نوروز بهعنوان یکی از کهنترین جشنهای بشری، در دل فرهنگهای مختلف بازتابهای متنوعی دارد، اما هیچ کجا به اندازه ایران، ریشهدار و پرشکوه نیست. نوروز در فرهنگ ایرانی با داستانهای اساطیری و باورهای دیرینه گره خورده است و در هر گوشهای از این سرزمین، مراسم ویژهای برای گرامیداشت آن برگزار میشود. برای درک بهتر راز ماندگاری این جشن در طول تاریخ، پژوهشگر ایرنا به گفتوگو با «علیاصغر شعردوست» فعال فرهنگی و سفیر پیشین ایران در تاجیکستان به کاوش در ابعاد مختلف نوروز پرداختهایم.
نوروز در آیینه شعر فارسی؛ از رودکی تا سهراب
شعردوست در مورد ارتباط نوروز با فرهنگهای باستانی و اسطورهای میگوید: در ایران باستان و در دوران اساطیری، نوروز نماد تجدید حیات و نو شدن جهان است. در اسطورهها معتقد بودند که جهان در هر دوره زمانی نو میشود. حتی در گاهشماری اوستایی جدید که از گاهشماری مصری تأثیر گرفته، اولین روز سال در فروردین ماه واقع میشود. به نظر میرسد که جشن مهرگان هم که بعدها به جشن نوروز پیوست، بازتابی از این باورها باشد.
سفیر پیشین ایران در تاجیکستان توضیح میدهد: از همان ابتدا، شعرای بزرگ مانند فردوسی، رودکی، فرخی سیستانی و دیگران از بهار و نوروز سخن گفتهاند. این اشعار نه تنها زیباییهای طبیعت را توصیف میکنند بلکه پیامهایی از تجدید حیات و نو شدن زندگی انسانها نیز دارند. در شاهنامه فردوسی به ویژه در مورد جمشید و نوروز اشارههایی داریم که نشان از اهمیت این روز در فرهنگ ایرانی دارد. به طور کلی، شعرای کلاسیک فارسی همیشه از نوروز و بهار برای بیان مفاهیم عمیقتری چون تجدید حیات، خوشبختی و نو شدن استفاده کردهاند.
شعرای کلاسیک فارسی همیشه از نوروز و بهار برای بیان مفاهیم عمیقتری چون تجدید حیات، خوشبختی و نو شدن استفاده کردهاند.
وی در ادامه میافزاید: در شعرای کلاسیک مانند رودکی و فرخی، نوروز بیشتر بهعنوان فصلی برای شادکامی و زیباییهای طبیعت مطرح شده است. برای مثال رودکی بهطور خاص از بهار به عنوان زمانی برای شادخواری و نشاط یاد میکند اما در شعرای بعدی مانند حافظ و بیدل، نوروز به نوعی با تجلیات درونی و روحانی مرتبط میشود و بیشتر از منظر عرفانی به آن پرداخته شده است. حافظ به ویژه در ابیات معروف خود، از بهار و نوروز برای اشاره به تجدید حیات معنوی انسانها استفاده کرده است.
شاعران معاصر نیز نوروز را در آثار خود گنجاندهاند. در شعر معاصر، این جشن بیشتر به عنوان نمادی از تغییرات اجتماعی، سیاسی و فردی مطرح میشود. برای مثال، شعرای معاصر همچون سهراب سپهری، فروغ فرخزاد و دیگران بهار و نوروز را نه تنها به عنوان یک پدیده طبیعی، بلکه به عنوان نمادی از نو شدن و تغییر در سطح فردی و اجتماعی میبینند. این نگاه، همانطور که در شعرهای جدید میبینیم، به نوعی از نوروز برای نشان دادن تحولی بزرگتر در جهان انسانی و اجتماعی استفاده میکند.
شهریار، شاعر بزرگ ایران، همواره در آثارش از نوروز و آداب آن سخن گفته است. در منظومههایش، مانند «حیدربابا»، اشارههایی به مراسم چهارشنبهسوری، آویزان کردن شال و جشن نوروز در تبریز دارد. او با زبانی زیبا و پر احساس، تصویری شگرف از این آداب و رسوم به تصویر میکشد.
