گروه فرهنگ و هنر: کالج بارد در نیویورک مرکزی تازه برای پاسداشت میراث رالف الیسون، نویسنده رمان مشهور «مرد نامرئی»، افتتاح کرده است. این مرکز با حمایت مالی سه میلیون و ششصد هزار دلاری بنیاد خیریه رالف و فنی الیسون شکل گرفته و قرار است آثار ادبی، هنری و فکری این نویسنده را گرد هم آورد.
الیسون از سال ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۱ در کالج بارد ادبیات آمریکا و روسیه تدریس میکرد. این دانشگاه حقوق فکری و درآمد آثار او، از جمله رمان «مرد نامرئی» را در اختیار دارد؛ اثری که در سال ۱۹۵۲ منتشر شد و جایگاه مهمی در ادبیات مدرن سیاهپوستان آمریکا یافت. الیسون نخستین نویسنده سیاهپوستی بود که جایزه ملی کتاب آمریکا را در بخش داستان دریافت کرد.
مرکز تازه برنامههایی چون سخنرانیهای تخصصی، نشستهای دوسالانه، طرحهای آرشیوی و کارآموزی دانشجویان را دنبال میکند. اسناد نویسنده نیز دیجیتالسازی خواهد شد تا در دسترس پژوهشگران و کتابخانه کنگره قرار گیرد. مسئولان مرکز همچنین قصد دارند هفتاد و پنجمین سال انتشار «مرد نامرئی» را در ۲۰۲۷ با برنامهای یکساله گرامی بدارند. هدف فقط نگهداری دستنوشتهها نیست. مدیر مرکز میخواهد این مکان به محلی برای گفتوگوی دانشجویان، هنرمندان و مردم منطقه تبدیل شود و آثار الیسون را معرفی کند. این برنامه میتواند پیوند میان دانشگاه و جامعه را تقویت کند و نشان دهد میراث یک نویسنده چگونه پس از مرگ او همچنان در زندگی فرهنگی حضور مییابد.
سمفونی شوستاکوویچ در قاب انیمیشن
ویلیام کنتریج، هنرمند آفریقای جنوبی، در جشنواره هنر باکو اثری با عنوان «آه، به جهانی دیگر ایمان بیاوریم» ارائه کرده که انیمیشن، رقص و موسیقی دیمیتری شوستاکوویچ را به هم پیوند میدهد. این پروژه با همراهی سمفونی دهم آهنگساز ساخته شده و بخشی از انگیزه شکلگیری آن، صدوبیستمین سال تولد شوستاکوویچ و ارتباط او با المیرا نظیرووا، موسیقیدان آذربایجانی، بوده است.
کنتریج در چهار بخش تصویری، فضای سیاسی و عاطفی دوران استالین را بازآفرینی میکند. پیکرههای دستساز، ماسکها، ماکتهای کوچک و رقصندگان زنده، چهرههایی چون استالین، لنین، تروتسکی، مایاکوفسکی و خود شوستاکوویچ را وارد روایت میکنند. تصاویر از فضاهای وهمآلود شوروی و قربانیان سرکوب به رقص نظیرووا و صحنههای خشونت حکومت میرسند.
انیمیشن برای همراهی عمومی با موسیقی ساخته نشده، بلکه بهطور ویژه از ساختار و حالوهوای سمفونی پیروی میکند. چهرههای بزرگ شخصیتها در کنار بدنهای کوچک و حرکات نامتعارف، لحظاتی طنزآمیز میآفرینند؛ اما این طنز بهتدریج تلخی تاریخ و هراس زندگی زیر سایه استبداد را آشکار میکند.
این اثر در عین بازخوانی سرکوب و رنج قربانیان، سوگ آرمانهای ازدسترفته انقلاب و امید به جهانی بهتر را نیز بازتاب میدهد. ترکیب تصویر و موسیقی نشان میدهد هنر چگونه میتواند تاریخ سیاسی را از قالب روایتهای رسمی بیرون آورد و به تجربهای حسی برای تماشاگر امروزی تبدیل کند.
سه نقاش و مسیر تولد هنر انتزاعی
نمایشگاه «اوری، گوتلیب و روتکو: کنار دریا» در مجموعه فیلیپس واشنگتن، مسیر هنری سه نقاش برجسته آمریکایی را بررسی میکند. این نمایشگاه تا ۲۴ ژانویه ۲۰۲۷ ادامه دارد و حدود ۹۰ اثر را کنار هم قرار داده است؛ برخی آثار پیشتر در معرض دید عموم قرار نگرفته بودند.
نمایشگاه نشان میدهد چگونه این هنرمندان از تصویرهای ساحل و طبیعت به سوی زبان انتزاعی حرکت کردند. آثار اولیه، طرحها و نسخههای بازنگریشده نقاشیها به مخاطب امکان میدهد تغییرات سبک آنان را دنبال کند. میلتون اوری بر مارک روتکو و آدولف گوتلیب جوانتر تأثیر گذاشت، اما مسیر هنری این سه نقاش بعدها از یکدیگر فاصله گرفت.
گوتلیب به اسطورهشناسی و ناخودآگاه علاقهمند شد. اوری طبیعت را سادهتر تصویر کرد، بیآنکه پیوند خود را با جهان طبیعی قطع کند. روتکو نیز به میدانهای بزرگ رنگی رسید؛ ترکیبهایی که قرار بود احساسات بنیادین انسان را منتقل کنند. یکی از ویژگیهای نمایشگاه تصویربرداری فروسرخ است. این فناوری طرحهای پنهان و ترکیببندیهای رنگی پیشین را آشکار کرده و نشان میدهد نقاشان بارها آثار خود را تغییر دادهاند. برنامهای همراه در نگارخانه ملی هنر نیز مخاطبان را به تماشای آهسته و گفتوگو درباره آثار انتزاعی دعوت میکند. برگزارکنندگان میگویند قصد هنرمند به فهم اثر کمک میکند، اما تعیین نمیکند مخاطب چه احساسی داشته باشد. تجربه شخصی تماشاگر نیز بخشی از معنای نهایی اثر را میسازد و برای امروز اهمیت دارد.