کتابهای الکترونیکی و کتابهای صوتی، نمونههایی از این تحولات هستند که با سبک زندگی پُرشتاب و مشغلههای روزمره سازگار شدهاند. این رسانهها، بهویژه برای نسل جوان، امکان مطالعه در هر زمان و مکان را فراهم میکنند و تجربه مطالعه را از حالت ایستا به تعاملی و چندبُعدی تبدیل کردهاند.
کتابهای صوتی بهعنوان رسانهای ترکیبی از متن و صدا، اهمیت ویژهای دارند، بهویژه اینکه بررسی پایگاههای اطلاعرسانی و آماری نشر بینالملل، از بازار پُرشتاب این کتابها حکایت دارد. بهعنوان مثال براساس تحلیل wordsrated پیشبینی میشود، ارزش بازار جهانی کتابهای صوتی، سال ۲۰۳۰ به ۳۵ میلیارد دلار میرسد و بیش از ۲۱.۳ درصد از درآمد جهانی انتشار کتاب را به خود اختصاص خواهد داد.
این نوع کتابها، نهتنها محدودیتهای زمانی و مکانی مطالعه را کاهش میدهند، بلکه برای افراد دارای مشغلههای روزمره یا مشکلات بینایی، راهکاری مؤثر فراهم میکنند. شنیدن کتاب، فرایند یادگیری شنیداری را فعال کرده و موجب افزایش قدرت تخیل مخاطب میشود. با توجه به اینکه شنونده باید تصاویر ذهنی خود را بسازد، تجربه مطالعه با کتاب صوتی به شکلی فعال و خلاقانه شکل میگیرد. استفاده از موسیقی و جلوههای صوتی نیز میتواند ارتباط احساسی عمیقتری بین مخاطب و محتوا ایجاد کند.
موفقیت کتابهای صوتی وابسته به چند عامل کلیدی است؛ کیفیت عناصر صوتی، مانند افکتها و موسیقی، ساختار و زمانبندی مناسب هر فصل، انتخاب متن متناسب با مخاطب و کیفیت ضبط، ازجمله شاخصههای مهم محسوب میشوند. علاوه براین، سهولت دسترسی، هزینه مناسب یا رایگان بودن برخی آثار، طراحی جلد و پوشش جذاب و ارائه خلاصه متنی همراه با نسخه صوتی، از عوامل بیرونی مؤثر در استقبال مخاطبان هستند.
شناخت مخاطب و نیازهای او نیز نقش تعیینکنندهای دارد؛ ارائه موضوعات روز، محتوای فشرده و کپسولی و تولید اثر مطابق با نیازهای فوری مخاطب، میزان تعامل و توجه به کتاب صوتی را افزایش میدهد.
پادکستها نیز بهعنوان رسانهای نوین، در ترویج فرهنگ مطالعه تأثیر قابل توجهی دارند. این رسانهها، بهویژه در حوزههای علمی، آموزشی، تاریخی و فرهنگی، میتوانند مخاطبان را به مطالعه منابع مرتبط ترغیب کنند. بسیاری از پادکستهای مستند، محتوای خود را از کتابها و مقالات علمی استخراج میکنند و با معرفی منابع معتبر، نهتنها مطالعه کتابها را تشویق میکنند، بلکه اعتبار محتوای خود را نیز ارتقا میدهند.
تحقیقات نشان میدهند که انتخاب قالب مطالعه با سبک زندگی و ترجیحات فردی مرتبط است. خوانندگان کتاب چاپی، عمدتاً مسنتر و بیشتر زن هستند، درحالی که کتابهای دیجیتال مخاطبان جوانتر و از هر دو جنسیت را شامل میشوند.
خوانندگان دیجیتال تعداد کتاب بیشتری مطالعه میکنند، اما انگیزههای درونی کمتری برای مطالعه عمیق دارند. کسانی که هر دو نوع قالب مطالعه (چاپی و دیجیتال) را تجربه میکنند، بیشترین تنوع ژانری و انگیزه یادگیری را نشان میدهند. انتخاب نوع رسانه، مطالعه بخشی از تجربه فرهنگی خواندن است و تحت تأثیر ژانر، سبک زندگی و فضای مطالعه قرار دارد.
فضای مطالعه نیز تحت تأثیر رسانه تغییر یافته است. کتابهای چاپی، بیشتر در محیطهای خصوصی مانند خانه و در زمان طولانی مطالعه میشوند، درحالی که کتابهای دیجیتال و صوتی، تجربه مطالعه را به فضاهای عمومی و متحرک مانند وسایل نقلیه، پارک و محل کار منتقل کردهاند. این تغییر، مطالعه را با سبک زندگی مدرن و پُرتحرک هماهنگ کرده و آن را از قالب سنتی و ایستا خارج میکند.
به گزارش ایبنا، تحولات دیجیتال و پلتفرمیشدن مطالعه، تغییرات عمیقی در رفتار و عادات خواندن ایجاد کرده است. نسلهای جدید، به ویژه نسل Z، با فناوری اینترنت رشد کردهاند و مطالعه سنتی کتاب چاپی تنها بخش کوچکی از روزانه آنها را به خود اختصاص میدهد.
رسانههای دیجیتال و شنیداری، مانند پادکستها و کتابهای صوتی، کتابهای مختلف را شنیدنی و دیدنی کردهاند و مطالعه را از حالت صرفاً مکتوب به تجربهای سیال، تعاملی و چندبُعدی تبدیل کردهاند.
این تحولات، پیامدهای فرهنگی و اجتماعی متعددی داشته است. دیده شدن بیشتر کتابها، تسهیل مطالعه در محیطهای عمومی، تغییر آهنگ مطالعه، و عامهپسند شدن محتوا ازجمله این پیامدها هستند. تولید محتوا ازسوی اینفلوئنسرهای کتاب و بازاریابی دیجیتال، موجب دیده شدن کتابها، تبلیغ آثار عامهپسند و سطحی شدن بعضی از بخشهای مطالعه شده است، اما در عین حال، موجب افزایش دسترسی و جذب مخاطب نیز شده است.