ستاره صبح - مصطفی فروغی: در قرن گذشته و کنونی دستدرازی به منابع انرژی صورت گرفته است. ایران پس از روسیه و عربستان، سومین تولیدکننده نفت و گاز جهان است. کشورهای صاحب نفت، درآمد حاصل از فروش نفت را صرف توسعه زیرساختها، رشد اقتصادی و رفاه مردم میکنند، اما در ایران در دهههای گذشته، به دلیل مناقشه بیپایان با غرب، بهویژه ایالات متحده و اسرائیل، کشور در چرخه معیوب تحریم، جنگ و محاصره دریایی گرفتار شده است؛ چرخهای که برونرفت از آن نیاز به عزم سیاسی و بهرهگیری از تجربه و توان متخصصان و تکنوکراتها دارد. کشور تاکنون چهار جنگ، شامل جنگ هشتساله، جنگ ۱۲ روزه، جنگ 40 روزه و جنگ ۱۳ روزه را پشت سر گذاشته است. هرچند سه روز است که آتش جنگ متوقف شده، اما این احتمال وجود دارد که هر لحظه دوباره شعلهور شود. با این وجود، روزنامه کیهان از بستن تنگه هرمز و تنگه بابالمندب توسط حوثیهای یمن استقبال کرده و نوشته است: «برای آلسعود جهنم گشودهاند.» این جماعت برای حوثیها، همانند آنچه درباره حمله حماس به اسراییل (۱۵ مهر ۱۴۰۲) انجام دادند، هورا میکشند و کف میزنند؛ اما آیا به خاطر دارند که آن زمان نیز جشن و پایکوبی به راه انداختند، ولی در نهایت اسرائیل غزه را ویران کرد و حماس حکومت خود را از دست داد؟ آیا فکر میکنند اگر تنگه بابالمندب بسته شود، دنیا تنها نظارهگر خواهد بود؟ قدری به خود آیید و ببینید نیازهای مردم چیست و آنان با چه مشکلاتی دستوپنجه نرم میکنند. عزمتان را جزم کنید. مشکلان مردم را حل کنید.
* تولید بنزین در کشور در دولت روحانی بیش از نیاز داخلی بود و مازاد آن صادر میشد. چه شد که این صنعت با ناترازی مواجه شد و بنزین وارد کشور میشود؟
* مدیرعامل شرکت پالایش و پخش فرآوردههای نفتی گفت در پی محاصره دریایی و آسیب دیدن تأسیسات انرژی، واردات بنزین با دشواری مواجه شده است.
* تولید روزانه بنزین ۱۱۰ میلیون لیتر و مصرف آن ۱۳۰ میلیون لیتر است؛ یعنی کشور هر روز با کسری ۲۰ میلیون لیتری بنزین روبهروست. آیا این کسری با وجود محاصره دریایی و کمبود منابع مالی قابل جبران است؟ مردم باید به صرفهجویی روی آورند، اما دولت در زمینه فرهنگسازی و استفاده از ظرفیت رسانهها در این باره غفلت کرده است.
* رئیسجمهور گفته است روزانه ۲۰ میلیون لیتر بنزین قاچاق میشود. معلوم نیست دولت توانسته جلوی این قاچاق را بگیرد یا نه. اگر همین قاچاق مهار شود، بخش بزرگی از کسری بنزین برطرف خواهد شد.
* کمبود برق و گاز نیز محسوس است و تولید داخلی پاسخگوی مصرف نیست. نبود برق و گاز، کیفیت زندگی را کاهش میدهد و فعالیت بنگاههای اقتصادی را مختل میکند. نتیجه این وضعیت، کاهش تولید، افزایش تورم و گرانی است.
محاصره دریایی بنادر جنوبی، خطرناکترین اقدامی است که آمریکا علیه ایران در حال انجام آن است. ادامه این محاصره، شرایط را از آنچه هست دشوارتر خواهد کرد؛ مگر آنکه ایران به تفاهمنامه ۱۴مادهای بازگردد و تنگه هرمز را باز کند. در این صورت، امکان فروش نفت و آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکهشده فراهم خواهد شد.
در دوره قبل که آمریکا ایران را محاصره دریایی کرد، وزارت نفت میتوانست از طریق مسیرهای زمینی و دریای خزر سوخت وارد کشور کند، اما اکنون به دلیل حملات ارتش اوکراین به مراکز تولید انرژی، پالایشگاهها و نیروگاههای روسیه، این کشور نیز با کمبود انرژی روبهرو شده و وضعیتی مشابه ایران دارد.
بنابراین میتوان پیشبینی کرد که دورنمای تأمین انرژی، تار و مبهم است. در این دشوار تندروها باید از سردادن شعارهای تند که اوضاع را پیچیدهتر میکند، پرهیز کنند.
پرسش این است که چرا و به چه دلیل، وقتی شورای عالی امنیت ملی پای یک توافقنامه را امضا میکند، عدهای زیر آن میزنند و با آن به مخالفت برمیخیزند؟