شرایط نه جنگ و نه صلح نمیتواند پایدار بماند . محاصره دریایی برای اقتصاد ایران ویرانگر است ولی پایان بخش منازعه نیست . نه ایران ونه آمریکا توان گذر از بحران پدید آمده را ندارند. توان تصمیم گیری در هر دو سو کاهش یافته است. نداشتن اراده حل مشکل در هر دوطرف به بحران تازه تبدیل شده است.گسترش بحران های منطقهای نیز بخش دیگر ماجراست .
این بحرانها هم پوشانی جدی دارند ونمی توانند به صورت جداگانه تحلیل شوند . حوثیها وعربستان وباب المندب نیز بخشی از بحران جنگ ایران وامریکا شده است.بحران به همینها محدود نمیشود،سرنوشت جنگ به آسانی رقم نخواهد خورد .
زور آزمائی های گذشته به شکست هیچ یکی از طرفین منجر نشده است. مادر بمب های ترامپ هم گرهای از کار نخواهد گشود . بمب مادر با انفجار بزرگ با موج های ویرانگر توان موشکی ویانأسیسات هستهای را از میان بر نخواهد داشت .میانجیگرانی همانند پاکستان ویاقطر کم توان تر از آنهستند که بازیگرانی نقش آفرین باشند.
تجربه به شکست کشانیده شده برجام واقعیتهایی را دربرابر ما میگذارد که جشم بستن برآن گره گشای مشکل وبحران نیست. ادامه بحران هم که درهم شکننده است. گفتوگو ابلاغ درخواستها نیست چه از سوی ایران وچه از سوی امریکا .تفاهم اسلام آباد دیگر فرصت از دست رفته است .باید طرحی نو در انداخت. ویژگی های این طرح نو چه خواهد بود ؟بماند به وقت دیگر ونوشتار دیگر .