لوگو
1405 چهارشنبه 11 شهريور
  • صفحه نخست
  • سیاست
  • سخن‌گاه
  • اقتصاد
  • شهروند
  • بین الملل
  • فرهنگ و هنر
  • سلامت
  • علم و فناوری
  • ورزش
  • خواندنی‌ها
  • آرشیو روزنامه
1405/06/11 - شماره 2819
نسخه چاپی
محمدمهدی سید ناصری- پژوهشگر حقوق کودک

کودکان نسل موشک و موبایل

کودکان ایران چه سهمی از آینده دارند؟ برای فهم آنچه بر ایران می‌گذرد، گاهی باید از صدای سیاستمداران و تحلیلگران فاصله گرفت و به سکوت کودکی گوش داد که در این کشور زندگی می‌کند؛ کودکی که شاید معنای تحریم، ژئوپلیتیک، کسری بودجه یا بازدارندگی را نداند، اما ترس را خوب می‌شناسد؛ صدای آژیر، تعطیلی مدرسه، نگرانی مادر و نگاه پدر به قیمت‌ها. مهم‌تر از همه، پرسشی را با خود حمل می‌کند: «فردای من چه می‌شود؟» این مهم‌ترین پرسش ایران است!

کودکان هزینه تصمیمات سیاسی را می‌پردازند
در سال‌هایی که بحران اقتصادی، تحریم، ناامنی، جنگ، مهاجرت، تورم، فرسایش سرمایه اجتماعی و اضطراب دائمی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل‌شده، کودکان بیش از هر گروه دیگری پیامد تصمیم‌هایی را تحمل می‌کنند که در شکل‌گیری آن‌ها نقشی نداشته‌اند. کودک نه تحریم وضع کرده، نه جنگ آغاز کرده و نه سیاست اقتصادی نوشته است؛ اما بدن، ذهن، آموزش، سلامت و امید اوست که هزینه این تصمیم‌ها را می‌پردازد. اینجاست که مسئله از «سیاست» فراتر می‌رود و به «حقوق کودک» می‌رسد.

حقوق کودک
کودک در حقوق بین‌الملل موضوع ترحم نیست؛ صاحب حق است. حق حیات، رشد، سلامت، آموزش، امنیت، مشارکت، حمایت در برابر خشونت و برخورداری از منافع عالیه، امتیازهایی نیستند که در روزهای خوب اعطا و در روزهای بحران تعلیق شوند. اتفاقاً حقوق کودک برای روزهای بحران اهمیت بیشتری دارد: جنگ حق کودک را متوقف نمی‌کند، کاهش بودجه حق او را کاهش نمی‌دهد و بحران نباید کودک را به نخستین قربانی خاموش خود تبدیل کند.

تقاطع بحران
کودک ایرانی امروز در تقاطع بحران‌های اقتصادی، محیط‌زیستی، آموزشی، سلامت روان، اعتماد و فضای دیجیتال قرارگرفته است. هر یک از این بحران‌ها می‌تواند مسیر رشد یک نسل را تغییر دهد و هم‌زمانی آن‌ها، مسئله را از چند برنامه حمایتی پراکنده فراتر می‌برد. تورم برای کودک فقط افزایش قیمت نیست؛ کوچک شدن تدریجی جهان اوست. خانواده‌ای که زیر فشار اقتصادی قرار می‌گیرد، ابتدا از تفریح و سفر، سپس از کلاس، کتاب و فرصت‌های فرهنگی و درنهایت از خدمات سلامت می‌کاهد. آنچه از دست می‌رود فقط یک کالا یا خدمت نیست، بلکه فرصت برابر برای رشد است.

نابرابری فرصت‌ها
کودک خانواده برخوردار ممکن است بحران را با آموزش خصوصی، اینترنت مناسب، کتاب و دسترسی به خدمات تخصصی پشت سر بگذارد؛ اما کودک خانواده کم برخوردار ممکن است همان بحران را با ترک تحصیل، کار کودک، سوءتغذیه یا محرومیت دیجیتال تجربه کند. بنابراین، فقر فقط مسئله درآمد نیست؛ مسئله برابری فرصت‌های کودکی است.

