تغییر آرایش ژئوپلیتیکی قفقاز و تقویت کریدورهای رقیب، جایگاه ترانزیتی و امنیتی ایران را با چالشهای تازهای روبهرو کرده است. تحولات پس از فوریه ۲۰۲۶ و جنگ ایران، معادلات منطقه را وارد مرحله تازهای کرده است. در این شرایط، قفقاز جنوبی دیگر صرفاً یک منطقه پیرامونی برای ایران نیست، بلکه به بخشی از زنجیره فشارهای ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. در مرکز این تحولات، جمهوری آذربایجان و طرحهایی مانند کریدور زنگزور قرار دارند که میتوانند بر نقش ایران در اتصال شرق و غرب اثر بگذارند. نویسنده مقاله این وضعیت را در قالب «معماری نوین محاصره» بررسی میکند؛ معماریای که در آن قفقاز، آسیای مرکزی، اروپا و خلیج فارس به یکدیگر متصل میشوند.
کریدورهای رقیب
کریدور میانی که از مسیر قزاقستان، دریای خزر، جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه عبور میکند، در سالهای اخیر به دلیل جنگ اوکراین و اختلال در مسیرهای شمالی روسیه اهمیت بیشتری پیدا کرده است. بحران تنگه هرمز نیز به جذابیت این مسیر افزوده است. بر اساس تحلیل مقاله، ایران با وجود برخورداری از بنادر چابهار و بندرعباس، ممکن است در صورت تقویت مسیرهای رقیب بخشی از ظرفیت ترانزیتی خود را از دست بدهد.
جمهوری آذربایجان در این میان تلاش کرده خود را به یک مرکز مهم ترانزیتی و انرژی در منطقه تبدیل کند. توسعه بندر آلاط، سرمایهگذاری در مناطق آزاد اقتصادی و افزایش ظرفیت جابهجایی کالا، بخشی از این راهبرد است. مقاله هشدار میدهد که توسعه این زیرساختها میتواند برای نقش تاریخی ایران در ترانزیت میان شرق و غرب، بهویژه در مسیرهای منتهی به خلیج فارس، رقیبی جدی ایجاد کند.
تغییر موازنه نظامی
این رقابت تنها اقتصادی نیست. مقاله، تقویت توان نظامی جمهوری آذربایجان و نزدیکی بیشتر این کشور به ترکیه و برخی قدرتهای دیگر را از عوامل مؤثر بر تغییر موازنه در قفقاز میداند. خرید جنگندههای JF-17 و توسعه سامانههای پدافندی و شناسایی، بخشی از روند نوسازی نظامی باکو عنوان شده است.
در کنار آن، حضور و همکاری نظامی ترکیه در منطقه نیز اهمیت دارد. از نگاه نویسنده، افزایش همکاریهای دفاعی و رزمایشهای مشترک میتواند شرایط امنیتی مرزهای شمالغرب ایران را پیچیدهتر کند. همچنین طرحهای جدید آمریکا برای ایجاد چارچوبهای اقتصادی و امنیتی در قفقاز و آسیای مرکزی، در صورت تحقق، میتواند به تغییر مسیرهای انرژی و ترانزیت و کاهش تدریجی نقش ایران منجر شود.
پیامدهای زنگزور برای ایران
در این چارچوب، کریدور زنگزور یکی از مهمترین نقاط حساس برای تهران است. اجرای این مسیر میتواند جایگاه جمهوری آذربایجان را در شبکه ارتباطی منطقه تقویت و ارتباط ترکیه با قفقاز و آسیای مرکزی را تسهیل کند. از نگاه مقاله، پیامد احتمالی چنین روندی، کاهش اهمیت برخی مسیرهای عبوری از ایران و افزایش فشار بر موقعیت ژئوپلیتیکی کشور است.
نویسنده بر این باور است که ایران نباید صرفاً در برابر این تحولات موضع تدافعی داشته باشد، بلکه باید با تقویت مسیر شمال ـ جنوب، توسعه زیرساختهای ریلی و بندری و گسترش همکاری با روسیه، هند و کشورهای آسیای مرکزی، جایگاه خود را در معادلات ترانزیتی حفظ کند. تکمیل مسیر آستارا ـ رشت و تقویت چابهار و بندرعباس از جمله راهکارهای مطرحشده در مقاله است.
دیپلماسی فعال در قفقاز
مقاله همچنین بر ضرورت استفاده از ابزارهای دیپلماتیک تأکید دارد. همکاری با ارمنستان برای جلوگیری از تغییر مرزهای بینالمللی، گفتوگو با روسیه و چین و ایجاد سازوکار چندجانبه برای نظارت بر کریدورهای منطقه، از پیشنهادهای مطرحشده است. هدف این رویکرد، جلوگیری از انحصار مسیرهای ترانزیتی و حفظ نقش ایران در معادلات قفقاز عنوان شده است. در نهایت، نویسنده تأکید میکند که ایران برای عبور از این شرایط به ترکیبی از دیپلماسی هوشمند، بازدارندگی، اقتصاد مقاوم و انسجام داخلی نیاز دارد. قفقاز برای تهران دیگر یک حاشیه نیست؛ بلکه بخشی از معادله امنیت ملی و اقتصادی کشور است. اگر ایران بتواند از ظرفیتهای خود برای تقویت مسیر شمال ـ جنوب و همکاری منطقهای استفاده کند، میتواند از فشارهای جدید به فرصتی برای تثبیت جایگاه خود در نظم در حال شکلگیری منطقه تبدیل شود.
برگرفته از: دیپلماسی ایرانی