تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین گلوگاههای تجارت و انرژی جهان است؛ آبراهی که اهمیت آن تنها به عبور نفت خام محدود نمیشود و بخش مهمی از تجارت دریایی منطقه و جهان از مسیر آن انجام میگیرد. اگرچه کشورهای حاشیه خلیج فارس طی سالهای گذشته تلاش کردهاند با ایجاد خطوط لوله و مسیرهای صادراتی جایگزین، آسیبپذیری خود را در برابر اختلال احتمالی در هرمز کاهش دهند، اما این اقدامات به معنای بیاهمیت شدن این آبراه نیست.
اختلاف بر سر آینده هرمز
موضوع اهمیت آینده تنگه هرمز اخیراً به محل اختلاف نظر میان مقامهای آمریکایی و قطری تبدیل شده است. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، با اشاره به توسعه خطوط لوله در کشورهای منطقه گفته بود که ممکن است هرمز طی دو سال آینده بخشی از اهمیت خود را از دست بدهد. این ارزیابی با واکنش سعد شریده الکعبی، وزیر انرژی قطر، مواجه شد.
الکعبی در مجمع اقتصادی قطر در نیویورک این دیدگاه را نادرست دانست و تأکید کرد که هرمز تنها مسیر عبور نفت و گاز نیست، بلکه شریانی حیاتی برای تجارت بینالمللی به شمار میرود. به اعتقاد او، حتی توسعه مسیرهای جایگزین نیز نمیتواند جایگاه این آبراه را در شبکه تجارت جهانی از بین ببرد.
روزانه میلیونها بشکه نفت
اهمیت هرمز را میتوان از حجم انرژی عبوری از آن درک کرد. بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در سال ۲۰۲۴ بهطور متوسط حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت، میعانات و فرآوردههای نفتی در روز از این آبراه عبور کرده است. این رقم حدود یکپنجم مصرف جهانی مایعات نفتی و بیش از یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان را تشکیل میدهد.
از سوی دیگر، حدود یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایعشده یا الانجی نیز از تنگه هرمز عبور میکند. همین آمار نشان میدهد که اختلال در این مسیر فقط صادرکنندگان نفت را تحت تأثیر قرار نمیدهد و بازار جهانی گاز و بسیاری از اقتصادهای وابسته به انرژی را نیز با پیامدهای مستقیم مواجه میکند.
خطوط لوله؛ مسیر مکمل نه جایگزین
عربستان و امارات سالهاست برای کاهش آسیبپذیری صادرات خود در برابر بحران احتمالی در هرمز، مسیرهای جایگزین ایجاد کردهاند. عربستان از خط لوله شرق به غرب برای انتقال نفت به سواحل دریای سرخ استفاده میکند و امارات نیز با خط لوله ابوظبی ـ فجیره میتواند بخشی از نفت خود را خارج از محدوده هرمز منتقل کند. این زیرساختها در شرایط بحرانی اهمیت زیادی دارند، اما ظرفیت آنها با حجم انرژی عبوری از تنگه هرمز قابل مقایسه نیست. علاوه بر این، خطوط لوله اساساً تنها بخشی از نیاز صادرات انرژی را پوشش میدهند و نمیتوانند جایگزین کشتیهای حامل الانجی، فرآوردههای نفتی و دیگر کالاهای تجاری شوند. به همین دلیل، توسعه خطوط لوله را باید بیشتر اقدامی برای کاهش ریسک دانست تا تلاشی برای حذف هرمز از معادلات جهانی. برخورداری از مسیرهای متعدد، انعطاف کشورهای صادرکننده را افزایش میدهد، اما وجود مسیرهای مکمل به معنای حذف مسیر اصلی نیست.
عراق و دشواری مسیر شمالی
عراق نیز در سالهای گذشته تلاش کرده با تقویت مسیر صادراتی شمال و استفاده از خط لوله منتهی به بندر جیهان ترکیه، وابستگی صادرات نفت خود به مسیر جنوبی را کاهش دهد. با این حال، این مسیر با محدودیتهای سیاسی، حقوقی و فنی روبهروست. بر اساس دادههای رسمی انرژی، بخش اصلی صادرات نفت عراق همچنان از پایانههای جنوبی این کشور در خلیج فارس انجام میشود. در سال ۲۰۲۴ بیش از ۳.۲ میلیون بشکه در روز نفت عراق از مسیرهای دریایی جنوبی صادر شد. این وضعیت نشان میدهد مسیرهای شمالی هنوز نتوانستهاند جایگزین کامل مسیر جنوبی شوند.
هرمز فقط نفت نیست
شاید مهمترین نکته در بحث آینده هرمز این باشد که این تنگه صرفاً یک مسیر انتقال نفت خام نیست. اقتصاد کشورهای جنوبی خلیج فارس از طریق این آبراه به آبهای آزاد و بازارهای جهانی متصل میشود و کشتیهای حامل نفت، فرآوردههای نفتی، الانجی و طیف گستردهای از کالاها از آن عبور میکنند. در نتیجه، هرگونه اختلال در تردد کشتیها میتواند هزینه بیمه و حملونقل دریایی، زمان انتقال کالا و در نهایت هزینه تجارت بینالمللی را افزایش دهد. قطر نمونه روشنی از این وابستگی است؛ بخش قابل توجهی از صادرات الانجی این کشور باید از مسیر هرمز عبور کند و خطوط لوله نفتی کشورهای دیگر نمیتوانند جایگزین مسیر دریایی صادرات گاز قطر شوند. بنابراین، تلاش کشورهای منطقه برای ایجاد مسیرهای جایگزین را باید بخشی از راهبرد کاهش آسیبپذیری دانست. این مسیرها میتوانند در زمان بحران بخشی از فشار را کاهش دهند، اما فعلاً نمیتوانند نقش هرمز را به عنوان یکی از اصلیترین مسیرهای اتصال تولیدکنندگان انرژی خلیج فارس به بازارهای جهانی بر عهده بگیرند.
برگرفته از: ایرنا