نوروز، آوای همدلی در سرزمینهای پارسی
شعردوست در ارتباط با نوروز در سرزمینهایی با فرهنگ ایرانی اظهار میدارد: نوروز نه تنها در ایران بلکه در سرزمینهایی که به نوعی با فرهنگ ایرانی پیوند دارند، نیز جشنی پرفروغ است. جشن آغاز فصل نو، جشن طبیعت و آغاز تحولی زیبا در جهان است. در ایران، نوروز همانند بهاری است که در دل هر فرد جوانه میزند، پر از امید و آرزو برای آیندهای بهتر.
در تاجیکستان، نوروز جشن ملی و پرباری است که خانهها پاک میشود، سفرهها رنگین میگردد و همه به هم میپیوندند تا این روز را گرامی دارند. در آذربایجان، مردم در کنار هم قرار میگیرند، بر سر سفرههای رنگارنگ نشسته و از روزهای نو با دلهای شاد استقبال میکنند. نوروز همچنان به عنوان نمادی از هویت فرهنگی در کشورهای مختلف منطقه مطرح است. حتی در قزاقستان، به نوروز نه تنها از دریچه سنتهای کهن مینگرند بلکه به عنوان روزی مقدس پر از برکت و خوشبختی نیز میستایند. این سنتهای پر رنگ و متفاوت، از بهار زمین به دلهای مردم راه مییابد. انگار نوروز نه فقط در تقویمها، بلکه در دلها نیز جاودانه است، جشنی که در دل هر ایرانی، تاجیک، آذری و قزاق، باز میشود و از نو، زندگی میشود.
وی در ادامه میافزاید: شهریار با اشاره به مراسمی همچون «شال ساللاماق» در شعر خود، دنیای روستاهای آذربایجان را به تصویر میکشد. این رسم، که در شبهای چهارشنبهسوری انجام میشود، نشاندهنده ارتباط مردم با طبیعت و آیینهای باستانی است. همچنین، او در شعرهایش میگوید که چگونه مردم با شوق و شادی به استقبال نوروز میروند، لباسهای نو میپوشند و خانهها را برای این جشن آماده میکنند. نوروز برای مردم آذربایجان نه فقط یک عید، بلکه نمادی از تحول و زندگی نو است. این جشن، پیامی از گذشتههای دور دارد، پیامی که از جمشید و بهمن به نسلهای امروز رسیده است.
در آذربایجان، نوروز نه تنها به عنوان یک جشن بلکه به عنوان یک فرصت برای تغییر، شادی و تجدید زندگی است. مردم این سرزمین با جشن نوروز، امید به آیندهای روشنتر و پر از سعادت دارند. شهریار با سرودهایش، این پیام را به مردم آذربایجان و ایران منتقل میکند که نوروز، تنها یک تغییر در تقویم نیست بلکه یک تحولی است که در دلها و درون مردم رخ میدهد.
نوروز میتواند پیوندهای فرهنگی میان ملتهای مختلف را تقویت کند
سفیر پیشین ایران در تاجیکستان معتقد است که نوروز یک جشن جهانی است که میتواند پیوندهای فرهنگی میان ملتهای مختلف را تقویت کند. این جشن میتواند فرصتی برای تبادل فرهنگی و گسترش دوستیها باشد. تجربههای من در کشورهای مختلف نشان میدهد که نوروز به عنوان یک نماد مشترک فرهنگی، میتواند به تسهیل گفتوگوهای بینفرهنگی کمک کند و روابط میان کشورها را تقویت کند. استفاده از نوروز برای معرفی فرهنگها و آداب و رسوم مختلف، میتواند به تقویت روابط بینالمللی و همافزایی فرهنگی کمک کند. این یک فرصت عالی است تا از این جشن برای ارتقاء صلح، دوستی و همزیستی مسالمتآمیز استفاده کنیم.
پس از تصویب روز جهانی نوروز در سازمان ملل، این جشن به یک مناسبت بینالمللی تبدیل شده است که میتواند به تقویت پیوندهای فرهنگی و ایجاد زمینههای همکاری میان ایران و کشورهای همسایه کمک کند. ایران به عنوان کشور خاستگاه نوروز باید از این فرصت برای تقویت دیپلماسی عمومی استفاده کند و روابط خود را با کشورهای منطقهای همچون تاجیکستان، افغانستان و ازبکستان گسترش دهد. این جشن میتواند پلی باشد برای گفتوگوهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی که در نهایت منجر به ارتقای صلح و همکاریهای منطقهای خواهد شد.
