کامران ندری: محاصره و جنگ اقتصادی باید خاتمه یابد
کامران ندری، اقتصاددان، میگوید: دولت تا حدود زیادی قیمتها را رها کرده و در پاسخ مسئولان میگویند که کالا در همه فروشگاهها موجود است. اما مسئولان به این نکته توجه نمیکنند افرادی که درآمد اسمی آنها ثابت است و نمیتوانند آن را متناسب با تورم افزایش دهند، بهمرورزمان مجبور میشوند از هزینههای خوراک، بهداشت و درمان، و آموزش فرزندان خود بکاهند.
رستگاری
این اقتصاددان میگوید: رفع تحریم مهمترین و پیشنیاز هرگونه رستگاری برای ایران و ایرانی است! اینجا باید محکم ایستاد گفت، توسعه با تحریم نداریم! در شرایط تحریم، یا به همان گفته مشهور «شرایط حساس کنونی» از اساس توسعه کالای لوکس میشود، افق تصمیمگیریها کوتاه است و گذران امروز دیگری فرصتی بر اندیشیدن به فردا نمیگذارد.
فقر درآمدی
کامران ندری، اقتصاددان، در گفتوگو با اقتصادنیوز با تفکیک «فقر درآمدی» از «فقر دارایی»، پرداخت و گفت: «فقر درآمدی» به این معنا که سطح درآمد خانوارها در مقایسه باقیمت کالاها و خدمات کاهشیافته و درآمد جاری آنها کفاف تأمین هزینههای ضروری زندگی را نمیدهد. بااینحال، ممکن است این خانوارها دچار فقر دارایی نباشند؛ یعنی از مسکن یا خودرو برخوردار باشند و حتی این داراییها مازاد بر نیازهای اولیه و ضروری آنها باشد. زیرا اگرچه هر خانوار به یک مسکن و خودروی مشخص نیازمند است، اما برخی خانوارها داراییهایی مازاد بر این نیازهای ضروری دارند. علت اصلی بروز این مشکل در اقتصاد کشور، افت مداوم و مستمر ارزش ریال طی سالهای گذشته است. به همین دلیل، خانوارها پساندازهای خود را بهصورت ریالی نگهداری نمیکنند و بخش عمده پساندازها بهصورت غیر ریالی شکلگرفته است. دلیل این رویکرد آن است که سپردهگذاری در بانکها یا همان پسانداز ریالی، به دلیل نرخ سود پایین سپردهها، منجر به کاهش مداوم و تدریجی ارزش داراییهای ریالی در طول زمان میشود. از همین رو، خانوارهای ایرانی از سالهای گذشته پساندازهای ریالی خود را به حداقل ممکن رسانده و بهسوی پساندازهای غیر ریالی، شامل سرمایهگذاری در بخش مسکن، زمین، خودرو و همچنین طلا و ارز حرکت کردهاند.
حکمرانی
گروهی که پساندازهای خود را به خرید زمین یا املاک اختصاص دادهاند، اکنون با چالش و مشکل جدی روبرو شدهاند. این افراد دارایی و پسانداز دارند، اما این داراییها فاقد خاصیت نقد شوندگی هستند. در شرایط فعلی، فروش این قبیل داراییها برای تأمین نیازهای ضروری، سخت و دشوار شده است.
ریشه این معضل، یک مشکل ساختاری است که به نوع حکمرانی در کشور بازمیگردد؛ زیرا داراییهای ریالی نظیر سپردههای بانکی از بازدهی مناسبی برخوردار نیستند. در یک ساختار حکمرانی مطلوب و منطقی، دولت در نرخهای بهره، بهویژه نرخ بهره مرجع، مداخلات انجام نمیدهد و سیاستها بهگونهای تنظیم میشود که مردم همواره امکان نگهداری داراییهای نقد شونده با بازدهی کم ریسک را داشته باشند.
در این میان، خانوارهایی که فاقد هرگونه دارایی بوده و درآمد کافی نیز ندارند، دستشان از همهجا کوتاه است. برای این گروه، باید منتظر ماند تا اوضاع به سمت آرامش و ثبات حرکت کند، رشد اقتصادی به کشور بازگردد، فرصتهای شغلی و فعالیتهای اقتصادی افزایش یابد و با مهار نسبی تورم، مشکلات آنها بهتدریج برطرف شود. در غیر این صورت، تنها راهکار باقیمانده این است که این افراد شناساییشده و تحت حمایتهای مالی مستقیم دولت و نهادهای حمایتی نظیر کمیته امداد، سازمان بهزیستی و سایر مؤسسات خیریه قرار گیرند.
فشار تورم بر حقوقبگیران
ندری افزود: در حال حاضر سطح درآمدها کاهشیافته و توزیع درآمد نیز ناپایدار و نامناسب است. برخی افراد قادرند درآمد خود را متناسب با تورم موجود در اقتصادترمیم کنند؛ اما بخش عمدهای از خانوارهای ما که شاغل و حقوقبگیر هستند و شغل خود را حفظ کردهاند، با عدم تعدیل حقوق و دستمزد متناسب با تورم مواجه هستند. در این میان، خانوارهایی که حداقل دستمزد را دریافت میکنند، بیشترین آسیب را متحمل میشوند.
در شرایط تورمی، اگر حاکمیت از توان مالی و نگاه اجتماعی برخوردار باشد، باید بازنگری و ترمیم حقوق و دستمزدها را در فواصل زمانی کوتاهتر انجام دهد. الگوی حکمرانی نامناسب از دوره پیش از جنگ و درگیریها وجود داشته و تغییر آن بهسادگی امکانپذیر نیست.
راهکار
راهکار اول این است که تا زمان فیصله یافتن مسائل مربوط به جنگ، تحریم، محاصره و موارد مشابه، به همان سیاستهای کنترل قیمتی بازگردید. راهکار دوم این است که درآمدهای اسمی را در فواصل زمانی کوتاهمدتترمیم کرده و کمکهای مالی پرداختی از سوی دولت را افزایش دهید.