۱۳۵۸ به جوخه آتش سپرده شد.
خاطرات هاشمی رفسنجانی
18 مهر سال 1377: مصاحبهاى با صداوسيما براى تبليغات انتخابات خبرگان داشتم. از خود چيزى نگفتم، دربارة انتخابات و اهميت خبرگان حرف زدم. كميسيون زيربنايى [و امور تولیدی مجمع تشخیص مصلحت] جلسه داشت. در اولويتهاى برنامهها، بحث بود؛ به چارچوبى رسيديم. دكتر [محسن] نوربخش، [رییس بانک مرکزی]، گزارش سفر به آمريكا براى اجلاس بانك بينالمللى را داد و مشكلات گرفتن وام با مهلت پرداخت بدهى در اين شرايط ركود و بحران اقتصاد جهانى را توضيح داد. دكتر [احمد] خالقنژاد [طبری، رییس سازمان بیمه خدمان درمات]، گزارش كار و مشكلات و مشخصاً كمبود اعتبار را داد و من هم دربارة اهميت بيمهها و تأمين اجتماعى حرف زدم. دكتر فرهادى گفت، از قرصي كه براى زنگ زدن گوش من داده است، استفاده كنم. بعد از انجام كارها، مطابق معمول ساعت نُه شب به خانه آمدم. ياسر و مريم و سارا و ليلى، اينجا بودند با شيرينكارىهاى ليلى مشغول شديم. ياسر براى شركت در سمينارى در بيروت، اجازهگرفت.