تفاهمنامهای که در کاخ ورسای توسط ترامپ و در ایران توسط پزشکیان امضا شد، پس از مدتی پایانیافته تلقی شد؛ زیرا هر دو طرف یکدیگر را به نقض آن متهم کردند. صرفنظر از اینکه کدام کشور ناقض بوده است، حملات موشکی و پهپادی متقابل افزایش یافته و تنشها در سطح منطقه، بهویژه در تنگه هرمز، تشدید شده است. گرچه انسداد تنگه هرمز موجب افزایش بهای انرژی، بحران اقتصادی و تورم در بسیاری از کشورهای جهان شده و جمهوری اسلامی بهعنوان مهمترین اهرم بازدارندگی و امتیازگیری از آن استفاده میکند و در حفظ کنترل آن تلاش میورزد، اما خسارات ناشی از قفل شدن تجارت خارجی، همراه با بمبارانهای جنوب کشور که سطوح جغرافیایی گستردهتری، حتی استان آذربایجان شرقی و غربی را در برگرفته است، و محاصره دریایی مجدد بنادر جنوبی کشور، بر شدت بحران اقتصادی افزوده و سبب ویرانی بسیاری از زیرساختهای اساسی در استانهای سیستان و بلوچستان، هرمزگان و خوزستان شده است؛ بهگونهای که بازسازی آنها، چه از لحاظ تأمین مالی و چه از منظر قابلیتهای تکنولوژیکی، از توان جمهوری اسلامی خارج است.
اما در این میان، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز که مورد تهاجم موشکها و پهپادهای سپاه پاسداران قرار گرفته و متحمل خساراتی شدهاند، چنانچه توافق جامعی بین جمهوری اسلامی و آمریکا رخ دهد، با توجه به حجم عظیم ذخایر ارزی این کشورها که مجموعاً به ۴.۵ تریلیون دلار میرسد و همچنین ورود سرمایهگذاران حرفهای اروپایی و آمریکایی، بازسازی آنها انجام خواهد شد. این در حالی است که پس از پایان احتمالی جنگ، چالش بزرگ جمهوری اسلامی، خزانه خالی، مدیریت بحرانهای اقتصادی و اجتماعی داخلی، بهویژه مهار تورم، حفظ سبد معیشتی مردم، بازگرداندن اعتماد به پول ملی و ایجاد ثبات اقتصادی است.
افزایش سیاستهای تورمزا از جمله استقراض از بانک مرکزی و افزایش بهای خدمات دولتی در راستای تأمین مالی اداره امور جاری دیوانسالاری و هزینههای نظامی و امنیتی، گرههای کور اقتصادی را محکمتر میسازد؛ بهطوریکه باز کردن آنها را دشوار و حتی غیرممکن میکند.
افزایش ۱۰۰ درصدی بهای بنزین که قرار است از مردادماه اعمال شود، از جمله این سیاستهاست. گرچه در کوتاهمدت بر درآمد دولت میافزاید، اما از آنجا که همه کالاها مشمول هزینههای حملونقل هستند، سطح عمومی قیمتها را افزایش داده و سبد معیشتی جامعه را فشردهتر و فقر عمومی را گستردهتر میسازد. ادامه زد و خوردهای مقطعی نیز که بهتدریج به رویارویی نظامی مستقیم نزدیک میشود، منابع عمده تأمین مالی را به خود جذب کرده و دولت را در اداره امور کشور ناتوانتر میسازد.
امکان ضعیفی وجود داشت که تفاهمنامه حتی برای ۶۰ روز دیگر نیز تمدید شود و فرصت مناسبی را برای جمهوری اسلامی فراهم کند تا با بازاندیشی در استراتژی و اولویتبخشی به رفع بحرانها و ناترازیهای اقتصادی و اجتماعی، آینده بهتری را رقم بزند.
اینک در شرایطی هستیم که: هر دو طرف تلاش میکنند نشان دهند که حاضر به عقبنشینی نیستند. هر دو میخواهند طرف مقابل از موضع خود کوتاه بیاید. هر دو میدانند که جنگ مستقیم میتواند هزینههای بسیار سنگینی داشته باشد؛ بنابراین نباید انگیزهای برای ورود به جنگ تمامعیار وجود داشته باشد.
اما با این وصف، این شرایط دیرپا نخواهد بود. در حالی که هر طرف امیدوار است طرف مقابل پیش از رسیدن به درگیری گسترده عقبنشینی کند، اما با وجود قدرتنمایی جناح رادیکال داخلی امکان بازگشت به تفاهمنامه و عقبنشینی دور از انتظار است. از طرفی، بنا بر گزارشها و شواهد موجود، ترامپ در موضع خود ایستاده و حاضر نیست امتیاز بدهد و در تلاش است با توجه به محدودیت افق زمانی تصمیمگیری، تا پیش از ماه اکتبر، از طریق مذاکره یا جنگ، به اهداف خود شامل بازگشایی تنگه هرمز، ممنوعیت غنیسازی و انتقال اورانیوم غنیشده به آمریکا نائل شود؛چون ایران روی مواضعش ایستادگی می کند، بنابراین احتمال رویارویی نظامی دور از ذهن نخواهد بود. از این رو است که مردم روزهای سختتری را پیش رو دارند.