برای دههها، این تصور وجود داشت که با کشف و رواج فلزات، عصر ابزارهای سنگی برای همیشه به پایان رسیده است. بر اساس این نگاه، مفرغ و سپس آهن، با استحکام و کارایی بیشتر، جایگزین سنگ شدند. روایتی که منطقی به نظر میرسید، اما پژوهشهای باستانشناسی چند دهه اخیر، تصویر دیگری را پیش روی ما میگذارند. شواهد بهدستآمده از گوشهوکنار جهان و بهویژه از ایران، نشان میدهد که پیدایش فناوری فلز، به معنای انحطاط فناوری سنگ، خصوصا ابزار سنگ چخماقی نبود. این ماده کهن، همچنان در اقتصاد، صنعت، زندگی روزمره و حتی آیینهای مذهبی جوامع انسانی، نقشی انکارناپذیر داشت. فلزات در ساخت سلاحها و ابزارهای تخصصی برتری یافتند، اما سنگ هرگز کنار گذاشته نشد. تیغههای سنگی برای برش و قصابی، و سرپیکانهای چخماقی برای شکار و دفاع، همگی همچنان مورد استفاده بودند.
از میان ابزارهای سنگی که پس از آغاز شهرنشینی همچنان رواج داشتند می توان به سرپیکانهای سنگی دورویه اشاره کرد. سرپیکانهای چخماقی با تراش دورویه، از شاهکارهای فنی سنگتراشان عصر آهن به شمار میروند. در این روش، هر دو روی یک تکه سنگ چخماق به دقت تراشیده میشد تا ابزاری نازک، متقارن و با لبههایی تیز و بُرنده پدید آید. ساخت این سرپیکانها کاری بس دشوار و تخصصی بود که تنها استادکاران چیرهدست از پس آن برمیآمدند. سنگتراش با بهرهگیری از ابزارهایی مثل قلوه سنگ، استخوان یا شاخ گوزن، ضربات حسابشده و فشاری را بر لبههای سنگ چخماق وارد میکرد و با این کار، تراشه های ریز و فلس مانندی از سطح آن جدا میساخت. این فرایند که در آن خبرگی و دقت بسیار به کار میرفت، کمک میکرد تا ضخامت سرپیکان به تدریج کاهش یابد، تقارن آن حفظ شود و در نهایت، لبههایی تیز و منظم پدید آید که هم در شکار کارایی بالایی داشت و هم از دیدگاه زیباییشناختی، اثری هنری به شمار میرفت. چنین پیچیدگی و مهارتی در ساخت، نشان میدهد که این سرپیکانها برای مردمان آن روزگار ارزشی بسیار فراتر از یک ابزار ساده روزمره داشتند و همین اهمیت والا بود که آنها را به اشیایی مناسب برای نهادن در نیایشگاههایی چون سنگتراشان، یا همراه کردن با مردگان در گورستانهایی مانند ورکبود و چمزیمومه تبدیل میکرد.
غرب ایران، بهویژه استان لرستان، شواهد جالبی از این سرپیکانهای سنگی را در خود جای داده است. در این میان، محوطه باستانی سنگتراشان در پیشکوه لرستان، یکی از مهمترین این شواهد است. این نیایشگاه که به عصر آهن دو و سه (حدود ۱۱۰۰ تا ۵۰۰ پیش از میلاد) تعلق دارد، بیش از دو هزار شیء را در خود جای داده که در کنار انبوهی از آثار مفرغی و آهنی، تعداد قابلتوجهی ابزار ساخته شده از سنگ چخماق از جمله سرپیکان نیز به چشم میخورد. آنچه این محوطه را منحصربهفرد میکند، کارکرد آیینی و نذری آن است. سنگتراشان که بر سر راه کوچ ایلات لرستان به سوی خوزستان قرار گرفته، محلی بوده برای برجایگذاشتن نذورات و پیشکشها. حضور گسترده ابزارهای سنگی، بهویژه سرپیکانهای ریز و بُرنده ساختهشده از سنگ چخماق، در چنین فضای مقدسی، نشان میدهد که سنگ چخماق علاوه بر اینکه ماده ای کاربردی بوده، جایگاه مهمی در باورها و مناسک دینی داشته است. اما سنگتراشان تنها گواه این تداوم نیست. در گورستانهای عصر آهنی ورکبود و چمزیمومه (که به عصر آهن سه تعلق دارند) نیز باستانشناسان در کنار اشیای آهنی و مفرغی، انواع ابزارهای سنگی و سرپیکانهای چخماقی را کشف کردهاند. قرار گرفتن این اشیا در کنار هم درون مجموعههای تدفینی، نشان از اهمیتی دارد که سنگ حتی در دوران اوج فلزات برای مردمان آن روزگار داشته است. این ابزارها، بهعنوان بخشی از داراییهای ارزشمند متوفی، در گور او نهاده میشدند تا در سفری دیگر نیز همراه او باشند.