با وجود وعدههای انتخاباتی دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگها و پرهیز از ورود آمریکا به درگیریهای تازه، تحلیلگران هشدار میدهند که هرگونه تقابل با ایران، در صورت نبود راهبردی سیاسی برای پایان دادن به آن، میتواند به جنگی طولانی و فرسایشی شبیه تجربههای ویتنام، عراق و افغانستان تبدیل شود. به باور کارشناسان، پس از فروپاشی تفاهمی که بهطور موقت از شدت درگیریها کاسته بود، تنشها دوباره افزایش یافته و همزمان با ادامه بحران در تنگه هرمز، احتمال گرفتار شدن واشنگتن در چرخهای از «جنگهای دائمی» بیشتر شده است. در چنین شرایطی، آمریکا نه به هدف تغییر حکومت ایران دست یافته و نه توانسته برنامه هستهای این کشور را متوقف کند. علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، معتقد است این تفاهم هرگز مسیر صلح نبوده، بلکه تنها ادامه جنگ با شیوهای متفاوت محسوب میشد. از نگاه او، نبود یک توافق پایدار میتواند زمینهساز تداوم درگیری میان دو کشور شود.
دام جنگهای طولانی
تحلیلگران معتقدند دولتهای آمریکا بارها گرفتار این تصور شدهاند که برتری نظامی میتواند پیروزی سریع و کمهزینه را تضمین کند؛ تصوری که در عمل بارها به جنگهای طولانی و پرهزینه انجامیده است.
لارنس فریدمن، استاد مطالعات جنگ در کینگز کالج لندن، میگوید قدرتهای بزرگ معمولاً توانایی نیروی نظامی را بیش از اندازه برآورد میکنند و از محدودیتهای آن در برابر دشمنی که آماده جنگی فرسایشی است، غافل میشوند. به گفته او، ترامپ نیز اهدافی تعیین کرده که تحقق آنها بدون یک رویارویی طولانی دشوار است، در حالی که از اعزام نیروی زمینی به ایران پرهیز کرده و بیشتر بر حملات هوایی و دریایی تکیه دارد؛ رویکردی که احتمال دستیابی به اهداف نهایی را کاهش میدهد. این تحلیل همچنین یادآور میشود که جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ به دلیل اهداف محدود خود موفق بود، اما جنگهای عراق و افغانستان به پروژههایی گسترده برای تغییر ساختارهای سیاسی تبدیل شدند و بدون تحقق کامل اهداف پایان یافتند.
دستاوردهای تهران
برخی تحلیلگران معتقدند ادامه جنگ بیش از آمریکا به سود ایران خواهد بود. به گفته آندریاس کریگ، استاد امنیت در کینگز کالج لندن، تهران با حفظ توانایی تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز و ایجاد اختلال در بازار جهانی انرژی، همچنان یکی از مهمترین اهرمهای فشار خود را حفظ میکند. به باور کارشناسان، این جنگ نامتقارن به ایران امکان میدهد حتی بدون برتری نظامی، هزینههای اقتصادی و سیاسی قابل توجهی بر رقبای خود تحمیل کند و از همین طریق قدرت بازدارندگی خود را حفظ کند.
محدودیتهای قدرت آمریکا
تحلیلگران تأکید دارند که حملات هوایی، هرچند گسترده، بهتنهایی نمیتواند اهداف راهبردی آمریکا را محقق کند. چنین حملاتی شاید زیرساختهای ایران را تضعیف کند، اما تضمینی برای نابودی کامل توان موشکی یا تغییر حکومت نخواهد بود. کریگ میگوید تهران بر این باور است که آمریکا در نهایت با محدودیتهای سیاسی، هزینههای نظامی، افزایش قیمت انرژی و فشار افکار عمومی روبهرو خواهد شد، در حالی که ایران آمادگی بیشتری برای تحمل یک درگیری طولانی دارد.
گره کور درگیری
به اعتقاد تحلیلگران، تنگه هرمز اکنون به مهمترین نقطه بحران تبدیل شده است. سوزان مالونی، مدیر برنامه سیاست خارجی مؤسسه بروکینگز، میگوید دوران امنیت کامل کشتیرانی در این آبراه شاید به پایان رسیده باشد و احتمال دارد آمریکا برای حفاظت از مسیرهای دریایی ناچار به حضور نظامی گستردهتر در منطقه شود. ولی نصر، استاد روابط بینالملل دانشگاه جانز هاپکینز، نیز معتقد است توازن صبر به سود ایران است، زیرا منافع حیاتی تهران در این رویارویی بیشتر از واشنگتن است و همین موضوع انگیزه ایران برای ادامه مقاومت را افزایش میدهد.
راهحل دور از دسترس
کارشناسان بر این باورند که تنها یک توافق سیاسی میتواند از گسترش این بحران جلوگیری کند. از نگاه آندریاس کریگ، اگر ترامپ بتواند توافقی را بهعنوان یک پیروزی برای افکار عمومی آمریکا معرفی کند، مانند تضمین عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای و بازگشت امنیت کشتیرانی، احتمال پذیرش آن وجود دارد. در مقابل، ایران نیز به روایتی نیاز دارد که نشان دهد توانسته با حفظ حاکمیت و مقاومت خود، آمریکا را به عقبنشینی وادار کند. با این حال، بیاعتمادی عمیق، اهداف متضاد دو طرف و اختلاف بر سر آینده تنگه هرمز، دستیابی به توافقی جامع را دشوار کرده است. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران محتملترین سناریو را ادامه چرخهای از مذاکرات و درگیریهای محدود نظامی میدانند؛ وضعیتی که خطر تبدیل شدن به یک جنگ فرسایشی و بیپایان را افزایش میدهد. - برگرفته از: جماران