دلایل شکست مذاکرات غیرمستقیم: اشتباه و تفسیر نادرست:
مذاکرات غیرمستقیم اغلب با واسطهها همراه است که میتواند منجر به سوء تفاهم یا تفسیر نادرست از مواضع و مقاصد هر یک از طرفین شود. این میتواند بی اعتمادی را تشدید کند و مانع پیشرفت شود.
عدم اعتماد: دههها خصومت، از جمله انقلاب 1979(1357) ایران، بحران گروگانگیری و درگیریهای بعدی، بیاعتمادی عمیقی را بین دو دولت ایجاد کرده است. مذاکرات غیرمستقیم کمک چندانی به ایجاد رابطه شخصی و اعتماد لازم برای غلبه بر این بی اعتمادی نمیکند. پیچیدگی مسائل: موضوعات مورد بحث، مانند تسلیحات هستهای، تحریمها و نفوذ منطقهای، بسیار پیچیده و در هم تنیده هستند. مذاکرات غیرمستقیم ممکن است بحث های ظریف و دقیق مورد نیاز برای رسیدگی موثر به این پیچیدگیها را ارائه نکند.
سیاست داخلی: هم ایران و هم آمریکا با فشارهای سیاسی داخلی قابل توجهی روبهرو هستند که میتواند مذاکرات را پیچیده کند. تندروها در هر دو کشور ممکن است با امتیازاتی که از کانالهای غیرمستقیم داده میشود مخالفت کنند و آنها را ضعیف یا نامشروع بدانند. عدم دریافت بازخورد فوری: مذاکرات غیرمستقیم اغلب شامل تأخیر در ارتباطات است که میتواند روند مذاکره را کند کرده و پاسخ سریع به پیشرفتها یا پیشنهادات جدید را دشوار کند.
مزایای مذاکره مستقیم: ایجاد اعتماد و ارتباط:
مذاکرات مستقیم رو در رو به رهبران و دیپلماتها این امکان را میدهد که روابط غیر رسمی یا شخصی (صرف شام ویا ناهار دکتر ظریف با وزیر خارجه آمریکا) و اعتماد ایجاد کنند، که میتواند برای غلبه بر خصومت های تاریخی و یافتن زمینه های مشترک بسیار مهم باشد. ارتباط شفاف و مستقیم: مذاکرات مستقیم خطر ارتباط نادرست را کاهش میدهد و امکان شفاف سازی فوری مواضع را فراهم میکند که منجر به بحث های مؤثرتر و کارآمدتر میشود.
انعطاف و خلاقیت: مذاکرات مستقیم فرصتی برای حل مشکلات انعطاف پذیرتر و خلاقانه تر فراهم میکند. مذاکره کنندگان میتوانند طیف وسیع تری از گزینهها را بررسی کنند و در زمان واقعی پیشنهادات را اصلاح کنند.
نشان دادن تعهد: مشارکت در مذاکرات مستقیم نشان دهنده تعهد جدی به حلوفصل مسائل است که میتواند به ایجاد شتاب کمک کند و هر دو طرف را تشویق کند تا مصالحه لازم را انجام دهند.
پرداختن به مسائل اساسی: مذاکرات مستقیم اجازه میدهد تا بحث جامع تر و مفصل تری در مورد موضوعات اصلی انجام شود و هر دو طرف بتوانند به نگرانی های اساسی رسیدگی کنند و برای یک توافق پایدارتر تلاش کنند.
زمینه تاریخی: برنامه جامع اقدام مشترک (برجام): توافق هستهای سال 2015(1393) بین ایران و 1+5 (از جمله ایالات متحده آمریکا) نمونهای است که در آن مذاکرات مستقیم به یک پیشرفت مهم، هرچند موقت، منجر شد. این توافق از طریق گفتوگوهای مستقیم گسترده حاصل شد که امکان گفتوگوهای مفصل و ایجاد سطحی از اعتماد را فراهم کرد.
تنشهای پس از برجام: پس از خروج ایالات متحده از برجام در سال 2018 تحت دولت ترامپ، تنشها تشدید شد و مذاکرات غیرمستقیم برای احیای این توافق با مشکل مواجه شد. عدم تعامل مستقیم در این دوره به مشکلات در یافتن راه حل کمک کرد. به حال گر چه مذاکرات مستقیم نوشداروی نیست و با مجموعهای از چالشها همراه است، اما راه موثرتری برای پرداختن به مسائل ریشهای بین ایران و آمریکا ارائه میدهد. مذاکرات مستقیم با تقویت اعتماد، ایجاد ارتباطات شفاف و اجازه دادن به بحث های انعطاف پذیرتر و جامع تر، میتواند شرایط لازم برای یک توافق موفق و پایدار را ایجاد کند.