لوگو
1405 دوشنبه 9 شهريور
  • صفحه نخست
  • سیاست
  • سخن‌گاه
  • اقتصاد
  • شهروند
  • بین الملل
  • فرهنگ و هنر
  • سلامت
  • علم و فناوری
  • ورزش
  • خواندنی‌ها
  • آرشیو روزنامه
1405/04/30 - شماره 2791
نسخه چاپی

پشت پرده حملات به بنادر ایران

حملات اخیر آمریکا به زیرساخت‌های ساحلی ایران، به‌ویژه در بندرعباس و عسلویه، از نگاه برخی تحلیلگران تنها یک واکنش نظامی یا اقدامی تلافی‌جویانه نیست، بلکه بخشی از راهبردی گسترده‌تر برای مدیریت توازن قدرت در منطقه و کنترل مسیرهای حیاتی انرژی به شمار می‌رود. بر اساس این دیدگاه، این حملات را باید در چارچوب رقابت فزاینده آمریکا و چین، امنیت اقیانوس هند و کنترل شریان‌های اصلی تجارت جهانی بررسی کرد.
در این تحلیل تأکید شده است که بندرعباس و عسلویه صرفاً دو نقطه مهم در جغرافیای ایران نیستند، بلکه نقش کلیدی در صادرات انرژی، حمل‌ونقل دریایی و اتصال ایران به اقتصاد جهانی دارند. از همین رو، هرگونه آسیب به این زیرساخت‌ها می‌تواند فراتر از خسارت‌های محلی، بر توان اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایران اثر بگذارد.
به باور نویسنده، قدرت‌های دریایی در طول تاریخ همواره تلاش کرده‌اند با تسلط بر گذرگاه‌های راهبردی و بنادر مهم، بر رفتار رقبای خود تأثیر بگذارند. اگر در گذشته این سیاست با کنترل مستقیم مسیرهای دریایی دنبال می‌شد، امروز در قالب مفاهیمی مانند امنیت کشتیرانی، حفاظت از زنجیره تأمین و آزادی تجارت جهانی ادامه یافته است. در این چارچوب، هدف قرار دادن بنادر و زیرساخت‌های ساحلی، ابزاری برای افزایش فشار بر کشورهای رقیب تلقی می‌شود.
این تحلیل همچنین به گزارش‌هایی درباره حملات به بندرعباس، چابهار، جاسک و برخی مراکز مرتبط با پایش ساحلی و تأسیسات نظامی اشاره می‌کند و مدعی است که برخی زیرساخت‌های بندری، راه‌های ارتباطی و برج‌های مراقبت نیز در این حملات آسیب دیده‌اند. از نگاه نویسنده، کاهش تردد کشتی‌ها از تنگه هرمز و افزایش عبورهای محتاطانه در روزهای اخیر نیز نشان می‌دهد که این عملیات تنها جنبه نظامی نداشته و بر فضای اقتصادی و حمل‌ونقل دریایی نیز اثر گذاشته است.
یکی از محورهای اصلی این تحلیل، پیوند دادن این تحولات با رقابت راهبردی آمریکا و چین است. به اعتقاد نویسنده، بخش قابل توجهی از نفت و گاز مورد نیاز چین از مسیر خلیج فارس، تنگه هرمز و اقیانوس هند تأمین می‌شود. بنابراین هرگونه ناامنی یا اختلال در این مسیرها، علاوه بر ایران، بر امنیت انرژی چین نیز تأثیرگذار خواهد بود.
بر همین اساس، هدف قرار دادن زیرساخت‌های ساحلی ایران می‌تواند این پیام را به پکن منتقل کند که آمریکا همچنان توانایی اثرگذاری بر مسیرهای انتقال انرژی به شرق آسیا را در اختیار دارد. در این چارچوب، حملات صرفاً متوجه ایران نیست، بلکه بخشی از رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر کنترل شریان‌های حیاتی تجارت و انرژی جهان محسوب می‌شود.
