در مقطعی از زندگی حرفهایام احساس کردم لازم است بخشی از مسیر شخصی و پژوهشی خود را با شما در میان بگذارم؛ مسیری فراتر از تحصیلات دانشگاهی، همراه با تجربهها، فشارها و واقعیتهایی که در جریان فعالیت پژوهشی با آنها مواجه شدهام. این مسیر هرچند دشوار اما روشنگر بوده و مرا بیش از پیش به اهمیت صداقت، شفافیت و عدالت آگاه کرده است. پس از پایان مقطع کارشناسی ارشد و ورود به عرصه پژوهش، فعالیت حرفهایم را از مهرماه ۱۳۹۹ با ماهنامه «خط صلح» آغاز کردم. این ماهنامه خارج از ایران منتشر میشود و تمرکز آن بر مسائل حقوقی، حقوق بشر و موضوعات اجتماعی است.
«خط صلح» با نگاهی تحلیلی به بررسی چالشهای جامعه، حقوق شهروندی و مسائل مرتبط با عدالت و آزادی بیان میپردازد و این اولین تجربه رسمی من در همکاری با یک رسانه بود که مسیر حرفهای و پژوهشی مرا شکل داد.
نوشتههایم در این ماهنامه همواره با رویکرد حقوقی و اجتماعی و با هدف پرداختن به مسائل ملموس جامعه و دغدغه مردم تهیه میشدند؛ مسائلی که ارتباط مستقیم با زندگی روزمره دارند. این مطالب نه با انگیزههای جناحی نوشته شدند و نه در چارچوب رقابت قدرت، بلکه تلاشی بود برای بازتاب صداهایی که کمتر شنیده میشوند و طرح پرسشهایی که اغلب نادیده گرفته میشوند.
لازم است تأکید کنم که هیچ وابستگی یا طرفداری جناحی نداشته و ندارم؛ نه اصولگرا، نه اصلاحطلب و اعتقادی به تقسیمبندیهای سیاسی ندارم. پژوهش و نوشتن برایم همواره به معنای وفاداری به حقیقت و پاسخگویی در برابر وجدان حرفهای بوده است. با این حال، مسیر حرفهای بدون هزینه نبوده است.
پس از مدتی، فعالیت با «خط صلح» با محدودیت و فشار از داخل مواجه شدم. فشارهایی که نهتنها زندگی حرفهای، بلکه زندگی شخصی مرا نیز تحت تأثیر قرار داد و حتی هشدار داده شد که همکاری با رسانههای خارجی ممکن است جرم تلقی شود، حتی اگر محتوا غیرسیاسی باشد.
به دلیل این فشارها، مجبور شدم مطالبی در برخی رسانهها و روزنامههای داخل منتشر کنم که با باورهای درونی و مسیر فکریام همخوانی نداشتند و نمایانگر اصول حرفهایام نبودند. این تجربه، از نظر روحی و فکری، چالشی عمیق برای من بود. در ادامه، برخی مصاحبهها و فرایندهای رسمی مرتبط با نهادهای قضائی فعالیت حرفهای من را با ماهنامه خط صلح بهگونهای نادرست تفسیر کردند و اتهاماتی به من نسبت داده شد، و برای اثبات بیاساس بودن آنها ناچار شدم مطالبی با جنبه دفاعی در رسانههای داخل منتشر کنم که همسو با نگرش و تحلیلم نبود. با وجود این دشواریها، همچنان به حقیقت و عدالت ایمان دارم و از مسیر پژوهشی خود پشیمان نیستم.
آرزویم این است که روزی پژوهشگران و نویسندگان بتوانند بدون فشار آزادانه فعالیت کنند و تنها بر اساس صداقت علمی و کیفیت کارشان قضاوت شوند. باور دارم که شفافیت و عدالت، هرچند دیر، اما در نهایت راه خود را خواهند یافت.