جنگ ایران و آمریکا نشان داده است که میدان نبرد دیگر به پایگاههای نظامی، پالایشگاهها و تجهیزات تسلیحاتی محدود نمیشود. در جهان امروز، دیتاسنترها، شبکههای ارتباطی، ماهوارهها و سامانههای پردازش اطلاعات نیز میتوانند اهداف راهبردی باشند. با گسترش هوش مصنوعی و وابستگی اقتصاد به خدمات دیجیتال، توان حفاظت از زیرساختهای فناوری و بازسازی آنها اهمیت بیشتری پیدا کرده است. سجاد عبادی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی استدلال میکند که قدرت آینده کشورها نهفقط در تسلیحات پیشرفته، بلکه در توانایی حفظ محاسبه، ارتباط و تصمیمگیری هنگام بحران تعیین خواهد شد.
دیتاسنترها؛ زیرساختهای حیاتی
حملات مارس ۲۰۲۶ به تأسیسات خدمات ابری آمازون در امارات و بحرین، اهمیت زیرساختهای دیجیتال را برجسته کرد. اختلال در این مراکز نشان داد که آسیب به دیتاسنترها میتواند خدمات بانکی، تجاری و مصرفی را تحت تأثیر قرار دهد. هدف قرار گرفتن مرکز داده مرتبط با بانک سپه در تهران نیز اهمیت امنیتی زیرساختهای پردازش اطلاعات را آشکار کرد. در چنین شرایطی، برای مختل کردن عملکرد یک کشور همیشه نیازی به انهدام پالایشگاه یا پایگاه نظامی نیست. اختلال در شبکههای ارتباطی و خدمات محاسباتی میتواند بخشهایی از اقتصاد و نظام اداری را فلج کند. بنابراین، دیتاسنترها به بخشی از زیرساخت قدرت ملی تبدیل شدهاند.
برتری نظامی، تضمین پیروزی نیست
تجربه جنگ اخیر نشان میدهد که برتری نظامی آمریکا و توانایی اجرای حملات گسترده، الزاماً به دستیابی به تمام اهداف راهبردی منجر نمیشود. ایران نیز با استفاده از موشکها و پهپادها توانسته است هزینههای نظامی و اقتصادی قابلتوجهی به طرف مقابل تحمیل کند. این تجربه تفاوت میان برتری فناورانه و برتری راهبردی را آشکار میکند. شناسایی سریعتر اهداف و اجرای حملات دقیقتر، زمانی به موفقیت منجر میشود که با اهداف سیاسی روشن، تابآوری اقتصادی و توان مدیریت پیامدهای جنگ همراه باشد. جنگ علاوه بر فناوری، رقابتی بر سر هزینه، زمان و ظرفیت بازسازی نیز هست.
پهپاد ارزان و دفاع پرهزینه
یکی از ویژگیهای جنگ نامتقارن، تفاوت هزینه حمله و دفاع است. ایران طی دهههای گذشته بر توسعه موشکها و پهپادها سرمایهگذاری کرده تا بخشی از فاصله نظامی خود با قدرتهای پیشرفته را جبران کند. در مقابل، رهگیرهای پیشرفته دفاع هوایی ممکن است میلیونها دلار هزینه داشته باشند. این تفاوت میتواند منابع مدافع را تحت فشار قرار دهد؛ زیرا مقابله با شمار زیادی سلاح ارزان گاهی مستلزم استفاده از تجهیزات گرانقیمت است. البته این مسئله به معنای برتری قطعی سلاح ارزان نیست؛ بلکه نشان میدهد هزینه و مقیاس حملات میتوانند محاسبات اقتصادی جنگ را تغییر دهند.
نرمافزار؛ مغز جنگ آینده
در جنگهای آینده، تعداد پهپادها بهتنهایی تعیینکننده نیست. توانایی اتصال پهپادها، حسگرها، ماهوارهها و سامانههای اطلاعاتی در یک شبکه هماهنگ اهمیت بیشتری دارد. نرمافزار میتواند دادهها را ترکیب کند، اهداف را اولویتبندی کند و تصمیمگیری عملیاتی را سرعت ببخشد. ازاینرو، قدرت واقعی تنها به ساخت سلاح محدود نمیشود؛ معماری داده و ظرفیت محاسباتی نیز تعیین میکنند تجهیزات چگونه عمل کنند.
ایران و ضرورت تابآوری فناورانه
ایران در حوزه موشکی و پهپادی قابلیتهای نامتقارن ایجاد کرده است، اما تولید یک سلاح با ایجاد اکوسیستم فناورانه تفاوت دارد. تراشههای پیشرفته، نرمافزار، ماهواره، شبکههای ارتباطی و زنجیره تأمین، اجزای بههمپیوسته قدرت فناوری هستند.
بنابراین، خودکفایی در تولید محصولات مشخص کافی نیست. راهبرد مؤثر باید بر تابآوری فناورانه، تنوع منابع تأمین، حفاظت از زیرساختهای حیاتی و توان بازسازی سریع تمرکز کند.
آینده جنگ؛ رقابت بر سر استمرار عملکرد
با گسترش هوش مصنوعی، دیتاسنترها و ظرفیت پردازش به عناصر مهم امنیت ملی تبدیل میشوند. حمله سایبری، اختلال برق، قطع ارتباطات و محدودیت دسترسی به تراشه میتوانند همزمان اقتصاد و توان نظامی کشورها را تحت تأثیر قرار دهند. در نهایت، رقابت اصلی قرن بیستویکم فقط بر سر ساخت پیشرفتهترین سلاح نیست؛ بلکه بر سر ایجاد زیرساختی مقاوم است که حتی هنگام بحران، ارتباط، محاسبه و تصمیمگیری را حفظ کند. کشوری که بتواند سامانههای حیاتی خود را در شرایط اختلال فعال نگه دارد، از مزیتی راهبردی برخوردار خواهد بود. برگرفته از: یادداشت سجاد عبادی در دیپلماسی ایرانی با عنوان «از پهپاد و موشک تا داده و دیتاسنتر؛ چرا جنگ آینده ممکن است بر سر چیزی باشد که دیده نمیشود؟»