کودکان پیش از آنکه معنای بحرانهای سیاسی و نظامی را درک کنند، آثار روانی آن را احساس میکنند. حتی کودکانی که کیلومترها از میدان درگیری فاصلهدارند، ممکن است اضطراب جمعی را تجربه کنند. این یعنی برای آسیب دیدن احساس امنیت کودک، همیشه به صدای انفجار یا مشاهده مستقیم خشونت نیاز نیست؛ گاهی اضطراب بزرگترها و فضای مداوم انتظار برای وقوع اتفاقی نامعلوم نیز میتواند زمینه نگرانی را فراهم کند.
ترس
واکنش کودکان به فضای اضطراب آلود یکسان نیست. بعضی مدام درباره اتفاقات احتمالی سؤال میکنند؛ بعضی دیگر ساکت میشوند، بیشتر به والدین میچسبند یا در برابر مسائل کوچک واکنش نشان میدهند. اختلال خواب، کابوس، کاهش تمرکز، شبادراری، ناخنجویدن و پرخاشگری نیز از جمله نشانههایی هستند که ممکن است در شرایط ترس و اضطراب دیده شوند.
روانشناسان کودکان تأکید میکنند که اضطراب و تجربه ترس و ناامنی در بحرانها میتواند آثار مخربی بر روان کودکان داشته باشد. او از والدین خواسته بود میزان مواجهه کودکان با اخبار را به حداقل برسانند و اخبار را از راههایی دنبال کنند که کودک مستقیماً در معرض آنها قرار نگیرد. البته بروز یک نشانه بهتنهایی به معنای ابتلای کودک به اختلال روانی نیست. آنچه اهمیت دارد، شدت و تداوم تغییرات رفتاری و تأثیر آنها بر خواب، بازی، ارتباط با دیگران وزندگی روزمره کودک است.
حرف زدن
در چنین شرایطی، محدود کردن مواجهه کودک با اخبار خشونتآمیز ضروری است؛ اما محافظت از او صرفاً به خاموش کردن تلویزیون یا پنهان کردن تلفن همراه خلاصه نمیشود. کودکان ممکن است خبرها را از دوستان، مدرسه، شبکههای اجتماعی یا گفتوگوهای بزرگترها بشنوند. اگر هیچ توضیحی دریافت نکنند، ممکن است خلأ اطلاعاتی را با تصورهای ترسناک خود پر کنند. هرچند که نمیتوان کودکان را بهطور کامل از جریان اتفاقات دورنگه داشت؛ بنابراین بهتر است واقعیتها با زبانی ساده و متناسب باسن آنها توضیح داده شود. در این گفتوگوها، لازم نیست همه جزئیات و سناریوهای احتمالی مطرح شود؛ مهمتر آن است که کودک فرصت داشته باشد سؤال کند و نگرانیاش را بدون ترس از سرزنش بیان کند.
مهمترین پیام برای کودک
والدین نمیتوانند درباره آینده تضمین بدهند یا همه اتفاقات بیرونی را کنترل کنند؛ اما میتوانند در محدوده توان خود، احساس همراهی و امنیت را تقویت کنند. شنیدن حرفهای کودک، جدید ترس او، حفظ برنامه خواب و غذا، ادامه بازی و فعالیتهای روزمره و پرهیز از گفتوگوهای هراس آلود در حضور او، راههایی برای کاهش فشار روانیاند. نباید با جملههایی مانند «این چیزها مهم نیست» یا «دلیلی برای ترسیدن نداری» احساس کودک را نادیده گرفت. بهتر است به او گفته شود که نگرانیاش درک میشود و میتواند هر زمان که خواست درباره آن صحبت کند. درعینحال، اگر اضطراب شدید یا ماندگار شد و خواب، رفتار یا فعالیتهای روزانه او را مختل کرد، کمک گرفتن از روانشناس کودک ضرورت پیدا میکند. در روزهایی که بزرگترها چشم به خبرها دوختهاند تا از آینده باخبر شوند، کودکان بیش از هر چیز به یک تکیهگاه قابلاعتماد نیاز دارند. شاید خانواده نتواند ابهامهای بیرونی را برطرف کند، اما میتواند اجازه ندهد خانه نیز به بازتاب دائمی همان اضطراب تبدیل شود. جنگ، حتی پیش از آنکه رخ دهد، ممکن است در قالب نگرانی وارد زندگی روزمره شود؛ مراقبت از کودکان از همین نقطه آغاز میشود: از توجه به آنچه میشنوند، آنچه تصور میکنند و احساسی که در سکوت با خود حمل میکنند.