اقتصاد به روایت آمار در سه دوره
متوسط نرخ تورم در دوره 1359 تا 1367 حدود 8/19 درصد، دوره 1368 تا 1404 حدود 3/24 درصد و دوره 1391 تا 1404 یعنی دوره تحریم حدود 33 درصد بوده است. در این سه دوره نرخ رشد نقدینگی به ترتیب 1/18 درصد، 5/28 درصد و 3/31 درصد است. در سه دوره موردبررسی نرخ رشد اقتصادی کشور به ترتیب منفی 8/1 درصد، 6/3 درصد و 6/1 درصد بوده است. همچنین در دوره 1359 تا 1367، سرانه تولید ناخالص داخلی ایران سالانه پنج درصد کاهش یافت و در سال 1367 به 60 درصد مقدار سال 1358 رسید که در دورهای بعدی چنین تجربهای نبود. تولید ناخالص داخلی حقیقی کشور در سال 1367 معادل 79 درصد سال 1358 شد. شاخصهای اقتصادی دوره جنگ تحمیلی هشتساله، وضعیت مناسبی را حتی در مقایسه با 15 سال اخیر نشان نمیدهد. تنها تفاوت آن دوره با دوره فعلی در نرخ ارز، نرخ رشد نقدینگی و نرخ تورم است که در دوره جنگ هشتساله نسبت به دوره تحریم و بهخصوص چند سال اخیر وضعیت بهتری داشته است. هر سه متغیر رویهم اثرات متقابل دارند و کنترل یکی به کنترل دیگری هم کمک میکند و برعکس. بنابراین وضعیت اقتصادی ایران در دوره جنگ هشتساله به جهت رفاهی، مانند رشد اقتصادی، تجارت خارجی، درآمد سرانه و...، نهتنها بهتر از دوره بعدی ازجمله سالهای اخیر نبود، بلکه عقبتر هم بود، اما از جهت تورم وضعیت مناسبتری وجود داشت.
سیاستگذاری ناکارآمد
یکی از پیامدهای مهم این پدیده، بروز بیثباتی در محیط اقتصاد کلان در حضور سیاستگذاری ناکارآمد و معیوب است، اتفاقی که به مدد ساختار فکری و شناختی خاص جامعه در دوره موردبررسی و ترجیحات و اولویتهای مربوطه، با وجود حضور سیاستگذاری ناکارآمد و معیوب رخ نمیداد.
شوک اقتصادی
دوره جنگ هشتساله بهرغم رشدهای نسبتاً بالای نقدینگی و نرخ ارز و حتی تورم، شاهد شوک نقدینگی، شوک ارزی و شوک تورمی حداقل در سطح و تعدادی که در 15 سال اخیر شاهدش بودیم، نبودیم، اگر هم بود به دلیل کوچک بودن اندازه تجارت خارجی و عدم محدودیت برای صادرات نفت و دسترسی به ارزهای حاصل از آن، روی کلیت اقتصاد کشور اثر معناداری نداشت.
وضعیتی که در آن زمان حاکم بود، لزوماً نتیجه سیاستهای درست دولت وقت نبود، بلکه عمدتاً نتیجه تفاوت در ساختار انتظارات و ترجیحات و اولویتهای جامعه در آن زمان نسبت به دورههای بعدی بود.
سیاستهایی مانند کنترل قیمتها، سهمیهبندی کالاها، نظام کوپنی و مداخله گسترده دولت در بازار نیز هر چند به خاطر همراهی کلیت جامعه با اقتصاد معیشتی و سرمایه اجتماعی بالای نظام حکمرانی در آن زمان، از جهت ایجاد ثبات در محیط اقتصاد کلان بیتأثیر نبودند، اما اگر همراهی کلیت جامعه نبود، نهتنها اثری نداشتند، بلکه میتوانستند آثار بدی نیز بر جای بگذارند. در دوره جنگ هشتساله کنترل دولت بر اقتصاد گسترده بود، بنابراین امکان و بستر برای بروز بیثباتی در محیط اقتصاد کلان محدود بود. در عوض رشد اقتصادی اندک بود، ازاینرو اقتصاد ایران ۲۱ درصد کوچکتر شد. اما بعد از جنگ بهتدریج تصدیگریهای دولتی کاهش یافت و بخش خصوصی بروز و ظهور بیشتری در اختیار پیدا کرد. در چنین شرایطی محیط سیاستگذاری ناکارآمد و وجود تنشهای سیاسی و اجتماعی مستعد ایجاد بیثباتی در محیط اقتصاد کلان است. بهعلاوه خصوصیسازی که بعد از جنگ انجام شد، بیشتر در قالب ایجاد بخش خصولتی بود، نه خصوصیسازی واقعی.
نکته مهم دیگری که در مقایسه میان دوره جنگ هشتساله با دوره تحریم، بهخصوص یکی، دو سال اخیر نباید ازنظر دور داشت آن است که ما در دوره جنگ هشتساله موضوعی به نام تحریم و محاصره و قطع ارتباط ایران با نظام مالی جهان (بهجز آمریکا) نداشتیم و صادرات و واردات ایران بدون مانعی خاص انجام میشد.