ستاره صبح - علی فریدونی: رژیم گرفتن برای بسیاری از افراد با فهرستی طولانی از ممنوعیتها آغاز میشود؛ شیرینی ممنوع، نان ممنوع، برنج ممنوع، شام ممنوع و گاهی حتی میوه هم با احتیاط مصرف میشود. نتیجه معمولاً چند هفته کاهش وزن و سپس بازگشت به همان عادتهای قبلی است. اما اگر به جای فکر کردن به «کم خوردن»، از منطق مینیمالیسم استفاده کنیم چه اتفاقی میافتد؟ مینیمالیسم در تغذیه یعنی حذف شلوغی از بشقاب و آشپزخانه؛ نه حذف لذت غذا خوردن. هدف این است که انتخابهای غذایی سادهتر، آگاهانهتر و قابل تکرار شوند. به جای آنکه هر روز میان دهها خوراکی مختلف انتخاب کنیم، چند غذای سالم و متعادل را به بخش ثابت زندگی تبدیل میکنیم.
لاغری از خرید شروع میشود
بسیاری از تصمیمهای غذایی پیش از آنکه گرسنه شویم گرفته شدهاند. وقتی کابینت پر از چیپس، شکلات، بیسکویت و نوشیدنی شیرین است، احتمال مصرف آنها بیشتر میشود. بنابراین یکی از نخستین تمرینهای مینیمالیسم غذایی، خلوت کردن آشپزخانه است.
قرار نیست همه خوراکیهای مورد علاقه را یکباره دور بریزیم. میتوان خرید خوراکیهای بسیار فرآوریشده و پرکالری را کاهش داد و به جای آنها میوه، سبزیجات، حبوبات، مغزها، غلات کامل و منابع پروتئینی مناسب در دسترس قرار داد.
اصل ساده است: چیزی که کمتر در خانه باشد، کمتر هم وسوسهمان میکند.
بشقاب سادهتر، تصمیمهای کمتر
یکی از مشکلات زندگی مدرن، تعداد بسیار زیاد انتخابهای غذایی است. هر روز با صدها تبلیغ، منوی رستوران و محصول جدید روبهرو میشویم. این تنوع همیشه به معنای تغذیه بهتر نیست.
میتوان چند وعده ساده و سالم برای روزهای معمول داشت. مثلاً صبحانهای مشخص، ناهاری متعادل و شام سبک. این کار باعث میشود انرژی ذهنی کمتری برای تصمیمگیری صرف شود.
اما ساده بودن به معنای یکنواخت بودن نیست. میتوان در چارچوبی مشخص، غذاها را تغییر داد تا بدن مواد مغذی متنوع دریافت کند.
کمتر، اما نه محروم
یکی از مهمترین تفاوتهای مینیمالیسم غذایی با رژیمهای سخت این است که هدف آن ایجاد احساس محرومیت نیست.
اگر فردی عاشق شکلات است، حذف کامل آن ممکن است در کوتاهمدت جواب بدهد، اما احتمال بازگشت شدید به مصرف آن وجود دارد. رویکرد متعادلتر میتواند این باشد که مقدار مصرف کاهش پیدا کند و خوردن آن به یک انتخاب آگاهانه تبدیل شود.
در کاهش وزن، میزان انرژی دریافتی در مقایسه با نیاز بدن اهمیت دارد، اما کیفیت مواد غذایی نیز مهم است. غذایی که پروتئین، فیبر و مواد مغذی بیشتری دارد، معمولاً میتواند احساس سیری بیشتری ایجاد کند و کنترل اشتها را آسانتر کند.
قانون «قبل از اضافه کردن، کم کن»
مینیمالیسم یک اصل جذاب دارد: پیش از اینکه چیزی به زندگی اضافه کنیم، ببینیم آیا واقعاً به آن نیاز داریم.
این اصل را میتوان به غذا هم منتقل کرد. قبل از اضافه کردن یک میانوعده، نوشیدنی شیرین یا دسر، چند ثانیه مکث کنیم و از خود بپرسیم: «واقعاً گرسنهام یا فقط عادت کردهام چیزی بخورم؟»
همچنین میتوان اندازه بشقاب و حجم وعدهها را بررسی کرد. گاهی مشکل اصلی نوع غذا نیست، بلکه مقدار آن است.
آهسته غذا خوردن
مینیمالیسم در سرعت
مینیمالیسم فقط درباره تعداد غذاها نیست؛ درباره سرعت زندگی نیز هست. غذا خوردن سریع باعث میشود فرصت کافی برای توجه به احساس سیری نداشته باشیم.
آرامتر غذا خوردن، کنار گذاشتن تلفن همراه هنگام غذا و توجه به طعم و بافت غذا میتواند تجربه خوردن را آگاهانهتر کند. هدف این نیست که هر لقمه را با وسواس اندازهگیری کنیم؛ بلکه باید دوباره متوجه شویم چه زمانی واقعاً سیر شدهایم.
رژیم مینیمال، سبک زندگی است
اگر کاهش وزن را فقط یک پروژه چند هفتهای بدانیم، احتمال بازگشت وزن بالا میرود. اما اگر آن را به سادهتر کردن شیوه زندگی تبدیل کنیم، شرایط متفاوت میشود.