تغییرات اساسی در سیاست و اقتصاد منطقه
در آمریکای لاتین، تغییرات سیاسی به سمت راست به طور فزایندهای در حال شکلگیری است، اما این مسیر ممکن است با چالشهایی همراه باشد، بهویژه از جانب دونالد ترامپ. در دوره دوم ریاست جمهوری، ترامپ توجه زیادی به این منطقه نشان داد، با اولویتهایی مانند مبارزه با قاچاق مواد مخدر و مهاجرت غیرقانونی. با این حال، محبوبیت او در آمریکای لاتین پایین است و نظرسنجیها نشان میدهند که عملکرد ضعیفی دارد. تصمیمات ترامپ، مانند اعمال تعرفههای بالا بر برزیل و درخواست برای لغو اتهامات جنایی بولسونارو، باعث افزایش ناسیونالیسم در برزیل و کاهش حمایت از بولسونارو شده است. همچنین، وعده ترامپ برای بازپسگیری کانال پاناما نیز به محبوبیت رهبران طرفدار آمریکا آسیب زده است.
در همین حال، واشنگتن در نیمکره غربی نقش پیچیدهای دارد. کمکهای مالی ترامپ به آرژانتین، در پیروزی حزب میلی در انتخابات میاندورهای تأثیرگذار بود. همچنین، حمایت از حملات نظامی علیه قاچاقچیان مواد مخدر در ونزوئلا نشان داد که در منطقه، احساسات ضد کارتلهای مواد مخدر و مخالفت با مادورو، از سایر نگرانیها پیشی گرفته است.
اگر تغییرات سیاسی به سمت راست ادامه یابد، این روند میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد. در گذشته، موج چپگرایی در اوایل قرن بیست و یکم، منجر به هماهنگی سیاسی در منطقه شد و توافقات تجاری مهمی را به دنبال داشت. این بار، انتظار میرود که موج راستگرایی، سیاستهای اقتصادی مناسبتر برای کسبوکار را در سراسر آمریکای لاتین به ارمغان آورد. پس از دههای که رشد اقتصادی منطقه به کندی پیش رفت، سیاستمداران امیدوارند با کاهش مقررات و کوچک کردن دولت، الگویی مشابه میلی در پیش گیرند. در پرو، شهردار لیما میلی را «ناجی» نامیده و در کلمبیا، روزنامهنگار راستگرا و نامزد انتخابات، از مشاوران میلی در کمپین خود بهره میبرد.
در شیلی، خوزه آنتونیو کاست، در رقابت انتخاباتی، وعده کاهش هزینههای دولتی و حذف بوروکراسی را داده و امید دارد با این اقدامات، رشد اقتصادی را به چهار درصد برساند. به طور کلی، این تغییرات سیاسی میتواند به تحول اساسی در سیاستهای منطقهای و اقتصادی منجر شود و مسیر جدیدی را برای آمریکای لاتین ترسیم کند.
در واقع، آمریکای لاتین امروز منطقهای است که لحن و محتوای برخی از رویدادهای سیاسی در تگزاس یا نبراسکا بیربط به نظر نمیرسد؛ جایی که رهبران سیاسی جریان اصلی با شور و شوق از انضباط مالی و سرکوب پلیس صحبت میکنند؛ و جایی که به نظر میرسد مطالبات عدالت اجتماعی، حداقل فعلاً، با توهین به تروریستهای مواد مخدر و دیکتاتورهای سوسیالیست جایگزین شده است. اگر نسل امروز رهبران راستگرا بتوانند قدرت را به دست آورند و سپس آن را حفظ کنند، معتقدند که میتوانند آمریکای لاتینی بسازند که از شهرت جهانی خود به خاطر جرم و جنایت و رشد اقتصادی راکد رهایی یابد، با دولتهای همفکر در ایالات متحده و اروپا همکاری نزدیکتری داشته باشد و در نهایت امن و مرفه باشد بهطوری که شهروندانش به جای جستوجوی زندگی بهتر در جای دیگر، بخواهند در آنجا بمانند. این یک انقلاب به معنایی که کاسترو زمانی از این اصطلاح استفاده میکرد، نخواهد بود. اما با این وجود، یک تغییر چشمگیر خواهد بود.