ستاره صبح، فائزه صدر: رئیس جمهور استعفای وزیر نفت را پذیرفت و حمید بورد، مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران را به عنوان سرپرست وزارت نفت منصوب کرد. محسن پاک نژاد زمانی از وزارت نفت میرود که ایران سختترین روزهای صادرات نفت کشور را تجربه میکند. دولت در روایت رسمی دلایل شخصی را به علت استعفای وزیر نفت عنوان کرده است، اما زمان استعفا و مجموعه بحرانهایی که طی ماههای اخیر در صنعت نفت شکل گرفته، باعث شده این توضیح به تنهایی کافی به نظر نرسد. ستاره صبح در گفتوگو با فرزین سوادکوهی، کارشناس حوزه نفت و گاز به بررسی این موضوع پرداخته که در ادامه میخوانید:
چه دلایلی پشت استعفای وزیر نفت دولت چهاردهم پنهان است؟ چرا دولت در این مقطع چنین تغییری را تجربه میکند؟
در مورد استعفای وزیر نفت، گمانه زنی زیاد است و نمیتوان با صراحت در این مورد صحبت کرد. اطلاعاتی که در این زمینه منتشر شده نیز برای اظهار نظر کافی نیست. اما به نظر من دلیل این استعفا مجموعهای از عواملی است که به طور پراکنده و گسسته در این خصوص مطرح شدهاند. گفته میشود آقای پاک نژاد پیش از این نیز تقاضای کنار رفتن از این پست را داشته، ولی آقای پزشکیان با استعفای ایشان موافقت نمیکردند.
در بدنه نفت اختلاف سلیقه وجود داشت. مابین شرکت ملی نفت و دایره ستادی وزارت خانه و شخص وزیر اختلاف سلیقه بود و مسائل مربوط به هلدینگ خلیج فارس نیز مطرح است. فرستادن آقای حسن زاده به عنوان مدیر عامل شرکت صنایع پتروشیمی به هلدینگ خلیج فارس برای پیگیری مسائل و موضوع آقای حسن زاده و همچنین انتشار قطره چکانی اطلاعات مربوط به پرونده تراستی ها، همه چالشهای اخیر وزیر نفت بود.
متأسفانه در دستگاهها شفافیت خبری وجود ندارد. از نظر رسانهای اطلاعاتی که مردم باید بدانند منتشر نمیشود و روابط عمومیها فقط عملکردها را منعکس میکنند. از این نظر گمانه زنی به اشکال مختلف و براساس آنچه زمزمه شده و نشر پیدا کرده، صورت میگیرد و نمیتوان روی آنچه میشنویم حساب ویژهای باز کنیم.
نبود شفافیت رسانهای باعث شده علت اتفاقاتی که رخ میدهد مبهم باقی بماند. کسی که در این رابطه اظهار نظر میکند به اطلاعات اولیه و دادههای درست دسترسی ندارد و مردمی که خبر را میشنوند از خود میپرسند: چه چیزی پشت پرده وجود دارد؟!
مسئولین باید در طول دوران خدمت از مسائل و مشکلاتی که وجود دارد برای مردم بگویند. نباید از شفافیت در بدنه کاری وزارتخانهها هراس داشت. وقتی مسئولی گرفتار چالشی میشود مردم میپرسند: یعنی چه شده؟! درحالیکه او مدت طولانی با آن مسئله درگیر بود و در این مدت باید جامعه از این چالش مطلع میشد.
متأسفانه عادت کردهایم که فقط از کارنامه موفق مسئولین و عملکردها و پروژههای اجرا شده بشنویم! چون فقط از این موضوعات صحبت میشود. در مورد استعفای وزیر نفت نیز ماجرا دیروز و امروز رسانهای شده، ولی مسئله مربوط به دیروز و امروز نیست. مدتی بود که شایعه این استعفا در حوزه نفتیها بر سر زبانها افتاده بود ولی روابط عمومی وزارت نفت مرتب تلاش میکرد با تکذیب و... این موضوع را جمع و جور کند.
ما عادت کردهایم که بین زمزمهها، شایعات و اطلاعات غیر رسمی معلق بمانیم و از منابع رسمی تکذیب بشنویم و خودمان حدس بزنیم خبر واقعی چیست. تا شفافیت وجود نداشته باشد درگیر این مسائل خواهیم بود.
آیا استعفای وزیر نفت در این برهه حساس به ضرر دولت تمام خواهد شد یا باید گفت تصمیم درستی گرفته شده است؟
آقای پاک نژاد سالها مدیر عملیاتی وزارت نفت بودند و به قول معروف در ساختار نفتی کشور، استخوان خرد کرده بودند. ایشان از باسابقههای حوزه نفت هستند. برای اینکه بدانیم استعفای ایشان به نفع وزارت نفت بود یا به ضرر اش، باید منتظر بمانیم تا غبارها فرو بنشیند و بعد قضاوت کنیم.
تغییر مدیریت در مدت زمان کوتاه کار درستی نیست. چون هر مدیر جدیدی افراد و نفرات خودش را میآورد و جابهجایی صورت میگیرد. به ویژه در صنعت نفت که پروژهها زمان بر هستند تا مدیری جا بیفتد تا میخواهد کارها را به سرانجام برساند، میبینیم تغییر و تحول مدیریتی جدیدی صورت گرفت و باز باید برای دیدن نتایج پروژهها منتظر باشیم.
مدیر جدید یعنی ایدههای جدید به ویژه که گاها جابهجایی نیروهای هر مدیر به صورت اتوبوسی صورت میگیرد و عقاید و سلایق شخصی و فردی موجب تغییر مدیریتهای میانی میشود. با تغییر هر مدیریت کلان زمانی صرف میشود تا زیر مجموعه خودش را پیدا کند لذا من جابهجایی مدیریتی در مدت زمان کوتاه را درست نمیدانم.
اخباری که در مورد صادرات نفت ایران منتشر میشود تنوع بالایی دارد، برخی از خبرگزاریهای داخلی اعلام میکنند که تولید و صادرات نفت در جریان است، حقایق بازار انرژی کشور چیست؟
معتبرترین خبرها در رسانههای معتبر منتشر میشود. این روزها در میان اخبار باید خبرهای درست حوزه نفت را از رسانههای نفتی جهان یافت. متأسفانه وضعیت صادرات نفت در روزهای سخت قرار دارد. ما یا صادراتی نداریم یا صادرات نفت محدود شده است و به لحاظ اقتصادی گرهی از کار کشور نمیگشاید.
این وضعیت تبعات سختی برای کشور دارد. مسئله فقط فروش نفت نیست. کشور در تولید و صادرات و همچنین انتقال تکنولوژی مشکل پیدا خواهد کرد. نبود سرمایهگذاری در این حوزه صنعت را فلج میکند و مشکلات به باقی زیر مجموعههای صنعت نفت سرایت خواهد کرد. کاهش صادرات نفت، تولید را از چرخه خارج میکند و توسعه صورت نمیگیرد.
من در صنعت نفت چشم انداز امید بخشی نمیبینم و این اظهار نظر از سر نگاه ناامیدانه نیست بلکه محاسبات علمی جهان در حوزه انرژی چننی تحلیل میکنند. نگاه با سبقه سیاسی میتواند هر چیزی را موجه یا تاریک جلوه دهد ولی حقیقت را میتوان در نگاه علمی و بی طرف کشف کرد.