در ادامه، مفهوم «مهار از طریق اختلال زیرساختی» به‌عنوان یکی از راهبردهای جدید قدرت‌های بزرگ مطرح می‌شود. بر اساس این الگو، به جای اشغال سرزمین، زیرساخت‌هایی مانند بنادر، پایانه‌های انرژی، جاده‌های دسترسی، مراکز لجستیکی و سامانه‌های پایش هدف قرار می‌گیرند تا توان اقتصادی و عملیاتی کشور مقابل تضعیف شود.
نویسنده معتقد است اگر هدف تنها پاسخ به یک تهدید نظامی بود، حمله به پایگاه‌های نظامی کفایت می‌کرد؛ اما تمرکز بر زیرساخت‌های بندری و انرژی نشان می‌دهد که هدف، افزایش هزینه‌های اقتصادی، ایجاد اختلال در تجارت و کاهش توان کشور در مدیریت مسیرهای دریایی است.
در این میان، بندرعباس به‌عنوان مهم‌ترین بندر تجاری ایران و حلقه اصلی اتصال کشور به آب‌های آزاد، جایگاهی ویژه دارد. هرگونه اختلال در فعالیت این بندر می‌تواند بر صادرات، واردات، ترانزیت کالا و جایگاه ایران در تجارت منطقه‌ای اثرگذار باشد. عسلویه نیز به دلیل تمرکز تأسیسات گاز و پتروشیمی، یکی از مهم‌ترین مراکز تولید درآمدهای انرژی ایران محسوب می‌شود و آسیب به آن می‌تواند پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای داشته باشد. این تحلیل همچنین به آثار روانی چنین حملاتی اشاره می‌کند و می‌گوید حتی اگر خسارت‌های فیزیکی محدود باشد، افزایش هزینه‌های بیمه، تغییر مسیر کشتی‌ها، کاهش اعتماد شرکت‌های حمل‌ونقل و افزایش نگرانی در بازار انرژی می‌تواند پیامدهایی فراتر از میدان نبرد ایجاد کند. در بخش دیگری از این یادداشت، موضوع حقوق بین‌الملل نیز مورد توجه قرار گرفته است. نویسنده معتقد است اگر زیرساخت‌های غیرنظامی یا تأسیسات دارای کاربری دوگانه هدف قرار گرفته باشند، پرسش‌هایی درباره رعایت اصول حقوق بشردوستانه، از جمله اصل تناسب و تفکیک اهداف نظامی و غیرنظامی مطرح می‌شود؛ هرچند از نگاه تحلیل راهبردی، اولویت اصلی آمریکا تغییر محیط امنیتی و افزایش هزینه‌های اقدامات ایران در منطقه عنوان شده است. در جمع‌بندی، این تحلیل تأکید دارد که حملات اخیر را نباید صرفاً در چارچوب تنش‌های دوجانبه ایران و آمریکا تفسیر کرد. از نگاه نویسنده، این اقدامات بخشی از رقابت بزرگ‌تر میان واشنگتن و پکن بر سر کنترل مسیرهای انرژی، امنیت دریایی و نفوذ در اقیانوس هند است؛ رقابتی که بنادر جنوبی ایران را به یکی از نقاط مهم این معادله ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است.
برگرفته از: خبرآنلاین

 

Facebook Twitter Linkedin Whatsapp Pinterest Email

دیدگاه شما

دیدگاه شما پس از بررسی منتشر خواهد شد. نظراتی که حاوی توهین یا الفاظ نامناسب باشند، حذف می‌شوند.

تیتر خبرهای این صفحه

  • درگذشت تژا میرفخرایی، استاد ارتباطات و تحلیل گفتمان
  • جمهوری‌خواهان به دنبال جایگزین ترامپ
  • غفلت کشورهای عربی از پیامدهای پروژه «اسرائیل بزرگ»
  • پشت پرده حملات به بنادر ایران
  • سیگنال تازه دیپلماسی
لوگو
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • همکاری با ما
  • تعرفه آگهی
  • نمایندگی‌ها
  • شناسنامه
  • مرامنامه
  • آرشیو
  • RSS

1401© :: کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به روزنامه ستاره صبح بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلا مانع است.