از زمانی که ترامپ از نگارش نامه به رهبر ایران سخن گفت تارسیدن نامه به تهران زمان زیادی سپری شد،هرکس به گونهای از نامه ومحتوایش سخن گفت .لاوروف وزیرخارجه روسیه ومشاور عالی دولت امارات متحده عربی به گونهای سخن گفتند که گمان براین میرفت که از متن نامه آگاهی دارند . .ویا شاید به فضا سازیهایی دست زدند تا بدبینی بیشتر مقامات ایرانی وشکل نگرفتن گفتوگو بین ایران وامریکا پیامد آن باشد. وواکنش مقامات ایرانی هم برپایه همین اظهار نظرها به گونهای شد که گویا نامه نرسیده را خوانده اندمقامات امریکایی هم هماهنگ سخن نگفتند .خوش بیناته ترین اظهار نظر از ویت کاف نماینده خاورمیانهای ترامپ بود که گفت ایران از طریق واسطهها پاسخ نامه را داده است واظهار امیدواری کرد که مشکل حل شود وایران به جامعه جهانی برگردد ولی مشاور امنیت ملی امریکا اظهار نظری بد بینانه تر داشت وخواسته های ترامپ را برچیدن برنامه هستهای ایران دانست .این موضوع درسخنان ویت کاف وحتی سخنان ترامپ به این شکل دیده نمیشود . وزیرخارجه ایران هم تاکنون موضع درست وروشنی نداشته از گفتوگوی ادامه دار غیر مستقیم بین ایران وامریکا گفته وگفتوگو ی مستقیم را به آیندهای که روشن نیست کی میرسد موکول کرده است وبارها تآکید کرده که هنوز پاسخی به نامه ترامپ داده نشده وپاسخ آن دردست تهیه است.همین واکنشها نشان میدهد که درک درست از واقعیتها وگذر زمان واستفاده ازفرصت وکاستن ازتهدید جای مناسب درسیاست های کشور ندارد.تصمیم خردمندانه در زمانی که جوسازی وهیجانها تصمیمها نادرست را دربرابر حاکمان قرار میدهند هوشمندانه ترین گامی است که برداشتن آن کشوررا از خطر میرهاتد. گفته میشود که عراقچی محتوای نامه ترامپ را باهمتای عراقی خویش درمیان گذاشته است . به نظر میرسد تلاطم های سیاسی در هردوسو شرایطی را رقم زده است که سرنوشت یک نامه را چنین پرماجرا وچون وچرا کرده است.فضا سازیها وشعارها سبب شده است که مقامات رسمی جسارت برون رفت از مشکل کنونی را نداشته باشند واز راه حل های کارشناسی به درستی بهره نگیرند. نقش رسانهها در دامن زدن به جو ابهام وسر درگمی هم اندک نیست . ولی دلار وسرعت رشدش گویاترین تحلیلها را از واقعیت های جاری دربرابر ما میگذارد.