در یک نگاه کلی و بدون سوگیری سیاسی به ما بگویید که وضعیت اقتصادی ایران در نیمه اول سال ۱۴۰۵ چطور بود و آیا با در نظر گرفتن رخدادهایی نظیر جنگ و تشدید محدودیتهایی تحریمی، میتوان به اداره اقتصاد کلان کشور نمره قبولی داد؟
آمارهای اقتصادی جدید منتشر شده و در دسترس همگان است. وضعیت اقتصادی کشور مشخص است، اما قبل از هرچیزی ابتدا باید یک تفکیک انجام بدهیم. در شش ماه گذشته GDP ایران دو دوره رشد با نفت و رشد بدون نفت داشت.
آمار مرکز آمار نشان میدهد در بهار ۱۴۰۵ افت داشتیم. GDP واقعی با نفت نسبت به بهار ۱۴۰۴ حدود ۱۰.8 درصد و بدون نفت ۴.۶ درصد کاهش یافته است. به عنوان کشوری که اقتصاد نفتی دارد این تفکیک و آمارهایی که به دستمان میدهد مهم است.
البته افت اقتصادی فقط نفتی نیست. طبق آمارصنایع و معادن: −۱۴٫۷٪، بخش خدمات −۴٫۸٪ و کشاورزی +۲٫۳٪ نشان میدهد.
بنابراین اگر بخواهم بی طرف و صرفاً اقتصادی جمعبندی کنم باید بگویم اقتصاد ایران از یک وضعیت رکودی وارد وضعیت انقباضی شده است.
این وضعیت را نمیشود صرفاً با کاهش تولید نفت توضیح داد، چون رشد بدون نفت هم منفی ۴٫۶ درصد بوده و بخش صنعت و خدمات نیز کاهش داشتهاند.
در شش ماه، GDP ایران از رکود به انقباض قابل توجه تغییر کرده که این انقباض در بخش غیرنفتی هم دیده میشود.
اگر به عواملی مثل جنگ و نااطمینانی، تحریم و... در این وضعیت نقشی بدهیم و این متغییرها همچنان در نیمه دوم سال مطرح باشند، پیش بینی شما برای شش ماه آینده اقتصاد ایران چیست؟
اگر در شش ماه آینده، تحریم، نااطمینانی ژئوپلیتیک، محدودیت صادرات نفت، ناترازی برق و گاز و ضعف سرمایهگذاری همچنان ادامه داشته باشد، وارد وضعیت رکود تورمی و فرسایش تدریجی تولید خواهیم شد.
این وضعیت ما را الزاماً با یک سقوط ناگهانی مواجه نمیکند. ظرفیتهایی وجود دارد، ولی بهبودی درکار نخواهد بود و تولید سنگینترین ضربه را میخورد.
اقتصاد علم پیش بینی نیست ما با سناریویی طرف هستیم که بر اساس دادههای موجود تصویر شده است. دادههای مرکز آمار به ما میگوید کشور در وضعیت انقباضی است. اگر تغییر و بهبود اقتصادی میخواهیم باید این شاخصها نمای بهتری نشان بدهند.
چطور میتوانیم مسیر شش ماه آینده را از نیمه اول سال جدا کنیم درحالیکه وضعیت عوامل خارجی تأثیر گذار بر اقتصاد، تداوم شرایط فعلی را نشان میدهند؟! تحریم، نااطمینانی، محدودیت فروش نفت و ناترازی انرژی و... همچنان ادامه دارد.
این نکته را باید در نظر گرفت که در صورت تشدید درگیری، تشدید تحریمها یا اختلال بیشتر در صادرات و وضعیت انرژی؛ شرایط بدتر میشود. همانطور که کاهش تنش و بهبود صادرات نفت شرایط را به نفع ما تغییر میدهد. دسترسی ایران به بازار نفت و تجارت خارجی قفل اقتصاد را باز میکند و به اقتصاد رونق میدهد.
برای مردم، تورم، درآمد واقعی و وضعیت معیشت از اعداد و ارقام آمارها گویاتر است. اگر تورم بالا بماند و دستمزدها از قیمتها عقب بیفتند، قدرت خرید خانوار همچنان کاهش پیدا میکند.
چه اتفاقی میتواند این چشم انداز تاریک را روشن کند؟ چه انتخاب یا تصمیمی بازی نزولی اقتصاد ایران را تغییر میدهد؟
اقتصاد برای تغییر مسیر الزاماً به یک معجزه نیاز ندارد؛ به تغییر چند متغیر کلیدی نیاز دارد که بعضی از آنها در اختیار سیاستگذار و بعضی وابسته به محیط خارجی هستند.
مهمترین کلید این قفل، کاهش نااطمینانی خارجی است. در شرایط فعلی، سرمایهگذار نمیداند شش ماه دیگر نرخ ارز، امکان صادرات، وضعیت تحریم، امنیت سرمایه و هزینه واردات چه خواهد بود؟ نتیجه این وضعیت، تعویق سرمایهگذاری و نگهداشتن پول در داراییهای غیرمولد است.
اگر یک اتفاق بتواند ریسک سیاسی اقتصادی را پایین بیاورد، اثر آن احتمالاً از بسیاری از سیاستهای اقتصادی داخلی بیشتر خواهد بود.
مطالعات اقتصادی جدید نشان میدهند شوکهای ژئوپلیتیک از مسیر نرخ ارز به تورم منتقل میشوند و تحریم به تولید آسیب میزند. اگر نااطمینانی کم شود، بخشی از سرمایهای که اکنون در حالت دفاعی است دوباره وارد تولید خواهد شد.
مسئله بعدی عادی شدن درآمد نفت و تجارت خارجی کشور است. نفت برای ایران فقط درآمد دولت نیست؛ منبع ارزآوری در اقتصاد است. اگر امکان فروش نفت و انتقال درآمد میسر شود ورود ارز بیشتر به کشور فشار بر بازار ارز را برمی دارد و هزینه واردات را کاهش میدهد. این اتفاق منجر به افزایش تولید خواهد شد.
البته تاکید میکنم که درآمد نفتی بهتنهایی اقتصاد را نجات نمیدهد. همانطور که میدانیم و تجربه کردهایم که اگر درآمد نفت صرف کسری بودجه و واردات مصرفی شود، اثر مثبت آن موقتی خواهد بود. این موضوع در دهه ۸۰ تجربه شد.
فضایی که درآمد نفتی در اقتصاد ایجاد میکند باید صرف سرمایهگذاری، زیرساخت، انرژی و افزایش ظرفیت تولید شود.
مسئله بعدی حل ناترازی انرژی است. اگر کارخانهای سفارش داشته باشد، ولی برق نداشته باشد، حتی تحریم هم نباشیم، GDP بهبودی نشان نخواهد داد.
حتی اگر جنگ و تحریم کشور همین فردا تمام شود، مشکلات اقتصاد ایران تمام نمیشود. ما مشکلاتی داریم که محصول تصمیمات غلط خودمان است. نااطمینانی مقررات، قیمتگذاریهای دستوری، انحصار و ضعف رقابت، مشکل در تأمین مالی، فساد و رانت، ضعف حقوق مالکیت و پایین بودن سرمایهگذاری و... هیچ ربطی به تحریم خارجی و جنگ ندارند.
رفع تحریم میتواند اقتصاد را از حالت بحران خارج کند، اما بهتنهایی اقتصاد را به یک اقتصاد با رشد پایدار تبدیل نمیکند. چون اقتصاد ایران هنوز ظرفیت برگشت دارد.