جامعه بحران‌زده
جنگ نیز اثر خود را فقط بر ساختمان‌ها نمی‌گذارد؛ به حافظه و روان یک نسل وارد می‌شود. کودکی که تصاویر انفجار، تخریب و اضطراب بزرگ‌سالان را بارها دیده، ممکن است جنگ را حتی پس از پایان رسمی آن در ذهن خود ادامه دهد. ازاین‌رو، پایان جنگ لزوماً پایان آثار آن بر کودک نیست. جامعه‌ای که از بازسازی ساختمان‌ها سخن می‌گوید اما از بازسازی روان کودکان غافل است، هنوز از بحران عبور نکرده است. کودک ایرانی ممکن است صبح خبر جنگ را از تلفن همراه ببیند، ظهر در کلاس آنلاین درس بخواند، عصر با دوستانش بازی کند و شب با محتوایی درباره آینده جهان مواجه شود. او دیگر فقط فرزند خانواده نیست؛ شهروند دیجیتال و در عین حال صاحب حق است. داده‌هایش ثبت و علایقش تحلیل می‌شوند و الگوریتم‌ها بر آنچه می‌بیند و حتی گاه بر آنچه از آن می‌ترسد، اثر می‌گذارند. بنابراین، حمایت از کودک دیگر به خانه، مدرسه و خیابان محدود نیست؛ فضای دیجیتال نیز به قلمرو حقوق کودک تبدیل‌شده است. کودکیِ ازدست‌رفته چیزی نیست که همیشه بتوان بعداً جبران کرد.

سیاست ملی کودک
ایران بیش از هر زمان دیگری به یک سیاست ملی کودک نیاز دارد؛ سیاستی که کودک را از حاشیه تصمیم‌گیری به مرکز حکمرانی منتقل کند و آثار اقتصادی، اجتماعی، امنیتی، زیست‌محیطی و دیجیتال هر تصمیم عمومی را بر او بسنجد. هر بودجه باید بپرسد: این تصمیم چه اثری بر کودکان دارد؟ هر تصمیم اقتصادی باید روشن کند آیا شکاف میان کودکان برخوردار و محروم را افزایش می‌دهد؟ هر سیاست جنگی باید بپرسد چگونه از جان و روان کودکان محافظت می‌کند؛ هر سیاست آموزشی، آیا فرصت برابر یادگیری را افزایش می‌دهد؛ و هر سیاست دیجیتال، آیا کودک را صاحب حق می‌بیند یا صرفاً کاربر و مصرف‌کننده اقتصاد پلتفرمی؟

بازسازی اعتماد و امید
اگر ایران می‌خواهد از بحران‌های امروز عبور کند باید بازسازی اعتماد و امید یک نسل را ضروری بداند. کشور در ذهن کودک ساخته می‌شود: در اینکه آیا آینده را ممکن می‌بیند، صدایش شنیده می‌شود، عدالت را تجربه می‌کند، مدرسه را محل رشد می‌داند و خانه را پناهی امن می‌یابد، نه محل انتقال اضطراب بزرگ‌سالان.

امروز و فردای ایران
کودکان آینده ایران نیستند؛ آن‌ها امروز ایران‌اند. اگر امروز امنیت، سلامت، آموزش، کرامت، مشارکت و امیدشان را از آنان بگیریم، فردای ایران را از درون تهی کرده‌ایم. اگر این نسل روزی از ما بپرسد، «با کودکی ما چه کردید؟» چه پاسخی خواهیم داشت؟ تنها عملکرد امروز ما می‌تواند پاسخی برای آن بسازد. زیرا تاریخ ایران را فقط سیاستمداران، فرماندهان و دولت‌ها نمی‌نویسند؛ کودکانی نیز می‌نویسند که امروز در سکوت، نتیجه تصمیم‌های ما را زندگی می‌کنند.

 

Facebook Twitter Linkedin Whatsapp Pinterest Email

دیدگاه شما

دیدگاه شما پس از بررسی منتشر خواهد شد. نظراتی که حاوی توهین یا الفاظ نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

تیتر خبرهای این صفحه

  • تصویر حمله آمریکا به لامرد در آسوشیتدپرس
  • حمله ترامپ با هوش مصنوعی به خارگ
  • مرگ یک دختر با شلیک پدرش!
  • گلادیاتورهای فوتبال در اصفهان
  • کودکان نسل موشک و موبایل
  • آئین افتتاح و كلنگ‌زنی پروژه های راهسازی شركت بهره‌برداری نفت و گاز مسجدسلیمان
  • قهرمانی تكواندوكار نفت مسجدسلیمان در مسابقات استعدادهای برتر خوزستان
  • پایان پروژه زیست محیطی داكتینگ آسپراسیون كوره بلند شماره ۲ با همت ذوب آهن اصفهان
  • ثبت دومین رکورد متوالی تولید محصولات ویژه در ناحیه نورد سرد فولاد مبارکه
لوگو
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • تعرفه آگهی
  • نمایندگی‌ها
  • شناسنامه
  • مرامنامه
  • آرشیو
  • RSS

1401© :: کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه ستاره صبح بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.