پیامد «جنگ»
در حال حاضر، حتی با سطح فعلی تنش، جهان زیان زیادی دیده است. اما در صورت وقوع جنگ گسترده، این خسارت جبرانناپذیر و بلندمدت خواهد بود. تاکنون مسئله عبور و مرور کشتیها مطرح بوده، اما در جنگ احتمالی، منابع تولید مواد شیمیایی، کودهای شیمیایی و زیرساختهای انرژی نیز آسیب جدی خواهند دید. جهان وارد شرایط دشوارتری میشود. نمونههایی از این فشار اکنون در اروپا قابلمشاهده است. رئیسجمهور فرانسه یکی از دلایل ناآرامیها و مشکلات اقتصادی کشورش را تأثیر غیرمستقیم جنگ در منطقه دانسته است. جرقههای مشابهی در ایتالیا و حتی آلبانی زدهشده و اگر این وضعیت تشدید شود، ممکن است بخشهایی از اروپا در آینده نیاز به انرژی حیاتی پیدا کنند.
هدف آمریکا از جنگ
آیا رژیم تغییر میکند؟ خیر. آیا مردم از نظام فاصله میگیرند و کشور را رها میکنند؟ نه، انسجام داخلی بیشتر میشود. آیا ایران تکهپاره میشود؟ مردم چنین اجازهای نخواهند داد. آیا ایران وارد مدار سیاستگذاری غرب میشود؟ خیر. پس آمریکا چه میخواهد؟ نه میتواند ایران را در مدار سیاسی خود قرار دهد، نه آن را تجزیه کند، نه نظام را عوض کند و نه مردم را از نظام جدا سازد. نتیجه نهایی، آسیب مادی به ایران است؛ گرفتاری که شاید ۳۰ تا ۴۰ سال کشور را عقب بیندازد.
ورود اروپا به جنگ؟
تاریخ کشورها با دههها نوشته نمیشود؛ حداقل با قرنها سنجیده میشود. خود آمریکا حدود دو و نیمقرن پیش از صفر شروع کرد و به ابرقدرت تبدیل شد. بنابراین اگر عقلی وجود داشته باشد، چنین جنگی رخ نخواهد داد. آمریکا با امکاناتی که بسیج کرده نتوانسته عمل کار شاخصی انجام دهد؟ اروپا که عددی نیست. مثلاً این پایگاهها و هواپیماهای سوخترسان؛ آسمان خلیجفارس را تبدیل به ایستگاه پمپبنزین هواپیما کردهاند. مثلاً انگلیس، میگوید ما یک تایفون فرستادیم؛ یک هواپیما! این چهکاری میتواند بکند؟ فقط میخواهند نمایش مشارکت و همپیمانی بدهند. با توجه به نتایج جنگ در عراق و افغانستان این بار اروپا بااحتیاط بیشتری عمل میکند.
ارزیابی وضعیت اسرائیل
جنوب لبنان آشفته است، غزه تکلیفش روشن نشده و کرانه باختری وارد فاز جدید تشنج شده است. اختلافات سیاسی داخلی اسرائیل جدی است و بدهی مالی دولت اسرائیل افزایشیافته است. این موضوع در بلندمدت فشار اقتصادی سنگینی ایجاد خواهد کرد، حتی اگر حمایتهای بینالمللی موقتاً ارزش پول را حفظ کند. تنش با سوریه و ترکیه در حال شکلگیری و اوجگیری است .
نتیجه جنگ
بابالمعده فعلاً برای کشتیهای تجاری کشورها جهان باز است و تنها به کشتیهای مرتبط با عربستان حساسیت نشان داده میشود. اما در صورت جنگ، این تنگه نیز با بحران روبرو خواهد شد. اگر جنگی رخ دهد، یک سرزمین سوخته در کل منطقه پدید میآید که راه را برای اسرائیل هموار میکند. آمریکا کنار میکشد یا تضعیف میشود و عملاً اسرائیل بهعنوان بازیگر فرصت جولان بیشتری پیدا میکند. این خطرناک است. پس از ایجاد منطقه سوخته، اسرائیل به سمت مصر و ترکیه خواهد رفت. این چیدمان حوادث، در دل ایده و آرمان تخیلی «اسرائیل بزرگ» (از نیل تا فرات) نهفته است. نتانیاهو چند ماه پیش و حتی سفیر آمریکا در اسرائیل وقیحانه دراینباره سخن گفتند و برخی اندیشیدههای اسرائیلی نیز بر ضرورت تحقق آنچه در پرچم اسرائیل نمادین شده، تأکیددارند.
حمله پس از انتخابات
اسرائیل در آستانه انتخابات حمله نخواهد کرد، زیرا این کار بیشتر آن را تضعیف میکند و اوضاع داخلی آن را آشفته میکند. گروههای سیاسی مخالف نتانیاهو ممکن است در ظاهر موقتاً حمایت کنند، اما در باطن میگویند این جنگ از باب دلسوزی برای اسرائیل نیست، بلکه برای نجات سیاسی خود او و کنار زدن رقبا بوده و هزینه آن از جیب مردم اسرائیل پرداخت میشود. اگر هدفش اسرائیل بود، با اقدامات سه سال اخیر، اسرائیل را در افکار عمومی جهان نابود و بیآبرو نمیکرد. شناسایی نتانیاهو بهعنوان مجرم حقوق بشری بیآبرویی برای اسرائیل ایجاد کرده است. اکنون اندیشیدهها و حتی برخی مقامات ارشد آمریکایی از اسراییل انتقاد میکنند. آمریکا به خاطر حمایت همهجانبه از اسرائیل و زیر پا گذاشتن مقررات بینالمللی، حیثیت سیاسی و نظامی خود را به خطر انداخته است. توان نظامی آمریکا برای رقبا مانند چین و روسیه آشکارتر شده است.
انتخابات آمریکا و اسرائیل
سرنوشت هر دو انتخابات تا حدی قابل پیشبینی است. در آمریکا، بسیاری از آرا به سمت شکست جمهوریخواهان متمایل شده و شکست آنها محتمل به نظر میرسد. در اسرائیل نیز نظرسنجیها نشان میدهد حزب نتانیاهو حداقل ۱۰ تا ۱۲ کرسی کمتر از دوره فعلی خواهد داشت.
برگرفته از انتخاب