پرونده هستهای ایران بعد از 20 سال دوباره با رای شورای حکام از آژانس به شورای امنیت سازمان ملل متحد رفت. قبل از این و برای اولین بار در سال 1384 / 2006، با رای شورای حکام آژانس، پرونده هستهای ایران به شورای امنیت رفت. از آن زمان تاکنون پرونده هستهای ایران به مهمترین اختلاف با آمریکا تبدیل شد.
پرونده هستهای ایران در سال 84 وقتی برای اولین بار به شورای امنیت رفت زمینهساز تصویب قطعنامههای تحریم ایران در شورای امنیت شد و تحریمهای یکجانبِ آمریکا و اروپا را تقویت کرد؛ وضعیتی که بعد از حدود 20 سال، همچنان دامنگیر کشور است. در آخرین مرحله نیز به دنبال حل نشدن اختلافات ایران و آمریکا بر سر هستهای، دو جنگ 12 و 40 روزه اسرائیل و آمریکا علیه کشور رخ داد اما همچنان مسئله هستهای ایران حلنشده باقیمانده است.
در این دو جنگ، اسرائیل و آمریکا به مراکز هستهای ایران ازجمله مرکز آبسنگین خنداب اراک و سه مرکز غنیسازی نطنز، اصفهان و فردو حمله کردند. در اثر این حملات، غنیسازی ایران متوقف یا کم شد. (عصر ایران)
چرا پرونده دوباره به شورا رفت؟
آژانس در سالهای اخیر توانایی خود برای راستی آزمایی برنامه هستهای ایران را ازدستداده است. پس از حملات نظامی به تأسیسات هستهای ایران، دسترسی بازرسان به برخی سایتها محدود شد و آژانس ادعا میکند درباره محل و وضعیت بخشی از ذخایر اورانیوم غنیشده ایران اطلاعات قابلتأییدی در اختیار ندارد.
طبق ادعای آژانس و گزارشهای ارائهشده به شورای امنیت، ایران پیش از حملات حدود ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در اختیار داشت و این ذخیره در صورت غنیسازی بیشتر، ازنظر فنی میتواند برای تولید چند سلاح هستهای کافی باشد.
آژانس مدعی است که نمیتواند بگوید مواد هستهای ایران کجاست، تأسیسات آسیبدیده چه وضعیتی دارند و چه میزان از ظرفیت غنیسازی همچنان قابلاستفاده است؟ قطعنامه اخیر شورای حکام نیز بر همین مبنا شکلگرفته و عدم همکاری ایران با تحقیقات آژانس و نبود دسترسی کافی برای راستی آزمایی را محور تصمیم خود قرار داده است.
حق وتو مسکو و پکن
امروز اگر اعضای غربی شورای امنیت بخواهند قطعنامه جدیدی علیه ایران تصویب کنند، به ۹ رأی از ۱۵ عضو شورا و نبود وتوی اعضای دائم یعنی چین و روسیه نیاز دارند. درنتیجه، اگر مسکو و پکن همچنان در موضع فعلی خود باقی بمانند، تصویب هر قطعنامه تحریمی جدید علیه ایران با مانع جدی مواجه خواهد شد.
ارجاع پرونده هستهای ایران پس از ۲۰ سال به معنای ورود بحران هستهای ایران به مرحلهای جدید از رویارویی دیپلماتیک است. آمریکا و اروپا تلاش میکنند ابهام درباره ذخایر اورانیوم، محدودیت دسترسی آژانس و وضعیت تأسیسات هستهای را به مسئله امنیت بینالمللی تبدیل کنند. ایران این روند را سیاسی و متأثر از جنگ میداند و روسیه و چین نیز با اقدام غرب مخالفت کردهاند. امروز برخلاف ۲۰ سال قبل شورای امنیت تبدیل به قطببندی شرق و غرب بر سر پرونده ایران شده است. (اقتصاد آنلاین)
چه میشود؟
اول - ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای حکام اتفاق بدی است و بهتر بود مسئولان از وقوع آن جلوگیری میکردند. در شرایط جنگی و فشارهای سیاسی - نظامی و اقتصادی آمریکا، نباید ابزار فشار جدید یعنی شورای امنیت را نیز در اختیار ترامپ قرارداد. بهویژه که برخلاف دولت اول ترامپ، این بار اروپاییها و کشورهای جنوب خلیجفارس هم در کنار آمریکا و مقابل ایران خواهند بود.
دوم - ارسال پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل، میتواند موجب اعمال فشار جدید علیه ایران شود. درصورتیکه آمریکا و اروپا بتوانند تحریمهای جدیدی علیه ایران تصویب کنند؛ تحریمهای سازمان ملل میتوانند تکمیلکننده تحریمهای آمریکا و اروپا علیه ایران باشند.
سوم - آمریکا و کشورهای جنوب خلیجفارس تلاش خواهند کرد انتقام حملات ایران و بسته شدن تنگه هرمز را در شورای امنیت بگیرند. بهویژه که بحرین نیز در شورای امنیت عضو غیر دائم است.
چهارم - این خبر خوبی برای ترامپ و نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل است.
پنجم - برای ایران، بازی در چارچوب آژانس بینالمللی انرژی اتمی بهمراتب راحتتر و سادهتر از بازی در شورای امنیت سازمان ملل متحد است. به همین دلیل بهتر بود پرونده ایران در آژانس میماند و به شورای امنیت نمیرفت. ارجاع و ارسال پرونده ایران به شورای امنیت، اتفاقی منفی است.
ششم - از زمان آغاز جنگ 40 روزه در 9 اسفند 1404 تاکنون، با رای وتو روسیه و چین، آمریکا و کشورهای جنوب خلیجفارس و اردن نتوانستند از ابزار شورای امنیت علیه ایران استفاده کنند و وارد مراحل پیشرفتهتری برای تحریم و اقدام علیه ایران بهویژه به دلیل بستن تنگه هرمز شوند. احتمالاً مقامات ایرانی تصور میکنند این شرایط در مرحله جدید ورود پرونده هستهای ایران به شورای امنیت تکرار خواهد شد.
(عصر ایران)