گزارش بازرس کل پنتاگون از هزینه عملیات، مصرف مهمات و آسیب به شبکه پایگاههای آمریکا در منطقه، ابعاد تازهای از پیامدهای جنگ را نشان میدهد.
گزارش تازه بازرس کل وزارت دفاع آمریکا درباره عملیات نظامی علیه ایران، تصویری از هزینههای مالی و نظامی این درگیری ارائه کرده است. بر اساس این گزارش، عملیات آمریکا حدود ۳۳.۴ میلیارد دلار هزینه داشته که ۲۲.۳ میلیارد دلار آن مربوط به مهمات مصرفشده بوده است. گزارش همچنین از آسیب به شماری از پایگاهها و تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه و ایجاد فشار بر ذخایر مهمات و ظرفیت صنایع دفاعی این کشور خبر میدهد.
فشار بر ذخایر مهمات
یکی از مهمترین بخشهای گزارش به حجم مهمات مصرفشده اختصاص دارد. بازرس کل پنتاگون اعلام کرده که مصرف گسترده مهمات، کمبودهایی را در ذخایر راهبردی آمریکا ایجاد کرده و برخی گلوگاههای صنعتی این کشور را آشکار کرده است.
بر اساس گزارش، تولید موتورهای راکتی جامد، مواد منفجره و پیشرانهای مورد نیاز با محدودیتهایی روبهرو است و کمبود نیروی انسانی متخصص نیز بر توان بازتأمین مهمات اثر میگذارد. اهمیت این موضوع در جنگهای طولانی بیشتر میشود، زیرا توان نظامی تنها به تعداد سلاحهای موجود وابسته نیست و سرعت جایگزینی مهمات مصرفشده نیز اهمیت زیادی دارد.
پایگاههایی که دیگر امن نیستند
گزارش مورد استناد خبرآنلاین میگوید حملات ایران به صدها ساختمان و سازه نظامی آمریکا در چند کشور منطقه آسیب زده یا آنها را تخریب کرده است. کویت، بحرین، قطر، امارات، عربستان سعودی، عراق، عمان و اردن از جمله کشورهایی هستند که پایگاههای آمریکا در آنها تحت تأثیر حملات قرار گرفتهاند.
اهمیت این موضوع تنها به هزینه تعمیرات محدود نمیشود. پایگاههای آمریکا در منطقه بخشی از یک شبکه بزرگ عملیاتی هستند که استقرار نیرو، انتقال مهمات، سوخترسانی، تعمیر تجهیزات، فرماندهی و ارتباطات را به یکدیگر متصل میکنند. آسیب به یک بخش از این شبکه میتواند بر عملکرد بخشهای دیگر نیز اثر بگذارد.
لجستیک؛ حلقهای که طولانیتر شد
یکی از پیامدهای حملات، تغییر مسیر بخشی از فعالیتهای پشتیبانی آمریکا عنوان شده است. بر اساس گزارش، استفاده از دیگو گارسیا در اقیانوس هند برای پشتیبانی، چرخه تأمین را به حدود ۱۴ تا ۱۸ روز افزایش داده است.
در عملیات نظامی، افزایش فاصله میان محل استقرار نیروها و میدان نبرد به معنای افزایش زمان انتقال تجهیزات، مصرف بیشتر منابع و پیچیدهتر شدن زنجیره تأمین است. به همین دلیل، فشار بر شبکه لجستیکی میتواند حتی بدون نابودی گسترده تجهیزات، هزینه عملیات را افزایش دهد.
دفاع موشکی هم هزینه دارد
گزارش همچنین اهمیت هزینههای دفاعی را برجسته میکند. در یک نبرد گسترده موشکی و پهپادی، حتی زمانی که سامانههای پدافندی بخش قابل توجهی از حملات را رهگیری میکنند، مصرف مهمات دفاعی میتواند ذخایر را تحت فشار قرار دهد.
از این منظر، ارزیابی توان دفاعی فقط با درصد رهگیری انجام نمیشود. هزینه هر رهگیری، میزان ذخایر باقیمانده، سرعت تولید دوباره موشکها و توان طرف مقابل برای ادامه حملات نیز در محاسبات نظامی اهمیت دارد.
آسیب به تجهیزات
در گزارشهای مبتنی بر ارزیابی بازرس کل، از آسیب یا انهدام چندین هواپیما و همچنین شماری از پهپادهای آمریکایی خبر داده شده است. با این حال، این خسارتها به معنای از بین رفتن توان هوایی آمریکا نیست. ایالات متحده همچنان ظرفیتهای گسترده هوایی، دریایی، اطلاعاتی، فضایی و صنعتی در اختیار دارد. مسئله مهمتر، سرعت بازسازی این ظرفیتهاست. واشنگتن باید ذخایر مهمات را افزایش دهد، گلوگاههای صنعتی را کاهش دهد و درباره نحوه استقرار نیروها و تجهیزات خود در منطقه تصمیم بگیرد.
آزمون بازسازی
گزارش بازرس کل پنتاگون بیش از آنکه صرفاً فهرستی از خسارتهای جنگ باشد، تصویری از چالشهای ادامه یک عملیات نظامی پرهزینه ارائه میکند. آمریکا باید میان بازسازی ذخایر، تأمین نیازهای متحدان و حفظ آمادگی برای بحرانهای دیگر تعادل برقرار کند. در نهایت، اهمیت این گزارش در آن است که نشان میدهد قدرت نظامی تنها با تعداد هواپیما، موشک و پایگاه سنجیده نمیشود. توان یک کشور برای تأمین مهمات، تعمیر تجهیزات، حفظ مسیرهای لجستیکی و بازسازی سریع زیرساختهای آسیبدیده نیز بخشی از قدرت نظامی است. بر اساس گزارش پنتاگون، جنگ اخیر فشار قابل توجهی بر این بخشها وارد کرده است.
برگرفته از: خبرآنلاین