وحید شقاقی شهری، اقتصاددان ، از تفاوت میان فقر درآمدی و کاهش رفاه خانوار شاغل میگوید: تداوم تورم بالا میتواند حاشیه امن اقتصادی خانوارها را کم و تابآوری را کاهش دهد. در ادامه گزیده نظرات وی میآید:
تورم مزمن
اقتصاد ایران در سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ با تورم روبهرو شد، سپس در سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ تورم به محدوده تکرقمی کاهش یافت. اما از سال ۱۳۹۷ به بعد همزمان با تشدید تحریمهای اقتصادی، جهش نرخ ارز، افزایش نااطمینانی و فشارهای مالی دولت، تورم بار دیگر وارد مسیر صعودی شد.
دهه ۱۴۰۰، تورم وارد مرحله مزمن و ماندگار شد. نرخهای بالای ۴۰ درصد در سالهای متوالی نشان میدهد که اقتصاد با نوعی «تثبیت تورم در سطوح بالا» مواجه شده است. در سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، میانگین تورم حدود ۴۶ درصد قرار گرفت. سال 1405 با جنگ و محاصره دریایی و تشدید تحریم ها، شکاف معنی داری بین هزینه مصرفی خانوار با سطح درآمد ایجاد کرد. این وضعیت را میتوان نوعی «فقیرشدن تدریجی خانوارهای شاغل» یا کاهش رفاه و افزایش آسیبپذیری اقتصادی خانوار شاغل دانست. ممکن است خانواری هنوز درآمدی بالاتر از خط فقر داشته باشد، شاغل باشد و حتی داراییهایی مانند مسکن و خودرو در اختیار داشته باشد، ولی به دلیل تورم، کاهش قدرت خرید، افزایش هزینههای ضروری و بیثباتی درآمد، توان تأمین مخارج رفاهی، درمانی و پسانداز خود را از دست داده باشد.
آسیبپذیری در برابر فقر
این وضعیت به مفهوم فقر نسبی، فقر داراییمحور، فقر زمانی و آسیبپذیری در برابر شرایط فقر است. مسکن و خودرو نیز الزاماً به معنای رفاه جاری نیستند؛ زیرا ممکن است غیرنقدشونده باشند و خودشان هزینههای مستمر نگهداری، تعمیر، بیمه و استهلاک ایجاد کنند.
حذف تدریجی هزینههایی مانند رستوران، سفر، پوشاک، تفریح و سپس خدمات درمانی یا تعمیرات نشانهای از کاهش مصرف اختیاری و فشردهشدن سبد مصرفی خانوار است. خانوارها معمولاً در شرایط فشار مالی، ابتدا هزینههایی را حذف میکنند که از نظر کوتاهمدت ضروری تلقی نمیشوند؛ اما هنگامی که کاهش درآمد واقعی یا افزایش هزینههای ضروری ادامه یابد، این تعدیل به آموزش، مراقبتهای پیشگیرانه، درمان، تعمیرات و حتی نگهداری داراییها نیز سرایت میکند.
کاهش رفاه
از این منظر کاهش رفاه واقعی الزاماً به معنای کاهش مصرف کالری یا حذف کامل کالاهای اساسی نیست، بلکه میتواند در کاهش کیفیت، تنوع، دوام، امنیت و آیندهنگری مصرف نمایان شود. شاخصهای رسمی درآمد و فقر در اقتصاد ایران ممکن است این تحول را بهطور کامل نشان ندهند؛ زیرا درآمد اسمی، میانگینهای کلان و خط فقر معمولاً تفاوت میان کاهش مصرف رفاهی، تعویق درمان، افت کیفیت کالاها و حذف خدمات پیشگیرانه را ثبت نمیکنند.
همچنین دادههای مقطعی ممکن است نشان دهند خانوار هنوز بالاتر از خط فقر قرار دارد، در حالیکه در طول زمان از پسانداز خود میکاهد، بدهی بیشتری میگیرد یا هزینههای ضروری آینده را به تعویق میاندازد.
برای سنجش دقیقتر این روند باید در کنار درآمد، شاخصهایی مانند مصرف واقعی سرانه، سهم هزینههای ضروری، هزینههای سلامت پرداختی از جیب، نرخ پسانداز، بدهی، محرومیت از خدمات، کیفیت مسکن و خودرو، و دیگر شاخصهای ذهنی رفاه و امنیت اقتصادی نیز بررسی شوند.
برگرفته از تجارت نیوز