تحلیلگر روزنامه آمریکایی «نیویورک تایمز» بر این باور است که هدف دونالد ترامپ از عملیات نظامی اخیر علیه ونزوئلا و دستگیری نیکولاس مادورو، رئیسجمهور این کشور، دستیابی به تسلط بر قاره آمریکا است.
«جک نیکاس» در یادداشتی به پیامدهای عملیات نظامی روز شنبه آمریکا علیه ونزوئلا پرداخته و مینویسد این اقدام نه تنها سیاست داخلی ونزوئلا بلکه موازنه قدرت و دیدگاههای غالب در آمریکای لاتین را تحت تأثیر قرار داده است. نیکاس تاکید میکند که عملیات آمریکا بازگشت آشکار واشنگتن به سیاستهای مداخلهجویانه برای سلطه بلامنازع بر نیمکره غربی و تأمین منافع اقتصادی و سیاسی خود را نشان میدهد.
او در مقاله خود شرح میدهد: «قاره آمریکای لاتین در تلاش برای مدیریت مداخلات ترامپ بود که ناگهان به ونزوئلا حمله کرد. سامانههای دفاع هوایی از کار افتاد، شهر در تاریکی فرو رفت و ناوگانی از بالگردهای آمریکایی وارد شد تا رئیسجمهور مادورو دستگیر شود. ترامپ چند ساعت بعد در حالی که از دستگیری مادورو جشن گرفته بود، بیش از ۲۰ بار از نفت ونزوئلا نام برد.»
به گزارش ایسنا، نیکاس معتقد است این رویداد بیش از هر رویداد دیگری در قرن اخیر، آمریکای لاتین را تکان داده اما برداشتها از آن بسته به گرایشهای سیاسی متفاوت است. واکنشها در منطقه دوگانه و قطبی بوده است؛ کشورهایی با دولتهای چپگرا مانند برزیل، مکزیک، کلمبیا، اروگوئه و شیلی این عملیات را نمونهای از ماهیت امپریالیستی آمریکا و تمایل آن به اشغال نظامی کشورها برای بهرهبرداری از منابع طبیعی دانسته و هشدار دادهاند. ترامپ با تأکید بر نفت ونزوئلا، این دیدگاه را تقویت کرده است.
در مقابل، دولتها و جناحهای راستگرا که حامی ترامپ هستند، عملیات آمریکا را ضروری برای «نجات ونزوئلا از یک دیکتاتوری چپگرا» دانسته و آن را راهی برای تحقق پتانسیل اقتصادی این کشور خواندهاند. خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، و دانیل نوبوا، رئیسجمهور اکوادور، این اقدام را «مقابله با شرارت» نامیدند. این دوگانگی مانع از شکلگیری پاسخ متحد منطقهای به مداخلات آمریکا شده است.
ترامپ با اشاره به «دکترین مونرو» گفت: «ما حتی از آن جلوتر رفتهایم و حالا به آن دکترین دونرو میگویند.» این اشاره به سیاست جیمز مونرو در سال ۱۸۲۳ دارد که جلوگیری از دخالت اروپا در قاره آمریکا را بهانه سلطهجویی آمریکا قرار داد. ترامپ مدعی شد: «تحت استراتژی امنیت ملی جدید، سلطه آمریکا در نیمکره غربی دیگر هرگز مورد سؤال قرار نخواهد گرفت.»
به ادعای نیکاس، سیاست خارجی آمریکا پیش از ترامپ مداخلهجویانه اما توجیه شده با حمایت از دموکراسی و تجارت آزاد بود، اما اکنون مستقیماً برای پیشبرد منافع ایالات متحده و حتی منافع شخصی ترامپ عمل میکند.
ترامپ همچنین در تلاش برای حمایت از سیاستمداران راستگرا اقدامات متعددی انجام داده است: اعمال تعرفههای سنگین بر برزیل برای حمایت از ژایر بولسونارو، تحریم رئیسجمهور کلمبیا پس از انتقاد از واشنگتن، حمایت از نامزد راستگرا در انتخابات هندوراس و اختصاص ۲ میلیارد دلار کمک به آرژانتین برای حمایت از خاویر میلی در بحران مالی و انتخابات. نیکاس میگوید این اقدامات، بسیاری از کشورها را نگران کرده و یادآور مداخلات تاریخی آمریکا در مکزیک، پاناما و هائیتی است.
سلسو آموریم، مشاور ارشد سیاست خارجی لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا، رئیسجمهور برزیل، نیز اعلام کرده: «این تصمیمات ترسناک هستند. آمریکا دیگر حتی در پوشش بهانههای دفاع از دموکراسی مداخله نمیکند و اکنون یک ماموریت اقتصادی واضح دارد.» لولا دا سیلوا دو نشست اضطراری با وزرای خود برگزار کرده و اقدامات واشنگتن را «عبور از خط قرمز» خوانده و خواستار واکنش قاطع جامعه بینالملل شده است.
در نشست اضطراری جامعه کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب، ایوان خیل، وزیر امور خارجه ونزوئلا، هشدار داد که این حمله علیه کل منطقه است و ممکن است کشور دیگری نیز هدف قرار گیرد.
ساراوهان، سفیر سابق مکزیک در آمریکا، گفت روابط دیپلماتیک میان کشورهای آمریکای لاتین به دلیل اولویتدهی داخلی پایین است و بعید به نظر میرسد که پاسخ متحد و قاطعی علیه آمریکا شکل گیرد. کلودیا شینبائوم، رئیسجمهور مکزیک، اگرچه حمله به ونزوئلا را محکوم کرد، اما رویکرد دیپلماتیکتری نسبت به همتایان خود اتخاذ کرد. ترامپ همچنین با اشاره به کارتلهای مکزیکی هشدار داد که ممکن است هدف بعدی باشند.
آموریم هشدار داد سیاستهای ترامپ ممکن است کشورها را به سمت چین سوق دهد و نتیجهای عکس هدف آمریکا داشته باشد، زیرا دولتها برای محافظت از خود به دنبال وزنههای مقابل آمریکا خواهند رفت.