وی توضیح میدهد: این جشن به دلیل ریشههای فرهنگی مشترک، فرصت بینظیری برای تبادل فرهنگی و تقویت روابط دوستانه است. از این طریق میتوان پروژههای مشترک فرهنگی، اقتصادی و آموزشی را ایجاد کرد که در نهایت به ارتقای صلح، همزیستی مسالمتآمیز و همکاریهای میانفرهنگی کمک کند. در سالهای اخیر، شاهد پیشرفتهای خوبی در این زمینه بودهایم اما هنوز جای کار زیادی برای استفاده از این فرصتها وجود دارد. کشورهای منطقه باید از نوروز برای ترویج صلح، دوستی و درک متقابل میان ملتها استفاده کنند.
نوروز میتواند فرصتی باشد برای بازگشت به ارزشهای انسانی، طبیعت و آرامش روحی
شعردوست، درباره اهمیت حفظ و ترویج جشن نوروز در دنیای امروز میگوید: قطعاً. نوروز نه تنها یک جشن تاریخی و فرهنگی است بلکه یک فرصت است برای تجدید پیمان با خود و با طبیعت. در دنیای امروز، که روزگار پرتنش و پراسترس است، نوروز میتواند فرصتی باشد برای بازگشت به ارزشهای انسانی، طبیعت و آرامش روحی. به همین دلیل، حفظ و ترویج این جشن نه تنها در ایران، بلکه در کشورهای دیگر نیز اهمیت زیادی دارد. نوروز میتواند پیامی جهانی از صلح، دوستی و نو شدن باشد که در دنیای امروزی به شدت نیاز داریم.
نوروز با تغییرات اجتماعی و فرهنگی سازگار بوده و حتی با ورود اسلام، این جشن با هویت مذهبی آمیخته شد و در دل مسلمانان نیز جا باز کرد.
این فعال فرهنگی تصریح میکند: نوروز جشن مردمی است، نه جشن حکومتی و به همین دلیل از هر گونه دستکاری و تغییراتی که ممکن است از سوی دولتها صورت گیرد، مصون مانده است. از سوی دیگر، نوروز با تغییرات اجتماعی و فرهنگی سازگار بوده و حتی با ورود اسلام، این جشن با هویت مذهبی آمیخته شد و در دل مسلمانان نیز جا باز کرد. این امر باعث ماندگاری نوروز شده است.
نوروز جشن تغییر و نو شدن طبیعت است
سفیر پیشین ایران در تاجیکستان در خصوص تغییراتی در آداب و رسوم جشن نوروز میگوید: تغییر و تحول در فرهنگها و آداب و رسوم امری طبیعی است. نوروز نیز از این قاعده مستثنی نیست. در گذشته آیینهای خاصی مانند روشن کردن آتش و پریدن از روی آن برای دوری از پلیدیها انجام میشد اما امروز شاهد تغییرات زیادی در این مراسم هستیم. به عنوان مثال آیینهایی همچون ترقهبازی در شب چهارشنبهسوری و مسافرتهای زیاد در ایام نوروز که با روح دید و بازدید و ارتباط خانوادگی که نوروز را مشخص میکند، مغایرت دارد اما با این حال نوروز همچنان ریشههای عمیقی در فرهنگ ایرانی دارد و در بسیاری از مناطق هنوز برگزاری مراسم به شیوههای قدیمی ادامه دارد.
شعردوست در پایان یادآور میشود: پیوند نوروز با طبیعت عامل بسیار مهمی در ماندگاری آن است. نوروز جشن تغییر و نو شدن طبیعت است. زمانی که درختان شکوفا میشوند و گلها بهبار میآیند، انسانها نیز به نوعی به بازسازی و تجدید زندگی خود میپردازند. این جشن نه تنها بهعنوان یک جشن طبیعی، بلکه به عنوان نمادی از تجدید حیات روحی و جسمی انسانها همواره در ذهن مردم زنده مانده است.